𝖻𝖺𝖼𝗄𝗒𝖺𝗋𝖽 𝗁𝖾𝖺𝗍𝗁𝖾n
Ir al canal en Telegram
316
Suscriptores
-324 horas
-57 días
-830 días
Archivo de publicaciones
به معنی واقعی دارم هر غلطی میکنم که نرم راجع به نوک زدن جوجه کاکایی بخونم ولی میدونم اگه الان نخونم مجبورم شب آخر با استرس بشینم پاش
اجی من تصمیم گرفتم تا هیر وی گو فران نیاد باور نکنم رفتنشو که بعد اون موقع منفجر شم
https://t.me/nothesp2/12066
خیلی بامجه و ناج و گوگولی ای همینجوری بمون سوئیتی >< (ما اومدیم که با هم پسر مسر ملاقه بزنیم دیگه🤭)
یه خوشگلی اینجا جوین شده که بیوش یادم انداخت باید برم بقیه سط رو بخونم واقعا خاک تو سر کنکور.
واقعا خجالت آور، وایسید بعد کنکور فرهیخته میشم میآم براتون درباره قانون نسبیت عام توضیح میدم اصلا
تازه زیادم شدین حس میکنم باید فرهیخته و جالب باشم ولی هی به خودم میآم میبینم دارم جلوتون پسر مسر ملاقه میزنم
Repost from landoscah' diaries,,
— You’re an ao3 writer,,,
forward this message and I’ll tell you what ship your fic is about, what tags you used, and why it became popular.
Limit: let's see.
تا بیخ اون کرکتر رو حفظم و قد پدر پدربزرگش رو هم توی ذهنم دارم ولی مجبور میشم پیوی دوستامو بگردم که یادم بیاد اسم کاملش چی بود.
حداقل منفی سی و سه ها رو پنجشنبه میزنم که بتونم پنجشنبه و جمعه رو برم خونه بابابزرگم اینا چتر بندازم
