𝖻𝖺𝖼𝗄𝗒𝖺𝗋𝖽 𝗁𝖾𝖺𝗍𝗁𝖾n
Ir al canal en Telegram
he . they !! [ http://t.me/RedChtBot?start=8468108487 ]
Mostrar másIrán136 249La categoría no está especificada
318
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
-730 días
Archivo de publicaciones
میخواستم بپرسم دادی چند نفر بخونن که مطمئن شی اشتباه تایپی نداری ولی دلم نیومد بولیت کنم😞
الهی بمیرم میشکا کول ترین آدم دنیاست فکرشو بکن خیلی رندوم تصمیم بگیری بامجه ترین و جالب ترین کیسا رو بنویسی.
Repost from N/a
݁˖⋆˚꩜ vacation detectives ,
backyard heathen, refuge, timeless legacy, someone's pearl, apollosexual
بعد از یه سال طولانی و حل کردن معماهای مختلف، سونیا و نوشا پیشنهاد میدن که برای مسافرت به یه شهر ساحلی برن تا یکم از جنب و جوش و استرس دور باشن. وقتی فرود میان و سوار تاکسی میشن تا به هتلشون برسن، احساس میکنن فضای شهر عجیب ئه. ساحل کاملا خلوت ئه، مردم شهر به همدیگه با دید skeptical نگاه میکنن و همه توی سکوت ان. وقتی میرسن توی اتاق و روزنامه و مجلات رو چک میکنن، متوجه میشن این بددلی بابت چی ئه؛ توی شهر، یک موجودی قایم شده که آدمهای زیبا، که اکثرا خانوم هستن، رو توی ماسه میکشه و دیگه هیچ اثری ازشون باقی نمیمونه. هستی اصرار میکنه که این معما رو حل کنن ولی بقیه میخوان یک بار هم که شده استراحت کنن و در نتیجه کسی باهاش همراه نمیشه. صبح روز بعد، سر میز صبحونه، نیوشا یواش دفترش رو میذاره روی میز و همه آه میکشن و هستی گیگل میکنه. نیوشا لیست افراد دزدیده شده رو نوشته و وقتی همشون رو بررسی میکنن، متوجه یه الگو میشن؛ خانومهای بلوندی که شخصیتهای bubbly و چشمهای کشیده آهویی دارن. در نتیجه، رز رو کاندید میکنن تا روی سرش کلاه گیس بذاره و بعنوان طعمه اون جونور رو به خودش جذب کنه.
رز میره توی ساحل و گرم صحبت کردن با تلفنش میشه و بلند میخنده تا بتونه اون موجود رو جذب کنه. وقتی گودال باز میشه و رز رو به داخل میکشه، بقیشون سعی میکنن به طرفش برن و نجاتش بدن اما شن کاملا سفت شده و پاهای اونها هم توش گیر میکنه و نخ نامرئی ای که به رز بسته بودن هم تاثیری تداره و هیچکدوم به موقع بهش نمیرسن و آخرین صحنهای که میبینن دستهای رز ئه که به شن چنگ میزنه. هستی کاملا خودش رو مقصر میدونه و جدا از همه برمیگرده هتل و خودش رو توی اتاق حبس میکنه چون اصرار اولیه از سمت اون بوده و احساس گناه میکنه. نوشا پیشنهاد میکنه که تسلیم نشن و برمیگردن ساحل تا با سونیا و نیوشا اون تیکه رو بهتر بگردن. اونجا، یه تیکه پارچه مشکی رنگ پیدا میکنن و با اشتیاق و ذوق برمیگردن هتل تا به هستی نشونش بدن. وقتی روش تحقیق میکنن، متوجه میشن که پارچه چرمی ئه و در نتیجه هیچ موجود واقعی ای اونجا نبوده و اون تیکه از لباسش کنده شده و اونجا افتاده. این دفعه، وقتی نوشا پیشنهاد تله دوباره رو میده، هستی مطمئن میشه که علاوه بر نخ نامرئی یه ردیاب هم به لباسش بسته باشه. نیوشا داوطلب میشه، کلاه گیس رو سرش میذاره و ردیاب رو به لباسش قفل میکنه و برمیگرده به ساحل.
وقتی نیوشا هم توسط اون فرد دزدیده میشه، ردیابش رو دنبال میکنن تا بهش برسن. وقتی لوکیشنش رو دنبال میکنن به یه غار زیرزمینی میرسن و وقتی زمین رو حفاری میکنن، بلاخره یه در مخفی پیدا میکنن. در رو میشکونن و پشت در تمام افراد زیبایی که دزدیده بودن، بعلاوه نیوشا و رز، رو پیدا میکنن. همشون روی صندلی نشسته بودن و دستهاشون بسته شده بوده. وقتی از دور صدا میشنون، سونیا، نوشا، و هستی تصمیم میگیرن که اون فرد رو گیر بندازن پس نقششون رو میکشن. سونیا و نوشا هر کدوم یک طرف در وایمیسن و تور رو به سقف وصل میکنن و هر کدوم یک طرفش رو میگیرن تا به موقع روش بندازنش. هستی هم تصمیم میگیره این بار کار ریسکی رو خودش قبول کنه، و طعمه میشه تا حواس اون دزد رو پرت کنه. وقتی در باز میشه و اون فرد با کاستوم چرمی موش اش وارد میشه و هستی رو میبینه، به سمتش حملهور میشه اما قبل از هر خطری، تور ول میشه و گیرش میندازن.
نوشا نگهش میداره و سونیا و هستی قبل از هر چیزی دستهای همه رو باز میکنن تا نجاتشون بدن. وقتی هر پنج نفرشون بالای سر اون فرد وایمیسن و کاستومش رو برمیدارن، یک مرد عجیب غریب میبینن. از یکی از دخترهایی که دزدیده شده بوده متوجه میشن که این فرد تلاش کرده بوده با خانومها همصحبت بشه اما چون pervert بوده و به همه احساس بدی میداده، کسی باهاش صحبت نمیکرده و برای همین تصمیم گرفته بوده که افراد زیبا رو بدزده تا بتونه مجبورشون کنه باهاش صحبت کنن.
تازه شلیل اگه خیلی نرم باشه تاثیر مستقیم روی اعصاب و روانم داره اول اون رو پرت میکنم توی دیوار بعد خودمو
