es
Feedback
مُطاٰب؛

مُطاٰب؛

Ir al canal en Telegram

از‌طُ‌چه‌پنهان...🪑 . ناشناس:https://t.me/HarfChatBot?start=b69839a40c1e

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
174
Suscriptores
-224 horas
-117 días
-3130 días
Archivo de publicaciones
دلتنگی بد عجیب بر دلم حاکم است؛ دلیلش هم روشن است. اما...

گر من بروم،تو با که آرام کنی؟ هَمنام من اِی دوست که را نام کنی؟

محفل مطابی ها؛ برنامه از این قراره دوشنبه ها و پنج شنبه ها(فعلا فقط پنج شنبه ها) ساعت۱۰:۰۰به بعد(شب) یک کلمه به میان میاد و درباره اون می‌نویسم... یک جمله یا سطر ها چند تا نکته: 🔹شب هایی که محفل اجرا میشه در کانال مطاب پوسترش همراه با یک لینک ناشناس قرار داده میشه 🔹هرکسی برای نوشته هاش یه نام انتخاب کنه می‌تونه نام خودش باشه یا هرچیزی که دوست داره (و اون رو پایین هر نوشته با # قرار بده 🔹یک گروه با عنوان محفل هست که همه نوشته ها اونجا قرار داده میشه تا متن ها حفظ بشه. 🪵میتونین دوستان تون رو هم به این محفل دعوت کنین🪑🚪 محفل مطابی ها:https://t.me/+7XHAyPlfN4tmNzdk فقط کسایی میتونن متن های بچه هارو بخونن که متن بنویسن و وارد گروه بشن.. گروه هم هیچ دسترسی نداره پس اشتباه با گپ نگیرید خود مطاب جوین باشین🪑 https://t.me/motab_0

یه ایده دارم فقط نیاز به همراهی داره👀 همراه هستین؟!

هرگزت شیرین نمی‌بردم گمان ای‌شهدِ عشق تلخ می‌دانستمت اما نه این‌ مقدار تلخ؛

بگذار اینطور بگویم دلی که دست من نیست دست دیگری هم نیست! فقط حیران شده میچرخد و دستی به دلش نمی‌نشیند هر بار هم که میگویم باز گرد، فریاد نه را سر میدهد درست نمیدانم ولی می‌گوید که من پیدایش میکنم همان که برای توست من تورا درمان میکنم بی‌قلب دیگری تو زنده نخواهی ماند فارغ از اینکه بی‌خودش شدم؛..

تا توان رفت به قربان تو، مردن ستم است؛..

تو مثل ماهِ برکه ای و من غریق مست شب دوباره تو،دوباره من شناوری، شناورم..

اگه یار قدر ندونه،غریبه جفت شیش میاره..

من نفسم میگیرد در هوایی که نفس های تو نیست من اگر یک دمِ تو دم نشود میمیرم من اگر باز دمت را باد نگیرد ببرد میمیرم.. قلبم از پای بیفتد که اگر ضربه ای نا آرام سینه‌ات را بدرد! من همینقدر تو را می‌خواهم، من به دنبال تو و هر نفست درپی باد خزان می‌افتم؛..

ولی کاش شبیه تابلوی نقاشی ام رنگی میشد🪑

موقعی که برگه امتحان رو سفید تحویل می‌دادم چه حسی داشت.. دلم میخواد این قسمت از زندگی مو سفید تحویل خدا بدم...!

بذار بهت بگم عیبی نداره اگه اون‌قدر خسته‌ای که حتی جون نداری غمگین باشی؛..

میدونی چرا از این روضه به اون روضه میریم.. نکنه بگن دور حسین خلوت شده؛...

چرا آدم ها عشق را یک ننگین نام کردند؟! چه دردی داشتند که چسبیدند به این نام و آن را به زشتی کشاندند البته کار آدم ها چیزی جز این هم نیست.. ولی کاش دست از کلمات بر می‌داشند آخر شاعر با آنها میسازد برای شاعر کلمه مقدس است اصلا بدون کلمه نیست میشود نکنید باباجان نکنید این کلمات بازیچه دست شما ها نیستند اینها آمده اند تا در طریق پاک شان شعر شوند؛..

_تا به حال شده شعری بخوانی و یک هفته شعر بگویی!؟ سوال خوبی بود همین که فهمیدم دیگری هم بسان من آنقدر در شعری میماند، که خود شاعر آن شعر میشود؛..

از پیری پرسیدم عشق را چگونه دریافتی گفت: عشق چیزی نیست جز وابستگی چشم هایمان به دیدن یکی..!

مست از استکان چایی روضه.. لطف حسین همان چایی ریخته شده به دست نوکر. نوش باده ای که از دست نوکر است؛..
مست از استکان چایی روضه.. لطف حسین همان چایی ریخته شده به دست نوکر. نوش باده ای که از دست نوکر است؛..

الله اکبر از این علمدار در جنگ صفین در نوجوانی چنان لشکر دشمن را از هم شکافت و نزد علی رفت که در نقل روایات نمی‌گنجد ابوشعثا و پسرانش هم که ذره نا‌چیزی از جنگ آوری علمدار در صفین است. همانجا قمر می‌توانست کفر را نابود کند اما چه شد علمدار برای کربلا باید می‌ماند او تسلیم بر امر بود همانطور که کنار شط فرات تسلیم خدا بود نمیدانم ولی هرچه خیر است در همین تسلیم بودن است.. روضه خواندن و سینه زدن خوب است ولی باید بدانیم،چرا و برای چه خدا حضرت عباس را به ما داده؛.. اشک واقعی اشکیست که از فهم باشد..

شال شب بر دوشم گذاشتم سنگین است و من را می‌نشاند مرا به کنجی می‌کشاند تاکه تاریکی اش را ثابت کند؛..