es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

مُطاٰب؛

مُطاٰب؛

Ir al canal en Telegram

از‌طُ‌چه‌پنهان...🪑 . ناشناس:https://t.me/HarfChatBot?start=b69839a40c1e

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
225
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
-2530 días
Archivo de publicaciones
تو آن دریای زیبایی که ابعاد تو ناپیداست اگر کم گفته‌ایم از تو یقیناً کاستی از ماست؛

یک بار فقط نام تو را بردم و دیگر مانده‌ست از آن روز زبانم به تو مشغول؛

نمی دانم از دلتنگی عاشق ترم یا از عاشقی دلتنگ تر فقط میدانم در آغوش منی بی آنکه باشی...🌱 ‌
نمی دانم از دلتنگی عاشق ترم یا از عاشقی دلتنگ تر فقط میدانم در آغوش منی بی آنکه باشی...🌱 ‌

بہ‌نامش‌🫀/:

گفتی مرا به خنده خوش باد روزگارت کس بی تو خوش نباشد رو قصه ی دگر کن؛

تو را اندازه‌ی سرباز غمگینی که از برجک شبی در اوج غربت سردهد آواز دلتنگم؛

از کام لبت بوسه سرابست نگو نه لبهای تو خود جام شرابست نگو نه؛ یک بوسه ز لبهای ترت مرحمتی کن تقصیر تو این حال خراب‌ است نگو نه؛

مرگ حق است همان‌گونه که تو حق منی تو نیایی به سراغم‌ خبرم می‌آید؛

بهانه ‌ای دارم که تو را باز هم صدا بزنم تو به آغوشِ من سری بزنی من به غیر از تو پشت پا بزنم...🌱 ‌
بهانه ‌ای دارم که تو را باز هم صدا بزنم تو به آغوشِ من سری بزنی من به غیر از تو پشت پا بزنم...🌱 ‌

بہ‌نام‌چـــشمــــــٰانت🫀/:

وطنم در تن تو جای گرفته‌ست ولی من همان عاشق بیچاره‌ی دور از وطنم؛

بوسه هم گر میزنی بر این مقدس‌ها بزن‌ مُهر و تمثال و ضریح و تربت و لبهای یار؛

بغض کردیم و حسودان جهان شاد شدند دلمان تنگ شد و قافیه‌ها ریخت به هم؛

عشق و رسوایی خطر دارد زلیخای عزیز یوسفت در گوشه‌ی زندان بماند بهتر است؛

دلم مست شدن با تو را می‌خواهد مرا پیاله ای شراب بنوشان سبزم نما،زنده ام کن با من به رقص برخیز و مرا ذره ذره در آغوشت بمیران..
دلم مست شدن با تو را می‌خواهد مرا پیاله ای شراب بنوشان سبزم نما،زنده ام کن با من به رقص برخیز و مرا ذره ذره در آغوشت بمیران...🌱 ‌

بہ‌نام عشق🫀/:

شاید دوست داشتن ما سخته، نمیدونم.

زلیخا هرکجا یوسف نبوده بوده زندانش...

شعر خواندم که تو را از سر خود اندازم تو خودت شعر شدی در سر من اُفتادی؛

هر لحظه به آغوش ِتو مشتاقم و محروم مانند غریبی که دلش پیش وطن بود؛