″یادهایِ ماندِگار
Ir al canal en Telegram
🤍.
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
763
Suscriptores
-124 horas
-257 días
+10530 días
Archivo de publicaciones
شما هر چقدر هم ارزش بقیه رو حفظ کنین ، در نهایت اونا طبق لیاقت و شایستگی خودشون با شما رفتار میکنن
شام غریبان اون شبی بود که خانواده ها داشتن بین جنازه ها بچشون و صدا میزدن و دنبال بچشون میگشتن.
دلم می خواهد به همهی عقاید احترام بگذارم
ولی احترام به بعضی از آن ها
توهین به شعور خودم محسوب میشود.
پس در بهترین حالت،
تحملشان می کنم و هیچ نمیگویم....
Repost from N/a
محرم برای من اون روزی بود که یه مادر تا صبح جنازه دخترش رو تو خونه بغل کرد تا ندزدنش،اون روزی که پدر زجه کنان کاور های مشکی رو باز میکرد تا پسرش رو پیدا کنه،محرم تنه نیمه جونی بود که از ترس تیر خلاص نفسش رو حبس کرد و سه روز بین جنازه ها موند،اسم محرم نیارین...
یه کاری باهامون کردین که دیگه نمیتونم به عقایدتون احترام بزارم!
کسی که تو امروز دلتنگش شدی، هر روز آگاهانه تصمیم میگیره که تو، توی زندگیش نباشی و این تمام چیزیه که تو نیاز داری بشنوی.
«یه روزی مردای ترسو محکومن فقط بشینن و شکوفه دادنِ زنیرو تماشا کنن که خودشون از دستش دادن.»
