es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

نــور | Noor

نــور | Noor

Ir al canal en Telegram

هر واژه نوری‌ است اگر از دل برآید.. چنل دوممون: @out_0f_life نظرات، پیشنهادات، همکاری، تبلیغات: t.me/Noor_art008?direct تعرفه تبلیغات: @Noor_tabligh (تعهدی در قبال تبلیغات نداریم.)

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada

📈 Análisis del canal de Telegram نــور | Noor

El canal نــور | Noor (@noor_art008) es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 15 004 suscriptores, ocupando la posición en la categoría Otro.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 15 004 suscriptores.

Según los últimos datos del 06 noviembre, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -1 003, y en las últimas 24 horas de -2, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 14.88%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 6.42% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 2 233 visualizaciones. En el primer día suele acumular 963 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 28.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“هر واژه نوری‌ است اگر از دل برآید.. چنل دوممون: @out_0f_life نظرات، پیشنهادات، همکاری، تبلیغات: t.me/Noor_art008?direct تعرفه تبلیغات: @Noor_tabligh (تعهدی در قبال تبلیغات نداریم.)”

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 07 noviembre, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Otro.

15 004
Suscriptores
-224 horas
+4607 días
-1 00330 días
Archivo de publicaciones
بغض وقتی می‌رسد، شاعر نباشی بهتر است بغض وقتی گریه شد، خودکار می‌خواهد فقط - علی صفری | نــور

گفته بودم که اگر بوسه دهی توبه کنم که دگر با تو از این گونه خطاها نکنم بوسه دادی و چو برخاست لبت از لب من توبه کردم که دگر توبه بیجا نکنم - منسوب به مولانا | نــور

گفتم صنما جهان به کامت بادا گفتا که غم هجر مدامت بادا گفتم که به من نمای آن رخ را گفت آن نیز که دیده‌ای حرامت بادا - عاشیه مقریه | نــور

حکایت باران بی‌امان است این‌گونه که من دوستت می‌دارم شوریده‌وار و پریشان باریدن بر خزه‌ها و خیزاب‌ها بی‌تاب، بی‌قرار دریایی جستن و به سنگ‌چین باغ بسته دری سر نهادن و تو را به یاد آوردن حکایت بارانی بی‌قرار است این‌گونه که من دوستت دارم - شمس لنگرودی | نــور

دلتنگی خوشهٔ انگور سیاه است لگدکوبش کن لگدکوبش کن بگذار ساعتی سربسته بماند مستت می‌کند اندوه - شمس لنگرودی | نــور

دود می‌خیزد زِ خلوتگاه من. کَس خبر کِی یابد از ویرانه‌ام؟ با درون سوخته دارم سخن کِی به پایان می‌رسد افسانه‌ام؟ - سهراب سپهری | نــور

عشق از آغاز ناتنی بوده است آن‌که مفهوم عشق را دیده است مرگ آهسته را پسندیده است - علیرضا آذر | نــور

گر مِی نخوری طعنه مزن مستان را بنیاد مکَن تو حیله و دستان را تو غره بدان مشو که مِی می‌نخوری صد لقمه خوری که مِی غلام است آن را - خیام | نــور

قلم بتراشم از هر استخوانم مرکب گیرم از خون رگانم بگیرم کاغذی از پرده دل نویسم بهر یار مهربانم - باباطاهر | نــور

اشعار و نوشته های این چنل رو از دست ندید.

قطعه‌ای از من کنار توست و قطعه‌ای از من کنارِ من و قطعاتم دلتنگ یکدیگرند، می‌شود بیایی؟
محمود درویش

بزن نی زن که بس دلگیرم امشب خدا داند ز غم میمیرم امشب به جان آمد دلم زین زندگانی فغان از جور و از بی‌ همزبانی بزن نی زن از این نالان ترم کن بزن آتش به دل خاکسترم کن بزن نی زن که دلتنگ از زبانم بزن نی زن که رسوای جهانم از این سازت مرا غمگین ترم کن مرا آتش زن و خاکسترم کن بزن نی زن که با من هم‌نوایی تو هم می‌سوزی و هم درد مایی تو هستی گریه‌هایم را بهانه بخوان بار دگر از غم ترانه کتاب درد و غم در سینه دارم به خاک، این دفترِ غم می‌سپارم - ناشناس | نــور

من ابرهای بی‌شماری در گلو دارم مغرورم آن‌قدری که بغضم را نمی‌بارم گفتند دلگیری چرا، گفتم نمی‌دانم آه ای نمی‌دانم‌ترینم! دوستت دارم ناگفته‌ها در سینه روی هم تلنبارند حرفش که می‌افتد به یک لبخند ناچارم از هرچه می‌ترسیدم آخر بر سرم آمد از عشق می‌ترسم تو را شاید به دست آرم - علی صفری | نــور

بس که از خلق خدا خاطرهٔ بد دارم از صمیمی شدن رابطه‌ها بیزارم خنده‌دار است که زخمم زده‌اند اما من... فکر اینم که غمی از دلشان بردارم -محمدرضا نظری | نــور

ای دوست قبولم کن و جانم بستان مستم کن و از هر دو جهانم بستان با هرچه دلم قرار گیرد بی‌تو آتش به من اندر زن و آنم بستان - مولانا | نــور

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم - فخرالدین عراقی | نــور