es
Feedback
ㅤㅤׅ𝑨 𝖻𝗌𝖾𝗇𝗍 ㅤׅ良 ㅤ ׅ𝑬 𝖼𝗁𝗈

ㅤㅤׅ𝑨 𝖻𝗌𝖾𝗇𝗍 ㅤׅ良 ㅤ ׅ𝑬 𝖼𝗁𝗈

Ir al canal en Telegram

   ㅤ ‧ 桜 𝗍𝗁𝗂𝗌 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 𝖻𝖾𝗅𝗈𝗇𝗀𝗌 𝗍𝗈 ׅ𝑺𝖼𝖺𝗋𝗅𝖾𝗍  ‧ ㅤ ╼ ׅ𝑺𝗁𝖾 . 𝗁𝖾𝗋 𝗂𝗇𝗍𝗃 𝟓𝗐𝟔   𝐆𝖾𝗆𝗂𝗇𝗂  ╾ ㅤ ׅ𝗌𝖾𝖾 𝗉𝗂𝗇𝗇𝖾𝖽 𝖼𝗈𝗇𝗍𝖾𝗇𝗍 𝖿𝗈𝗋 𝗆𝗈𝗋𝖾 𝗂𝗇𝖿𝗈  𝄒𝄒 ㅤㅤㅤㅤㅤ𓏴 ׅ𝐔𝗇𝗁𝖾𝖺𝗋𝖽 𝐄𝖼𝗁𝗈𝗌‿᷼ 𝄈 @blueasibot

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
388
Suscriptores
-124 horas
+727 días
+14730 días
Archivo de publicaciones
یا خدا ، خدا نکنه

Repost from N/a
https://t.me/Yellowasi اسم کتاب: لبخندِ ممنوعه جایگاه تو: شاهدخت نحوه آشنایی با پارتنر: گروگان‌گیری پایانتون: فرار از سلطنت

Repost from N/a
تانپوپو (Tanpopo) ژاپن، دورهٔ ادو. زنی سی‌ساله با موهای مشکیِ پرکلاغی و بلند و چشمانی آبیِ روشن؛ رنگی غریب در ژاپن آن روزگار، آن‌قدر غیرمعمول که از کودکی بهانه‌ای برای شایعه و حدس دربارهٔ اصل‌ونسبش بوده است. اما خودش هیچ پاسخی ندارد. از پنج‌سالگی به قبل چیزی به یاد نمی‌آورد. در پنج‌سالگی به یک شبکهٔ قاچاق و تجارت غیرقانونی فروخته شد. قرار بود مثل بسیاری از کودکان دیگر، بخشی از معامله باشد و سرنوشتش از پیش تعیین شده بود. اما برخلاف چیزی که از یک کودک انتظار داشتند، ترسو نبود. جسور بود و خیلی زود یاد گرفت چطور از خودش دفاع کند، چطور اعتماد نکند و مهم‌تر از همه، چطور زنده بماند. گروه ابتدا قصد داشت او را به فروش برساند، اما با گذشت زمان متوجه شدند نگه داشتنش می‌تواند سود بیشتری داشته باشد. او را نزد خود نگه داشتند و بزرگ کردند؛ نه از روی محبت، بلکه چون در او چیزی می‌دیدند که بعدها برای گروه مفید خواهد بود. از کودکی با زندگی پنهانی گروه خو گرفت. مسیرها، آدم‌ها و راه‌های فرار را شناخت، پیام‌ها را رساند و به‌تدریج آموزش دید تا بتواند از خودش و دیگران محافظت کند. سال‌ها تمرین، او را به شمشیرزنی ماهر تبدیل کرد؛ نه یک سامورایی، بلکه زنی که شمشیر را به‌عنوان ابزار بقا آموخته بود. در میان اعضای گروه به او لقب «قاصدک» دادند؛ شاید به خاطر اینکه آرام و بی‌صدا حرکت می‌کرد و می‌توانست بدون جلب توجه ظاهر شود و ناپدید شود. اما نزدیک‌ترین آدم‌هایش دلیل دیگری می‌دانند. او گاهی وقتی تنهاست، با قاصدک‌ها حرف می‌زند؛ انگار چیزهایی را که نمی‌تواند به آدم‌ها بگوید، به گل‌ها می‌سپارد. زنی ساکت و جدی است. کمتر حرف می‌زند و بیشتر مشاهده می‌کند. به‌ندرت احساساتش را نشان می‌دهد و سال‌ها زندگی در میان آدم‌هایی که اعتماد کردن به آنها می‌توانست به قیمت جانش تمام شود، او را محتاط بار آورده است.

من زنلس پلی ندادم بدونم اینها چین ولییی خیلی گوگولیپی و نازن مرسییی

Repost from N/a
𝖫𝗎𝖼𝗄𝗒𝖻𝗈𝗈 𝖿𝗈𝗋 𝖽𝖾𝖺𝗋 《@Yellowasi》 ────────♡──────── 𐙚𝖬𝖺𝗒 𝗍𝗁𝖾 𝖫𝗎𝖼𝗄𝗒𝖻𝗈𝗈 𝖻𝗅𝖾𝗌𝗌 𝖺𝗅𝗅 𝗒𝗈𝗎𝗋 5
+1
𝖫𝗎𝖼𝗄𝗒𝖻𝗈𝗈 𝖿𝗈𝗋 𝖽𝖾𝖺𝗋 《@Yellowasi》 ────────♡──────── 𐙚𝖬𝖺𝗒 𝗍𝗁𝖾 𝖫𝗎𝖼𝗄𝗒𝖻𝗈𝗈 𝖻𝗅𝖾𝗌𝗌 𝖺𝗅𝗅 𝗒𝗈𝗎𝗋 50/50𝗌

تازگی یکم فقط یکم زیاد فحش دادم باید کمش کنم ..

شاید باید از مامانم بپرسم کی خوشگله اونو بگیرم

مرد خوشتیپ و جذابیه