es
Feedback
بابونه

بابونه

Ir al canal en Telegram

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
242
Suscriptores
-124 horas
-67 días
-1130 días
Archivo de publicaciones
چه بسیار گل‌هایی در قلبم، که ریشه‌شان کلمات تو بود.

Repost from سنگِ صبور
آرزو می‌کنم کسی پیدا شود که قلبت را از جا بکند و با خود ببرد. ببرد هرجا که می‌خواهد و تو بعد از آن هیچ چیز نفهمی. آرزو می‌کنم یک سلام خوب بشنوی، آنقدر خوب که تمام کلمات مهربان جهان را در خود داشته باشد. آرزو می‌کنم اتفاقی، در جای دور، نزدیک‌ترین آدم به خودت را ببینی. آرزو می‌کنم روزی آنقدر زیبا داشته باشی که یادآوری‌اش چیزهای زیادی را در درونت بیدار کند. درخت‌ها ایستاده سفر می‌کنند| اردشیر رستمی

Repost from کاکتوس🌵
‏زن‌ها بعضی‌وقت‌ها می‌ترسن، از این‌که موی کوتاه بهشون نیاد، از این‌که بلند بخندن، از این‌که عشقشون خراب شه. اما با تموم این ترس‌ها همیشه آخر داستان، موهاشون رو کوتاه می‌کنن، بلند بلند می‌خندن و اتفاقا مردی که قدرشون و نمی‌دونه رو هم ترک می‌کنن! |leyla| @Cactos 🌵

Repost from سنگِ صبور
چقدر زیبایی و شادی به مردم می‌آید. آدم از دیدن‌شان کیف می‌کند. کور شود هر آنکه نتواند شادی ملت را ببیند.

عید قربان مبارک❤️

از همه ی شما عزیزان در روز مبارک عرفه التماس دعا دارم لطفاً در دعاهایتان از من نیز یاد کنید و من هم برای شما و همه مسلمانان دعا میکنم.🌿

Repost from N/a
تو قشنگ‌ترین اشتباه زندگی‌ام بودی.

در ژرفای زمان، روزی کودکی بودم.
در ژرفای زمان، روزی کودکی بودم.

سلام و درود خدمت همه! ما تصمیم بر این گرفتیم که فولدر «برای آزادی» را دوباره بسازیم. این‌بار با تغییراتی در کانال‌های این فولدر. خوشحال می‌شوم در اشتراک‌گذاری این فولدر سهیم باشید، بنویسید و کانال‌ اضافه کنید. سپاس لینک فولدر: https://t.me/addlist/zKHgUKrgDNU5YTE1

"تُحسب قیمهٔ‌المنزل بضحکات الأم" ارزش خانه به خنده های مادر است. #عربیات

‏آدم که دوستانش را از دست نمی‌دهد! دشمنانِ مخفی‌اش را پیدا می‌کند، دوستان واقعی هر اتفاقی هم که بیفتد، تا پایان دوست می‌مانند. - ویکتور هوگو

🌧️

Repost from [.Aviothic.]
و خداوند گفت «دشمنت» را دوست بدار. اطاعت کردم و خودم را دوست داشتم.

و تمام! #بادبادک _باز #خالد _حسینی
و تمام! #بادبادک _باز #خالد _حسینی

بخشی از وجودم می گفت : «امیر ، این تو نیستی . تو بی دل و جراتی شالوده ات را همین جوری ریخته اند و این اصلاً چیز بدی نیست ،چون حداقل می‌توانی به این ببالی که هرگز در این باره به خودت دروغ نگفته ای . دست کم نه در این باره. بزدلی تا وقتی با احتیاط همراه باشد،هیچ ایرادی ندارد اما اگر یک بزدل از یادش برود که کیست… خدا به فریادش برسد.»

با هر بار دیدن یک شاگردک‌ام بنام «حمزه» یاد «آصف» شخصیت ناسالمِ رمان بادبادک باز می اُفتم چون؛ چشمان آبی رنگ ، اندام لاغر و ق
با هر بار دیدن یک شاگردک‌ام بنام «حمزه» یاد «آصف» شخصیت ناسالمِ رمان بادبادک باز می اُفتم چون؛ چشمان آبی رنگ ، اندام لاغر و قد بلند اش دقیق چنین آدمی را در نظرم می نمایاند اما حمزه برعکسِ آصف در آرامی و عاجزی طوری ست که حتی صدایش به سختی شنیده می‌شود.

‏ نمی‌خواهم هیچکس درقلبت شبیه من باشد...

در پهلوی یاد گرفتن قاعده ، اخلاق و اصول زنده گی یاد بگیریم از آدم‌های سست عنصر دور باشیم خواه در هر عرصه باشند ؛ چه در رفاقت ، چه در کار و …!

photo content
+1

وقتی کتاب «بادبادک باز » را بخوانی پی میبری که افغانستان از زمانی که تهداب اش نهاده شده بود قوم پرستی در آن وجود داشت زمان های که من و شما نبودیم اما حال خود شاهد تعصب و ریشه های قوی اش هستیم.