Doug Rattmann
Ir al canal en Telegram
cake is a lie. https://t.me/+kRG0CTVlrUQ5ZDM0
Mostrar másIrán200 723La categoría no está especificada
321
Suscriptores
Sin datos24 horas
-167 días
-930 días
Archivo de publicaciones
درست میگی ولی اینو درنظر نمیگیری که اینجا ناشناسه
من دیتایی از یارو ندارم کیه و چیکارس، با توجه به چیزی که بهم میگویه پاسخ میدهم
https://t.me/Doug_Ratman/9549
باشه ولی جاهای بهتری هم برای جامعه پذیر شدن هست مثلا محل کار، ورکشاپ کار مورد علاقهت، باشگاه و اینا. تا وقتی مجبور نیستی چرا باید بری خوابگاه؟ این بنده خدا شاید بره بیشتر زده بشه از جامعه
فک کن، بعد چند ماه یه پلن داری بالاخره خوش بگذرونی، یه آدم یهویی همه چی رو به هم میریزه. اونقدرا هم همه چی بهم نمیریزه ولی از اون آدم متنفر میشی.
برای همین منم کوتاه پاسخ میدم
اکثرا میدانید بنده سرم درد میکنه برای ماجراجویی، تجربه، و آدمای بیشتر
با اینکه برونگرا هم محسوب نمیشم خیلی، پس همینکه از بنده میپرسید چه کنم مشخصا چیزی رو میگم که خودمم انجام میدادم
طبیعیست
آره میتونیم بحثو کامل باز کنیم و من به صورت بی طرف بیام از چند زاویه بررسیش کنم، ولی بحث مفصل میطلبه و جاش ناشناس نیست
هم گروه ها هستند هم پیوی
از من خرده نگیرید که طولانی پاسخ نمیدم
سارتر درباره جبر و اختیار یه صحبت جالبی داره و یه مثالی میزنه
میگه اینکه ما بریم از کسی مشورت بگیریم، بدین معنی نیست که داریم بدون سوگیری و با اختیار کامل مسئله رو بررسی میکنیم، از قبل میدونیم کی قراره بهمون چی بگه، و ناخودآگاه انگار دنبال کسی هستیم که شک مارو یقین کنه یا مصمم تر کنه یا تصمیمون رو که دو به شکیم بندازیم گردنش
مثلا پسری که مادرش مریضه و جنگ میشه
باید چیکار کنه؟ پیش مادر بمونه و اونو نجات بده یا بجنگه و جان هزاران نفر دیگه رو؟ هزار زیاد بنظر میاد، ولی مادرش رو میشناسه و بهش احتیاج داره اما اون هزاران نفر افراد دیگری هم براشون هستند
هیچ معیار اخلاقی وجود نداره که مارو به یقین برسونه کدوم مسیر درسته، هیچ معنای از قبل تعیین شده برای این موقعیت وجود نداره
بنابرین وقتی پسر میره پیش کشیش، میدونه کشیش قراره بهش بگه خدمت به مادر واجب تره، و اگه از یک فرمانده مشورت بگیره، مشخصه که میگه بنظرش دفاع از کشور مهم تره
یعنی اون آدم قبل از شنیدن حرف مشاور، با انتخاب مشاور، تصمیمش رو گرفته
خطاب به دوستی که دو دل هست برای تصمیمش: زندگی واسه توئه، مسئولیتش گریبانگیر خودته. بشین دو دو تا چهار تا کن. ببین میتونی توی یه اتاق کمتر از ۱۲ متر با ۴ـ۵ تا دختر دیگه میتونی شبانهروز سر کنی؟ آدم حساسی هستی یا نه؟ از پس هندل کردن خودت تنها برمیای یا نه؟ هزینهش رو داری یا نه؟ (دانشجوی شهر دیگه شدن هزینهش بیشتره حتی اگه دولتی قبول شی) اگه خانواده از یه جا به بعد نتونستن تأمینت کنن میتونی بری سر کار؟ و...
بشین به همهچی فکر کن.
نیدیل
وقتی یهو یه آدمی مزاحم پلنم میشه، برنامه هامو بهم میریزه، واقعا عصبی میشم. نمیدونم چیکار کنم که انقدر از اون آدم بدم نیاد.
داداش اینا چیزاییه که تو مسیرته، زیادی اضطراب داری
چیزعجیبی نیست، بله میتوانی پیدا کنی، سختی داره، بدبختی داره، زندگی تو ایران همینه خوش آمدی
خوبی های خودشم دارد
قدم اول رو بردار برای بقیه اش هم همه هستیم
آره دارم می سپرم دست شما
کار میتونم پیدا کنم؟ واقعا پیشنهاد میخوام چجوری کار پیدا کنممم
حداقل اینو میدونم از راهنمایی دنبال کار بودین..
عزیز دل اگه داری تصمیم زندگیتو میسپری دست من، بنده میگم پاشو برو
منم هرجا میتوانستم میرفتم، هرجا قبول میشدم، یا هزینه هاش کمتر بود
الان برم خوابگاه یا نرم؟
بعد یه چیز دیگه تواگه میخواستی بری یه شهر دیگه کجا می رفتی برای خوابگاه؟ جز تهران که نمیارم و شمال
