Lust for Light
Ir al canal en Telegram
عجیب بودن تنها شکل واقعی بودن است؛ در جستوجوی محبوبِ حقیقی(نور) «🇮🇷» https://t.me/ChatNashenas74Bot?start=3558eed1fe2f4e20aa3acbcb5d8ec7 خصوصی:https://t.me/+GRmA9uKuFrE1ZmJk
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
212
Suscriptores
+224 horas
+57 días
+530 días
Archivo de publicaciones
میگویند: «الدُّنیا محفوفةٌ بالمکارِه»
دنیا محفوف به مشکلات است.
از بزرگی پرسیدند محفوف بودن یعنی چه؟!
گفت: رشتههای طناب را دیدهای؟رشتهها چگونه در هم بافتهاند؟ عرب به اینها میگوید
حَفَّ، محفوف شده.
چرا این طوری است؟! زیرا که ما قرار نیست در این دنیا درجا بزنیم. قرار است بالا برویم؛ حال یا با رنج اجباری یا اختیاری.
همان بزرگ میگفت هیچکدام را اگر نداشتی خرسند و آسوده نباش، چرا که پروردگارت تو را رها کرده..
Repost from Teal
و عزیزِ من دوام و بقای ما در این زمان و در این اقیانوسِ سوگ، تکیه بر حقیقتِ ذاتِ مهربانی خدایی هست که شما روشنترین و محکمترین مدرک هستی بر رحمتش؛ و بله شما خاتم هستید، ختمی بر تمام ترسها و تردیدها. حالا ما زندهایم به این باورِ عاری از تردید. زندهایم از انتظار! انتظار محمدی دیگر در این عصر جاهلیتِ انسان.
دشمن برخلاف ما، سالهاست که برنامهای برای مقابله و نفوذ در تک تک شریانهای حیاتیمان دارد.
از آموزش و پرورش بگیر تا سیاستهای کلان اقتصادی و سیاسی.
چند وقت پیش مستند بسیار تامل برانگیزی دیدم به نام بچههای شیکاگو: از سانتیاگو تا تهران!
بچههای شیکاگو سربازان ایدئولوژیک واشنگتن در جنگ سرد بودند که از طریق دو بنیاد فورد و راکفلر بورسیه شدند. آنها زیر نظر فریدمن تعلیم دیدند، به شیلی اعزام شدند و نهایتا سیاستهایشان منجر به شوک اقتصادی بزرگ شیلی و بحران ۱۹۸۲ شذ. حتی کلینتون در یکی از سخنرانیهایش از بنیادی تشکر میکند که از طریق آن، همان پروژه علیه اقتصاد ایران کلید خورده و در حال اجراست.
باقی اضافات است؛ اگر حوصله دارید «بچههای شیکاگو» را حتما ببینید.
Repost from خرمگس
علوم انسانی آمریکایی، با پول مردم ایران و در دانشگاههای ایران و توسط حقوقبگیران دولت ایران، وجدان عمومی بهترین جوانان این سرزمین را برای دههها تحت استعمار غرب درآورد و کاری کرد که جوان تحصیلکرده ایرانی آرزویی جز مستعمره شدن ایران و ویرانی وطن خود نداشته باشد.
ایران از تانکها و موشکها و هواپیماهای صدام و نتانیاهو و ترامپ شکست نخورد بلکه از حاتم قادری و زیباکلام و سریعالقلم و رمالانی چون صاحب نظریه کورتکس مغزی و آیین قدرت شکست خورد.
ایران از چند سلبریتی بیسواد فوتبالی و بازیگری و چند کارگردان بیهنر سینما شکست خورد. ایران از چند خبرنگار دست چندم فراری که برای کمی شهرت و پول بیشتر حاضر به فروش مادر خودشان هم هستند، شکست خورد.
ایشان با این سطح فهم دهههاست استاد علوم سیاسی بهترین دانشگاه ایران است.
فهم این بنده خدا از روابط بینالملل چیزی در حد بلاگرهاست. ایشان اصلا مفهوم امپریالیسم را نمیفهمد و یا چیزی به نام تاریخ استعمار اصلا به گوشش نخورده است.
میگوید ایران دو کشور فلان و فلان را برای دشمنی انتخاب کرد. یعنی دست خودش بوده و کاش به جای آمریکا مثلا سومالی را برای دشمنی انتخاب میکرد.
@kharmagaas
به بهانه مسائل کلانتر، مسائل جزئیتر (به قول خودشان) را رها کردن؟! از این احمقانهتر که نمیشود!
اقتصاد را به بهانه جنگ، فرهنگ را به بهانه اقتصاد، جنگ را به بهانه اقتصاد و هرکدام را به بهانه دیگری. نتیجه؟ اوضاعی که میبینید.
با همه هست و با هیچکس نیست.به هر رنگ درمیآید اما رنگ ثابتی ندارد و جبههٔ مشخصی برای خود پیدا نمیکند. اینها دنیایی از تصورند و تصدیق ندارند و بینهایتی از نقطهاند و خطی منسجم نمیشوند و همهاند بدون آنکه کسی باشند یا کسی با آنها باشد.
معالأسف هر طرف که سر میچرخانم، از این گونه انسان زیاد میبینم.
تمام هستیام به قربان آن آقایی که فرمود: «در بیابانهای تاريک و ظلمانی و صحراهای خشک و بی آب و علف كه دست تطاول زمان بدان نمیرسد، برای شما دعا میكنم.»
Repost from سوگها و سگرمهها 囧
گفت شما که هستید؟
گفتم ما جمع اضدادیم.
گفت چطور؟
گفتم یک لحظه احساس فخر میکنیم و یک آن فرو میریزیم و احساس بیچارگی سراسر وجود ما را در برمیگیرد.
گفت از چه زمان؟
گفتم از قدیم، اما بیشتر از اسفند سال قبل.
مکرراً احساس میکنم در یک چالش بزرگ ساکنم؛ چالشِ مراقبت از همان شعلهی ظریف، امید.
شعلهای که ناملایمات تصمیم دارند با یکی دو گالن بنزین آتشش بزنند و من، حتی در صورت سوختن هم، نباید بگذارم چنین چیزی رخ دهد.
من عهدی بستهام و در قبال آن شعلهی لطیف درونی مسئولم!
ما در این سیاره و در این جهان به قدری با اعجاب و شگفتیها محاصره شدهایم که دیگر به آنها اعتنایی نمیکنیم..
