⸂رزکوچولو ⸃
Ir al canal en Telegram
𝑇ℎ𝑒 𝐿𝑒𝑡𝑡𝑒𝑟𝑠 𝑜𝑓 𝐾𝑖𝑛𝑑𝑟𝑒𝑑 𝑆𝑝𝑖𝑟𝑖𝑡𝑠 📜 𝑖𝑛 𝐺𝑟𝑒𝑒𝑛 𝐺𝑎𝑏𝑙𝑒𝑠 🧺🪄 |月星| ﹏ بهشتی در میان ستارههای دریاچه نقرهای آونلی🧙🏻♀️
Mostrar másIrán212 379La categoría no está especificada
267
Suscriptores
-124 horas
-47 días
-2430 días
Archivo de publicaciones
267
امروز روز جهانی سلامتِ روانِ، این روز و به هیچکس تبریک نمیگم چون در حوالی خودم حداقل این منتال هلث و نمیبینم!
267
نوشته بود؛
در سریالِ چهار دست دو سونات تنها دستها هستند که حرف میزنند.
نوشتم؛
در میانهیِ بازیِ برگهایِ سرنوشت، تمامیِ وجودَت به حرف میآید، چشمها، دستها، قلبها، نگاهها، لمسها و زخمهایی که بر دیگری نشاندیم!
دستها به تنهایی کافی نیستند،
برای به تصویر کشیدنِ همهیِ احساساتِ روحَت.
267
پیاو: حتی اگر قرار بر این باشه که جونگیو ازم سوء استفاده کنه تا انتقامِ آسیبی که به خاطرِ من دیده و فکر میکنه من باعثش بودم رو ازم بگیره؛
من باز هم هیچ مشکلی ندارم.
اگر میخواد هیزمِ آتیشِ انتقامش باشم، من این کار رو براش میکنم تا آروم بشه و قلب زخم خورده اش التیام پیدا کنه.
جونگیو خیلی بااستعدادتر از اونی هست که بخواد وقتش رو برای همچین انتقامی حیف کنه.
267
پیاو: حتی اگر قرار بر این باشه که جونگیو ازم سوء استفاده کنه تا انتقامِ آسیبی که به خاطرِ من دیده و فکر میکنه من باعثش بودم رو ازم بگیره؛
من باز هم هیچ مشکلی ندارم.
اگر میخواد هیزمِ آتیشِ انتقامش باشم، من این کار رو براش میکنم تا آروم بشه و قلب زخم خورده اش التیام پیدا کنه.
جونگیو خیلی بااستعدادتر از اونی هست که بخواد وقتش رو برای همچین انتقامی حیف کنه.
267
پیاو: حتی اگر قرار بر این باشه که جونگیو ازم سوء استفاده کنه تا انتقامِ آسیبی که به خاطرِ من دیده و فکر میکنه من باعثش بودم رو ازم بگیره؛
من باز هم هیچ مشکلی ندارم.
اگر میخواد هیزمِ آتیشِ انتقامش باشم، من این کار رو براش میکنم تا آروم بشه و قلب زخم خورده اش التیام پیدا کنه.
جونگیو خیلی بااستعدادتر از اونی هست که بخواد وقتش رو برای همچین انتقامی حیف کنه.
267
جونگیو: از ناکجا آباد پیدات شد و یهویی
وارد زندگی فلاکتبارم شدی. تو باعث شدی از اینکه موسیقی رو جدی نمیگرفتم، احساس شرمندگی کنم...
من توی آسیب روحیام غرق شده بودم، ولی تو نجاتم دادی.
وقتی به گذشته نگاه میکنم، وقتی توی ناامیدی غرق شده بودم، تو بودی که منو دوباره به موسیقی برگردوندی.
عمدی بود یا نه، تو تنها نور و امید من بودی.
حتی وقتی تمام وجودم رو انتقام فرا گرفته بود، با رویای چهاردست پیانو زدن با تو میخوابیدم.
