𝐞𝐬𝐜𝐚𝐩𝐞 𝐟𝐫𝐨𝐦 𝐫𝐞𝐚𝐥𝐢𝐭𝐲🌀
Ir al canal en Telegram
Captured between dreams and reality. 𝟫𝟫𝟫🌟🪽 Hidden: @Bitahastambot
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
228
Suscriptores
-124 horas
-47 días
-830 días
Archivo de publicaciones
به یاد آنان که جسارت بیشتری از ما داشتند و حرف مارا بلندتر فریاد زدند و اکنون درکنار ما نیستند🖤🕊
28,29
میبینم
آن شکفتنِ شادی را
پروازِ بلند آدمیزادی را
آن جشنِ بزرگ روز آزادی را
"هوشنگ ابتهاج"
“برگشتن به روال عادی”. عبارتی که شاید این روزها زیاد میبینیم. طفره نمیروم. برگشتن به روال عادی زندگی، دیگر از عهدهی ما خارج است. ما نمیتوانیم مثل قبل در خیابان راه برویم. نمیتوانیم مثل قبل بخندیم. نمیتوانیم از دیدن فوتبال لذت ببریم یا برای تیم فوتبالمان (مثلا تیم فوتبالِ ما) آرزوی موفقیت کنیم. نمیتوانیم قهرمان ملی داشته باشیم. قهرمانهای ما زیر خروارها خاک آرمیدهاند. نمیتوانیم سینما یا کافه برویم بدون فکرِ اینکه شاید الان من اینجا نبودم و او بود. نمیتوانیم ۲۰۷ مشکی ببینیم و بغض نکنیم. نمیتوانیم پروانهی بنفش ببینیم و بغض نکنیم. نمیتوانیم دریا ببینیم و بغض نکنیم. ملینا هنوز دریا ندیده بود. ما دیگر نمیتوانیم بغض نکنیم. ما دیگر نمیتوانیم نترسیم. از نفسکشیدنمان، از فردایمان، از فقر، از نیروی انتظامی، از پرونده، از تماس، از بازداشت، از همهچیز. نمیتوانیم مثل قبل برقصیم وقتی مادری بر گورِ فرزندش رقصیده. ما دیگر نمیتوانیم بگوییم چه باد بیاید چه برف چه بوران به آرزوهایمان میرسیم. چون مانی صفرپور نرسید. ما دیگر نمیتوانیم به “روال عادی” برگردیم. مفهومِ “بقا” با “روال عادی” متفاوت است. ما دیگر نمیتوانیم مثل قبل زندگی کنیم. ما دیگر مثل قبل زنده نیستیم. ما دیگر زنده نیستیم. مفهومِ “نفس کشیدن” با “زنده بودن” متفاوت است. ما بازماندهی حادثهای هستیم که ما را هم کشت. همهی ما را کشت. همهی ما مردهایم. ما تیر ۱۳۷۸ مردهایم. ما خرداد ۱۳۸۸ مردهایم. ما آبان ۱۳۹۸ مردهایم. ما شهریور ۱۴۰۱ مردهایم. ما دی ۱۴۰۴ مردهایم. ما دی ۱۴۰۴ مردهایم. ما دی ۱۴۰۴ مردهایم. ما دی ۱۴۰۴ مردهایم. ما دی ۱۴۰۴ مردهایم. ما بارها مردهایم. ما را بارها کشتهاند. اما هنوز هم ایستادهایم. بدون امید، بدون آرزو، بدون لبخند، با اشک، با بغض، زخمی، ترسیده، درحال سوگواری، درحال خونریزی؛ اما شجاع. ما هنوز ادامه داریم.
پروردگارا، مرا با قوانین طبیعت و حساب و کتاب چه کار اگر به دلیلی این قوانین و دو دوتا چهارتا باب میل من نباشند؟ خیالتان راحت، اگر زورش را نداشته باشم پیشانی ام را به چنین دیواری نخواهم کوفت، اما فقط به خاطر آن که رو به رویم دیواری است و زورم به آن نمیرسد هم با آن کنار نخواهم آمد.
📚یادداشت های زیرزمینی
