سينما
Ir al canal en Telegram
t.me/RedChtBot?start=6248272180
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
316
Suscriptores
+124 horas
-17 días
+630 días
Archivo de publicaciones
316
مقاله «تحلیل فیلم فروشنده با منطق جامعهشناسی اخلاق»
این تحلیل میگه فیلم «فروشنده» ـ مثل آثار دیگه فرهادی ـ بیننده رو وادار میکنه به پرسشگری: «رفتار اخلاقی چیست؟»؛ نه صرفاً سفید و سیاه، بلکه در موقعیتهای پیچیده، انسانها خاکستریاند. همچنین تضاد بین نقشهای عاطفی، اجتماعی و اخلاقی در شخصیتها (عماد و رعنا) به تصویر کشیده شده — یعنی فیلم به مسأله «هویت، آبرو، اعتبار اجتماعی و محدودیتهای اخلاقی» در جامعه میپردازد.
316
• شروع فیلم:
قرمز و آبی غالب، اشیا و خطوط مانع بین دو شخصیت، تنش و سردرگمی تازه شروع شده.• میانه فیلم:
حضور قرمز ثابت است، مانعها و فاصلهها بیشتر میشوند، اما انرژی عاطفی هنوز حس میشود.• پایان فیلم:
ورود پیرمرد، محو شدن قرمز، غلبه تیرهها، وجود قرمز در پایان فیلم→
پایان تراژیک،روزنه امید، بسته شدن داستان
316
حتی در سکانس پایانی، که بنظرم نشون از بازگشت میده
اینکه رعنا و عماد شاید فقط برای مدت کوتاهی بینشون شکراب باشه
و بعد درست میشه
316
تیره و خاکستری (پایان)
• نماد مرگ روانی، بسته شدن داستان، فقدان ارتباط. • وقتی قرمز کاملاً حذف میشود → پایان تراژیک و نبود بازگشت احساسات
316
به صحنه های اخر ( که عاشقشم ) نزدیک میشیم و این رنگ ها کم کم از بین میروند و به خاکستری و سیاه نزدیک میشیم
316
قرمز پررنگ (زرشکی/شرابی) و آبی در کل فیلم
• قرمز معمولاً در سینما احساس، تنش، زندگی، هیجان یا خطر نزدیک رو نشون میده. • آبی پررنگ هم سردی، فاصله، آرامش مصنوعی، تنهایی یا فاصله عاطفی رو منتقل میکنه. • حضور مداوم این رنگها یعنی حیات عاطفی و تنش شخصیتها هنوز زنده است، حتی در لحظات منفی، داستان پویاست
316
+2
این فیلم رنگ قرمز ( قرمز زرشکی ، شرابی ) در اون بسیار پررنگ بود
خیلی پررنگ تقریبا توی هر قابی وجود داشت
316
خط/جسم بین دو شخصیت = فاصله روانی و ارتباطی
• وقتی بینشون چیزی قرار میگیره، حتی اگه فیزیکی باشه مثل در، پنجره، پرده یا کتابخونه، ناخودآگاه به بیننده میگه: «یه مانع هست، یه فاصله هست». • این فاصله میتونه تنش، سوءظن، شرمندگی، یا آسیبهای گذشته باشه.2. تار بودن یا واضح بودن خط
• وقتی جسم تار است (مثلاً فوکوس روی شخصیت و خط محو پشتش)، یعنی فاصله بیشتر
حس غیرمستقیم و ناخودآگاه
داره. • وقتی واضح و جلو است، یعنی مانع
کاملاً محسوس و فعال
است؛ مثل در بسته که مانع مستقیمِ ورود به حریم دیگریه.3. نوع خط یا جسم
• خطوط عمودی (مثل در یا ستون) = حس محدودیت، جداسازی. • خطوط افقی یا پنجرهها = حس فاصله عاطفی، دیدن همدیگر از پشتِ سد. • اشیا روزمره (کتابخانه، میز، پرده) = فاصله طبیعی و واقعگرایانه، ولی همزمان نشونهای از زندگی روزمره که مانع درک کامل دیگریه.4. هدف سینمایی فرهادی • تعلیق و روایت درونی:
مخاطب حس میکنه رابطهشون پیچیده است، اما هنوز نمیفهمه دقیقاً مشکل کجاست.• قصه از طریق فضای
بصری
: نه فقط دیالوگها، بلکه قاب و فاصله هم داستان رو تعریف میکنه.
316
فاصلهی بصری و روانی بین دو شخصیت
این که همیشه یک جسم یا خط بین عماد و رعنا هست، در سینما تصادفی نیست، بلکه یک انتخاب کاملاً آگاهانهی کارگردان است. فرهادی خیلی روی جزئیات میزانسن حساسه
316
این انتخابها تصادفی نیست و کاملاً هدفمند برای نمایش فاصله و محدودیت روانی شخصیتها استفاده شده است
