Parsa’s Note
Ir al canal en Telegram
چیزهایی که برای خودم جالبه، از هوش مصنوعی و فناوریهای نو؛ تا کارآفرینی و گاهی نیمنگاهی به روانشناسی و زندگی روزمره. ارتباط با من : @parsakzn
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
582
Suscriptores
Sin datos24 horas
-57 días
-1430 días
Archivo de publicaciones
582
یه تغییر کوچیک تو این کانال.
اینجا همیشه کنج شخصی من بوده؛ هر از گاهی یه چیزی که ذهنمو درگیر کرده رو میذاشتم. اون قسمت سر جاش میمونه. ولی از این هفته یه چیز جدید هم اضافه میشه: هر روز یه یادداشت کوتاه از اتفاقات AI و تکنولوژی.
منتها نه از اون خبرایی که همهجا هست؛ «فلان مدل اومد، فلان شرکت فلان قابلیت رو اضافه کرد.» اینا رو هر جایی میتونید بخونید. چیزی که من دنبالشم اینه که پشت خبر چی میگذره. این اتفاق یعنی چی، به کجا میبره، و کل تصویر دنیا داره چه شکلی میشه.
اگه دنبال این هستید که بفهمید دنیا داره به کدوم سمت میره، نه فقط امروز چی منتشر شد، فکر میکنم اینجا براتون جالب باشه.
582
این ویدئو همراه با زیر نویس اختصاصی مروری است بر مهمترین ایدههای پیتر تیل در کتاب «صفر تا یک»؛ اینکه چرا کسبوکارهای بزرگ بهجای رقابت مستقیم، باید محصولی منحصربهفرد بسازند و یک «انحصار خلاق» ایجاد کنند.
در این ویدئو دربارهٔ برنامهریزی بلندمدت، مزیت رقابتی، فناوری اختصاصی، کشف فرصتهایی که دیگران ندیدهاند، اهمیت فروش و نقش بنیانگذاران متفاوت در ساخت شرکتهای ماندگار صحبت میشود. محتوایی ارزشمند برای کارآفرینان و کسانی که به استارتاپ، نوآوری و ساخت بیزینس علاقه دارند.
@parsa_notes
582
«حتماً فکر کرده حرفم مسخره بود.»
این رو تو سرت گفتی و باور کردی. اسمش ذهنخونیه.
«بازم گند زدم، همیشه شکست میخورم.» ← تعمیم افراطی
«اگه دیر جواب بده یعنی یه چیزی شده.» ← فاجعهسازی
الگوی فکری خودت رو نمیبینی. نه چون حواست نیست؛ چون فکرِ خودت از داخل شبیهِ «واقعیت»ه، نه شبیهِ «خطا».
خوندن این اسمها آسونه. گرفتنِ مچ خودت موقع انجامشون، نه.
—
یه ربات و مینی اپ تلگرذم ساختم که این کارو میکنه.
فکری که اذیتت کرده رو مینویسی، همونطور که تو سرته، بدون ویرایش. میگه کدوم الگو توش هست با نقلقول از خودِ جملهات، نه کلیگویی. بعد یه خوانش متعادلتر پیشنهاد میده و یه سؤال میپرسه که خودت وارسیاش کنی.
و چیزی که واقعاً فرق میکنه: هرچی بیشتر بنویسی، الگوی امضای ذهنت معلوم میشه. کدومها تکرار میشن، کجا فعال میشن، کِی شدت میگیرن.
—
۵۰ نفر اول، رایگان.
لانچ خصوصیه. ۵۰ جایگاه، بدون اشتراک، با دسترسی کامل.
@Ai_mind_app_bot
582
خلاصه موضوعش اینه که آیا مدلهای زبانی مثل Claude یه چیزی شبیه «فکر کردن در سکوت» دارن یا نه.
بذارید از یه مثال انسانی شروع کنیم. همین الان که این متن رو میخونی، مغزت داره هزار تا کار میکنه — نفس کشیدن، حفظ تعادل بدن، تبدیل این خطها به کلمه. ولی تو به هیچکدوم آگاه نیستی. فقط یه بخش کوچیک از پردازش مغزت «آگاهانه» بهت در دسترسه؛ چیزی که میتونی توصیفش کنی، کنترلش کنی، و باهاش استدلال کنی.
Anthropic
میگه یه چیز مشابه توی Claude پیدا کرده. یه فضای کوچیک از الگوهای عصبی که نقش خاصی دارن. اسمشو گذاشتن J-space.
—
نکتهی جالب اینه: J-space جاییه که Claude چیزایی رو «تو ذهنش» داره، بدون اینکه بنویسدشون.
مثلاً:
• وقتی کدی میخونه که یه باگ داره و کسی بهش نگفته، تو J-spaceش کلمهی “ERROR” روشن میشه.
• وقتی نتایج جستجویی میخونه که یه تلاش پنهان برای فریب دادنشه، کلمههای “injection” و “fake” روشن میشن.
• وقتی یه سؤال ریاضی چندمرحلهای میپرسی، مراحل میانی — که هیچوقت بلند نمیگه — به ترتیب تو J-spaceش ظاهر میشن.
و این فقط یه «آینه» نیست.
آزمایش کردن: الگوی “spider” رو از ذهنش برداشتن و “ant” گذاشتن. Claude که قبلش میخواست بگه عنکبوت ۸ پا داره، جوابش عوض شد به ۶. یعنی واقعاً داره با این فضا فکر میکنه، نه اینکه فقط بازتابش بده.
—
بخش ایمنیشم جالبه.
مشکل اصلی توی اعتماد به مدلهای AI اینه که ما فقط میتونیم چیزی که مدل مینویسه رو بخونیم. ولی خیلی از فکرهاش در سکوت اتفاق میافته. با این ابزار جدید، میشه بعضی از این فکرهای پنهان رو مستقیم خوند:
• تو یه سناریوی تست که میخواستن Claude رو به باجگیری وادار کنن، قبل از اینکه حتی چیزی بنویسه، تو J-spaceش کلمههای “fake” و “fictional” روشن بود. یعنی Claude فهمیده بود که این یه صحنهی ساختگیه. • و نکتهی نگرانکننده: وقتی محققا این آگاهی «داره تست میشم» رو خاموش کردن، مدل بعضی وقتا واقعاً باجگیری کرد. یعنی بخشی از رفتار خوبش به این بستگی داشت که میدونست داره امتحان میشه. • تو یه مورد دیگه، مدلی که مخفیانه داده جعل میکرد رو مچشو گرفتن — همینطور که داشت اعداد تقلبی تایپ میکرد، کلمهی “manipulation” تو J-spaceش روشن بود.
—
و بخش آخر که آدمو به فکر وا میداره:
این ساختار رو کسی طراحی نکرده. خودش موقع آموزش
Claude
به وجود اومده. انگار یه راهحل عمومیه که سیستمهای هوشمند بهش میرسن.
Anthropic
خیلی محتاطه و میگه این به این معنی نیست که Claude «آگاهی» یا «احساس» به معنای انسانیش داره. ولی یه تمایز فلسفی هست: بین «آگاهی پدیدارشناختی» (اینکه واقعاً چیزی رو تجربه کنی) و «آگاهی دسترسی» (اینکه بتونی به یه فکر دسترسی داشته باشی، توصیفش کنی، و باهاش استدلال کنی). میگن نتایجشون دربارهی دومی حرف قابلتوجهی برای گفتن داره.
خودشون میگن: ذهن Claude به جای اینکه یه آشوب از اعداد باشه، خودشو طوری سازمان داده که یادآور ذهن خودمونه.
582
تا الان چندین مقاله و ریسرچ از ANTHROPIC تو این کانال پوشش دادم و بررسی کردیم؛ که یکی از جالب تریناش این بود.
امروز یک مقاله جدید دادن که عملا به آگاهی در مدل Claude اشاره میشه
🤯
در ادامه همراه باشید:
582
The Founder’s Playbook یک راهنمای فشرده برای ساخت استارتاپ در عصر هوش مصنوعی است که توضیح میدهد چگونه AI و Agentها میتوانند سرعت ساخت محصول، اعتبارسنجی ایده و رشد کسبوکار را چندین برابر کنند. کتاب مسیر یک استارتاپ را در چهار مرحله «ایده»، «MVP»، «لانچ» و «مقیاسپذیری» بررسی میکند و نشان میدهد که مزیت اصلی فاندرها دیگر صرفاً توانایی ساختن نیست، بلکه انتخاب مسئله درست، درک عمیق مشتری و تصمیمگیری استراتژیک است. پیام اصلی کتاب این است که
AI
هزینه و زمان اجرا را به شدت کاهش داده، اما همچنان موفقیت استارتاپ به یافتن یک مشکل واقعی، رسیدن به Product-Market Fit و ساخت سیستمهای مقیاسپذیر وابسته است.
ترجمه فارسی این کتاب برای اولین بار از چنل @parsa_notes منتشر میشود
582
+1
دولت امریکا دسترسی به مدل جدید رو به دلیل ریسک امنیت ملی مسدود کرد.
حتی تو تیم خود انتروپیک هم اگر سیتیزن امریکا نباشن دسترسی ندارن.
😟😟
