در راه.
Ir al canal en Telegram
قبلاز تمام چیزها، زنده. فقط زنده. زن ٫زندگی ٫آزادی برای همیشه
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
366
Suscriptores
+124 horas
+207 días
+8430 días
Archivo de publicaciones
366
خاطرهای در ذهن دارید از وقتی که یککتاب باعث شده باشه اون فضا و زمان رو خوب بهیاد بیاورید؟
مثلا هوای اون روز، غذا، رنگها.
t.me/HidenChat_Bot?start=6695538609
366
یکبار کل موجودیم ۲۰۰ هزارتومان بود. هدیه برای تولد یکعزیزی میخواستم بخرم اما پولم کفاف نمیداد. میخواستم براش یکنامه بنویسم و بگم که ببخشید، نتونستم چیزی بخرم. کلاس طراحی رو نرفتم و رفتم در چهارباغ قدم زدم. اتفاقا باران هم میومد. کتاب صمد تو یکی از کتابفروشیها به چشمم افتاد. قیمتش بود ۱۱۰ هزارتومان، خریدم و هدیهش دادم و به زودی یکنسخهی دیگه هم برای خودم خریدم. عاشق اولدوز بودم و هستم.
366
داستان کودک هم جالبه. نشون میده که در سالهای گذشته مردم چه چیزهایی رو برای بچهها تعریف میکردن، مثلا امروزه همهی داستانهای کودک صمد بهرنگی مناسب بچهها نیستن، اما نشون میدن که اوضاع سیاسی اجتماعی چطور تعریف میشده و ادبیات کودک در اون زمان به چی اطلاق میشده.
366
تولد صمد بهرنگی بود. توی روز تولدش مجموعهی کامل قصههاش رو بخونید و کلاغها و ماهیهای قصههاش رو بشناسید.💐🐦⬛️
366
عجیبه ولی بیشترینچیزی که از آبی در خاطرم مونده و دوستش دارم جوکی بود که همسر ژولیت بینوش توی تصادف تعریف میکرد. اگر ببینید متوجه میشید. خیلی انسانی واقعا.
366
اولین باری که توی طراحی یکخط خوب گذاشتم رو یادم هست. بعد از یه اتفاق ویرانکننده بود و من در غمگینترین شکل خودم سر کلاس طراحی نشسته بودم. استاد و بچهها محوریت خودشون رو از دست دادن، هیچچیز مهم نبود و همین فروپاشی مطلق باعث شد کارم بهتر بشه، حالا دوباره چیزها دارن برام مهم میشن و دوباره طراحیم بده. دوباره چیزی برای از دست دادن دارم و دوباره ضعیفم، یکجورهایی، دلم هوای خانه بهدوش بودن میکند.
366
وای سرشار و زنده میشم با دیدنش. باعث میشه دلم بخواد همیشه در جریان باشم، سیال و در راه و پراز حرکت.
366
روز اول تابستونه. چندین سال پیش آقای کیارستمی تو اولین روز فصل گرما به دنیا اومدن. به دنیا اومد تا عاشق باشه، تا خلاق باشه، تا به زندگی عشق بورزه، تا زنده باشه. 🍏
366
دوستت دارم عزیزم.هزاران بار دوستت دارم. کاش همهی جهان متوقف میشد برای یکلحظه دوباره زنده بودنت. یکلحظه از خندیدنت و نفس کشیدنت.
