چاي آتیشی.𖦹
Ir al canal en Telegram
426
Suscriptores
+1724 horas
+127 días
+2130 días
Archivo de publicaciones
424
یه چیزی هست که فکر نکنم هرکسی بهش متوجه شده باشه ولی
(بعضییی) ارتیستا هستن که مثلا
یه چلنج میزارن همه فوروارد میکنن و منتظرن ولی یهو میبینی که پاکش کرده صرفا جهت ممبر گرفتن و
ویو گرفتن بوده خب چرا اینکار میکنید مثلا من به شخصه یه ارتیست مورد علاقه داشتم
و اینکار میکرد و کارای دیگه ای هم احساس بدی ازش گرفتم دیگه
و از اون موقع دیگه ارتیست مورد علاقم نبود.
424
یکی از بهترین کار هایی که تو زندگیم
انجام دادم یکی شروع نقاشی و هنر بود
و یکی ورزش بود و اهمیت دادن بیشتر
به خودم و حالم بود.
424
خواستم بگم که هنر روح داره و وقتی شروعش کنی مثل اینه میمونه و از ویژگی هات میبره و میزاره توی خودش از اخلاق ظاهر و حتا احساسات و یعنی تو اگر ناراحت باشی و یه هنری بسازی روی اون اثر میزاره اگر خوشحال باشی هم همینطور و همینطور هنر کم کم چهره ی خودت رو به روی خودش میاره و احساساتت رو احساساتمون به هنرمون منتقل میشه مثل این میمونه که یه انسان بوجود بیاری بعد از ظاهر به اون بدی احساساتت و همه چی به اون منتقل میشه و زمان که بگذره میبینی که اون شده خود تو فقد یک انسان دیگس اینطور میشه که هنرمون شبیه خودمون میشه.
424
حقیقتش از اینکه بخوام ژورنال هامو به کسی نشون بدم میترسم بیشتر ها اینطورن که چه مسخره چرا باید زباله جمع کنی و بچسبونی تو دفترت؟ ولی نمیدونن همین چیزایی که بهش میگن زباله یه تیکه از خاطرات زندگیمه مثلا شکلاتی که دوستم بهم داد و یا رسید وسیله ای که خیلی دوست دارم برچسب دفتر جدیدم دستمالی که پر از رنگه و.... کسی نمیدونه که همه ی اینا یه تیکه ای از یک روز و یک خاطره بودن و بودنشون توی ژورنال و دفتر هام باعث میشه به یاد اون خاطره ها بیوفتم و فراموششون نکنم.
هیچوقت فکر نکردن که شاید دلیلی داشته باشه؟ فقد عادت کردن که اگه یه تیکه کاغذه پس زبالس، عزیزان همه ی اینا یک تیکه از خاطره های شما هستن! پس نزارید خاطره هاتون فقد خاطره باشن و بگذرن که ممکنه شما اون هارو فراموش کنید بزارید خاطره هاتون بازم جلوی چشم هاتون باقی بمونن و یادتون نرن.
