زنی در دوزخ.
Ir al canal en Telegram
˚ ₊ ‧ ︵‿₊୨୧₊‿︵‧ ˚ ₊ . . 🕯🪽. . ︶⊹︶︶୨୧︶︶⊹︶ ناشناس:《 `https://t.me/HarfChatBot?start=07d95735824c ִֶָ ࣪ ˓ ִֶָ 》
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
328
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
328
قلبم بعد دوتا قرص همچنان اونقدر به بازی درآوردن ادامه میده تا کل قرصها رو یکجا بندازم بالا.
328
بندهی خدا پشیمون شد از اینکه گذاشت سر میزش بشینیم.
به معنای واقعی "مادرتو یام یام کردم " رو مائده براش تشریح کرد.✨
328
Repost from N/a
هرچه بیشتر میگذره دلم میخواد بیشتر ساکت باشم و راجع به هیچی با هیچکس حرف نزنم.
328
خیلی جدی همهچیز یهو به هم تنیده شد، عین یه کلاف کاموا، نمیتونم درست گرههارو باز کنم، حتی تشخیصشون سخته چه برسه به باز کردنشون. اینطرف و اونطرف سرم فقط کوبیده میشن، بزرگتر میشن، به هم میپیچن و هزارتوی درونشون عمیقتر میشه، عمیقتر میشه و من میمونم با دستهای مشت شدم که پر از نخهای ریشریش شدهی کاموان.
در آخر هیچوقت نمیفهمم کی این کار رو با من کرده، خودم یا دیگران؟
