broken mind
Ir al canal en Telegram
من از دیار عروسکها میآیم از زیر سایههای درختان کاغذی در باغِ یک کتاب مصور.... 🐳mamoooo
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
210
Suscriptores
+324 horas
+17 días
+1130 días
Archivo de publicaciones
210
Repost from broken mind
رعد و برق تندی زد با صدایی مهیب و دانههای درشت باران.
انعکاس صدا پر خود را به سر شهر کشید و رفت.
و او به ابرهای تیره بالای سرش نگاه کرد خودش را به زیر طاقی ساعتساز درستکار رساند و در پناه آنجا ایستاد.
دستها در جیب و با لبخندی که قیافهاش را غمانگیزتر نشان می داد.
