𝑮𝒉𝒂𝒍𝒃𝒆 𝒃𝒂𝒏𝒂𝒇𝒔𝒉
Ir al canal en Telegram
من موندم با یه قلب بنفش🙃💜 @Hanyaamoonbot
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
220
Suscriptores
-524 horas
-307 días
-9130 días
Archivo de publicaciones
تو فقط خواهر نیستی روح منی،قلب منی،وجود من و بزرگ ترین دلیل من برای زندگی. با تو همیشه احساس قدرت کردم؛ از خدا ممنونم بابت قشنگ ترین هدیه ای که بهم داده.
میخوام بدونی توی هرشرایطی پشتتم و هواتو دارم:) همیشه میتونی روی من حساب کنی.تا وقتی منو داری حق ناراحتی یا کم آوردن تو زندگی رو نداری🩷
تولدت خواهر قشنگم🎂🌸
^^برای ادمین فلیکس🧁🥂
آمار روزها، ساعتها و حتی زندگیام از دستم دررفته بود...
نمیدانم اسمش را چه میشد گذاشت؛
افسردگی؟
دپرس بودن؟
نیاز به زمان داشتن؟
خلوت با خود؟
شاید همش؟
شاید هیچکدام؟
نمیدانم
فقط یک چیزی را خوب میدانستم
این دفتری بود که نباید اجازه میدادم خاک بخورد!
این دفتری بود که با قلبم بازش کردم و چیزی که با قلب باز میشود قابل بسته شدن نیست:))
راستش را بخواهی، دلم نمیآید اینجا را به حال خود رها کنم و به دست پاییز بسپارم تا باد پاییزی آنرا با خود ببرد.
اینجا جاییست که قلب بنفش من، بهان پناه میبرد...
مثل پر پرندهای که خود را روی صفحهی کاغذی جا میگذارد و دل نمیکند؛ برخلاف انتظار، آن پر روی کاغذ نقش میبندد و از خودش یادگاری بجا میگذارد
قلب من هم همین است
نتوانستم اینجا را ول کنم
تا وقتی که زندهام این دفتر پر میشود؛ فراز و نشیبهای زندگی مانع ادامه دادن من نمیشود
این دفتری بود که خودم بازش کردم؛ پس سر حرفم میمانم
به خانه پرپلهارتی خوش آمدید^^
مکان امنی برای ما:))
نمیدانم
شاید درست ترین کار همین بود
صدایی که شنیده نمیشد
جسمی که دیده نمیشد
توجهی که جلب نمیشد
پس دست و پا زدن برای چه؟
آخرش به کجا میرسم بااین همه تلاش؟
حتی نمیدانم فرقم با دیگران چیست که نتیجهی کارهایم با افکارم جور درنمیآید
بههرحال اینجا هم همانند کتابی بود که تمامی صفحاتش پر شد
با احساساتم
با اشکهایم
با خندههایم
با وجودم
ولی خب... انگار که هیچکس بجز من حاضر نیست این کتاب بنفش را بخواند بااینکه من کتابهای زیادی را خواندهام و ورقههای خاصش را رنگی کردم
بنظرم اینجا به اندازهی دنیای بیرون قشنگ نیست
نه دلم میخواهد ببندمش و کنارش بگذارم، نه دلم میخواهد ادامهاش بدهم
تصمیم گرفتم موقتا این کتابی که به دید خودم زیباست را کنار بگذارم و اندکی زندگی کنم و تمامی کتابهای دیگر را ببندم
نمیدانم... شاید اگر تو بخواهی من یکروزی برگردم!
آدرس من را داری؟همان خانهی قدیمی زیبا به مثال خورشید و ماه، و جایی میان زمین و آسمان بنفش، بر فراز دریای آبی
محل قرارمان لب دریای آبی به هنگام غروب، جایی که خورشید و ماه همیشه کنار هم هستند
نامههایت را با جان و دل میخوانم؛ البته اگر نامهای نوشتی:)
دوستت دارم♡
