es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

چیزی به ذهنم نمیرسه

چیزی به ذهنم نمیرسه

Ir al canal en Telegram

۲۲۸۰؛ اگر درخت بودم.. حرف بزنیم: http://t.me/BluChtBot?start=YEGAN

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
264
Suscriptores
Sin datos24 horas
+37 días
+630 días
Archivo de publicaciones
تعدادِ کشته‌ها آنقدر بالاست که اگر نام‌شان را نمی‌دانید، برای هر اسمی به ذهن‌تان می‌رسد اشک بریزید؛ چراکه قطعا کسی با آن نام به قتل رسیده است.

من هم پسر کسی هستم؛ ۱۳۹۸ به مامان چیزی نگو؛ ۱۴۰۱ سپهر بابا کجایی؛ ۱۴۰۴

آخرین پیامِ رها. رها رو کشتن اما اون زنده‌تر از همیشه‌ست.

غریبگی نکن. نکن غریبگی پسرم! اینجا خاورمیانه است، و هر کجای خاک را بکَنی دوستی، عزیزی، برادری بیرون می‌زند. _گروس عبدالملکیان

ما زنده‌ایم؛ و تمامِ کسانی که توسطِ آن‌ها کشته شدند. آن‌ها نمی‌میرند. جاودان خواهند ماند. بر فرضِ محال حتی اگر تاریخ هم این روزها را از یاد ببرد، خیابان‌ها بوی خون را فراموش نمی‌کنند.

از من دوره راهی که به خونم می‌رسید... اینجا از سایه و همسایه‌ی خود می‌ترسم.

شب‌هام به تیرگیِ چشم‌هایِ ایرانیِ تو.

ما که اطفالِ این دبستانیم همه از خاکِ پاکِ ایرانیم همه با هم برادر وطنیم مهربان همچو جسم با جانیم اشرف و اَنجَبِ تمام ملل یادگارِ قدیم دورانیم وطن ما به جای مادرِ ماست ما گروهِ وطن پرستانیم شکر داریم کز طفولیت درس حبّ الوطن همی خوانیم چون که حبِ وطن ز ایمان‌ است ما یقیناً ز اهلِ ایمانیم گر رسد دشمنی برای وطن جان و دل رایگان بیفشانیم _ایرج میرزا؛ قطعه‌ها: شماره‌ی ۷۲

سفر چرا؟ بمان و پس بگیر.

برای من همیشه اهمیت داشته‌ست که ببینم اینجا با چه محتوایی مخاطب از دست می‌دهد و با چه محتوایی مخاطب جذب می‌کند. اما این محتوا، هرچند چندین و چندان مخاطب را دور کند، باز هم می‌ارزد؛ چراکه وقتی کسی فکر و ذکرش اوضاعِ کنونیِ وطنش است، چیزی جز این محتوا در وجودش نمی‌گنجد.

این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید نوبت ز ناکسانِ شما نیز بگذرد بیش از دو روز بود از آنِ دگر کسان بعد از دو روز از آنِ شما نیز بگذرد.. بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم تا سختیِ کمانِ شما نیز بگذرد در باغ دولتِ دگران بود مدتی این گل ز گلستانِ شما نیز بگذرد آبی‌ست ایستاده درین خانه مال و جاه این آبِ ناروانِ شما نیز بگذرد ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ‌طبع این گرگی شبان شما نیز بگذرد پیلِ فنا که شاه بقا ماتِ حکم اوست هم بر پیادگانِ شما نیز بگذرد ای دوستان خوهم به نیکی دعای سیف یک روز بر زبانِ شما نیز بگذرد _سیف فرغانی؛ قصاید و قطعات: شماره‌ی ۲۳

برای من در این روزها.

چی بگم.
چی بگم.

به سرم می‌زند. بله، به سرم می‌زند. وقتی پنج صبح از خواب می‌پرم و به مسیری فکر می‌کنم که با ترس و لرز تا خانه طی شد، به سرم می‌زند.

هم مرگ بر جهانِ شما نیز بگذرد هم رونق زمان شما نیز بگذرد وین بومِ محنت از پی آن تا کند خراب بر دولت آشیان شما نیز بگذرد بادِ خزان نکبت ایام ناگهان بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد آب اجل که هست گلوگیرِ خاص و عام بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز این تیزیِ سنان شما نیز بگذرد چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد بیداد ظالمان شما نیز بگذرد در مملکت چو غرشِ شیران گذشت و رفت این عوعوِ سگانِ شما نیز بگذرد! آن کس که اسب داشت غبارش فرونشست گردِ سُمِ خَرانِ شما نیز بگذرد بادی که در زمانه بسی شمع‌ها بِکُشت هم بر چراغ‌دانِ شما نیز بگذرد زین کاروانسرایْ بسی کاروان گذشت ناچار کاروانِ شما نیز بگذرد ای مفتخر به طالعِ مسعودِ خویشتن تأثیرِ اخترانِ شما نیز بگذرد _سیف فرغانی؛ قصاید و قطعات: شماره‌ی ۲۳

تو خوبی، ولی حالِ ما نه.

حالا دورانِ هر چه باشد، دورانِ شنیدن و رد شدن نیست.