bbyruru
Ir al canal en Telegram
Do you know , yg monster without ルカ is Just babý ♡ t.me/rurufilebot @formonstiez .
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
218
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
-230 días
Archivo de publicaciones
now I finally found my wings
I let go of everything decided to follow my heart ❕and I'm finally able to breathe finally able to see just who I was born to be I'm waking up in my dream
🦥 : وقتی کمي قبلتر داشتم wild ـو اجرا میکردم و تك تك مانستیز ها رو نگاه مي کردم بعضي ـاتون بادبزنهاي ما تؤي دستاتون بود و تابلوهاي درخواست فن سرویس ـو نگه داشته بودین با خودم فکر کردم که چه آدماي زیادي بهمون عشق میدن نزدیك بود اشکم دربیاد پر کردن صندلي هاي اصلی سالن کار سختیه با این حال وقتي میبینم صندلي هاي طبقه دوم و سوم همشون کاملا پر شدن خیلي منو خوشحال کرد باعث شد با خودم فکر کنم بیا از همین الان سخت کار کنیم امروز خانوادههاي همه مون اینجان مادر ـاي اعضا و خانوادههاشون همگي اومدن و خانواده خودم هم حضور دارن وقتی سوار بالابر بودم میتونستم خانوادهـم و مانستیز ـا رو ببینم که دارن ما رو تشویق میکنن واقعا احساساتي شدم
💭 بین اسکجول ـاتون توي ژاپن جایي بود که با هم برید ؟
🦥 : این اواخر بعضي وقتا بعد از اجرا با رورا آسا و خانواده آسا میرفتیم بیرون غذا میخوردیم
🐰 : مامانم خواهرم بابام رورا و روکا ترکیب عجیبي و غیر منتظره ایه
🐰 : درباره چي حرف زدیم ؟ خب بابام خیلي پر حرفه یعني خیلي ... چي بهش میگن ... برونگراست ؟ تموم مدت داشت حرف میزد
🦥 : راستش نمیدونم تعریف کردن این ماجرا کار درستیه یا نه
🐰 : چرا که نه
🦥 : ماجراي تاکسي
🐰 : اشکال نداره ماجراي تاکسي ـو تعریف کن
🦥 : آسا تو بگو
بعد راجب سامر سونیك حرف زدن و آسا گفت ۱۴ آگوست تولد رورا بود و چون کنار هم بودن تؤي خاطراتش حك شده
🐰 : وقتی من و روکا با هم تؤي ژاپن بودیم رفتیم خرید و همونموقع گفتیم بیا براي تولد رورا وسایل بخریم تا براش جشن تولد بگیریم من یه کادو خریدم و روکا هم بادکنك و چیزـاي دیگه گرفت بعدشم براش تؤي اتاق من تؤي هتل جشن تولد گرفتیم
🦥 : از اونجایي که رورا عاشق جوجوتسو کایسن ـه کل مجموعه مانگاي اونو براش خریدم اون بهم گفت که همش ـو خونده و خیلي دوسش داشته
🐰 : نسخه ژاپنی مانگا ـو بهش دادي
🦥 : نه نسخه ترجمهشده ـش به کرهاي بود. بعد از اینکه سامر سونیك تموم شد و برگشتیم یه بسته به دستمون رسید و رورا موقع باز کردنش خیلي خوشحال بود
🦥 : از همون دوران کارآموزي همیشه تولد همدیگرو جشن میگرفتیم واسه همین حتی وقتی سعی مي کنیم طرف مقابل ـو سوپرایز کنیم هیچوقت جواب نمیده مگه نه ؟
🐰 : آخرش همیشه لو میریم
