Mary's diary
Ir al canal en Telegram
سلام😃 من مرجان هستم، دانشجوی رشته شیمی🧪 اینجا از هرچیزی دلم بخواد حرف میزنم!😁 حرفی چیزی😄 @marysdairybot لینک ناشناس من: t.me/HidenChat_Bot?start=571126133
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
350
Suscriptores
Sin datos24 horas
+37 días
+830 días
Archivo de publicaciones
350
هايده(دستاى تو)
تنظيم عليرضا اميري
سومین و چهارمین موزیک که سعی کردیم خارج و داخل ( ریتم و ضرب برقصیم)
350
نامهربونى( ورژن مرتضى احمدى)
تار نغمه
آخرین موزیکی که حرکات چالشی رفتم و دخترا دنبالم کردند.
350
مرتضی(دل به تو بستم)
این موزیک آخر هست که با بچه ها در انتهایی ویدیو سه تایی با هم رقصیدیم .
https://t.me/SFDtl
350
مامانم خوابه و چون عاشق فضای بزرگتر برای رقصم اومدم تو هال و دارم کیفف میکنم، بعد مدتها تو فضای بزرگتری از خوابگاه دارم میرقصم!🙂↕️
350
اومدم بندر و اینجا همه چی آرومه، هوا تمیزه، مامان هرروز غذای تازه برام درست میکنه و هربار من و مهسارو میبره خرید، در طول روز وقتی درس نداشته باشم با خانواده وقت میگذرونم و لپ لپم که بوی بهشت میده رو فشار میدم و میبوسم🙂↔️
همه چی اوکیه و خانواده تمام تلاشش رو میکنه که فشار تورم و مشکلات جامعه رو حس نکنم!
مادرم تا جای ممکن از هیچ چیزی دریغ نکرده برام؛ من حتی رشته ای که دوس دارم رو دارم میخونم و چیزی برای اینکه دلم بگیره نباید وجود داشته باشه طبیعتا!
ولی چرا خیلی وقتها دلم میگیره و ناراحتم، خیلی وقتها بغضم میگیره ؛ دلیلش اکثر مواقع ایرانه!
نمی دونم من زیادی حساسم یا واقعا اکثریت اینجورین؟!
با دیدن ویدئوهای سیستان و بلوچستان و بچه ای که تخم مرغ تو مدرسه نخورده بود تا ببره برا مامان و باباش؛ با دیدن کسایی که آب برا خوردن ندارن ، جاده ندارن ، همش به این فک میکنم که خدایا من چه کاری از دستم برمیاد؟!
از من یکنفر چه کاری برمیاد !
تنها چیزی که به ذهنم میرسه اینه که برم و سعی کنم اول خودمو نجات بدم، بعد ببخشم به بقیه!
چند روز پیش که از تهران داشتم برمیگشم خونه با نگاه کردن به هوا هم دلم میگرفت!
فقط باید دیده باشین تا بدونین چی میگم!
یکی دوتا هم نیستن که بگیم آره سعی کن با اخبار نگاه نکردن و بی تفاوت بودن حالتو خوب نگه داری؛ و مشکل من بیشتر اینجاست که نمی تونم بی تفاوت باشم، ای کاش توان اینو داشتم که به هیچ چیز و هیچ کس غیر خودم فکر نکنم !
350
خوشحالم که فردا هم تعطیل شد😃
میتونم تایم بیشتری با فندق باشمم😌
از سه شنبه که رسیدم خونه صبح تا شبم کامل با فندق سپری میشه!
350
یسری اوتمیل هم باید درست کنم ببینم خوبن یا نه که بذارم برای صبحونه یا ببرم دانشگاه؛ چون اصولا نمی تونم زود بیدار شم، دقیقه نودی ام و همه چی باید آماده باشه!😄
350
امشب دسر کدو حلوایی با شیره انگور، هل و گلاب درست کردم بدون قند مصنوعی و مقوی، البته اینو بگم که قطعا به خوشمزگی دسرهای دیگه نیست ولی خب هم شیره انگور هم کدو خیلی برای بدن خوبن!
من امشب درست کردم که یاد بگیرم، به عنوان میان وعده دانشگاه یا صبحونه انرژی خیلی خوبی میده.
350
این سری میشه اولین باری که بدون چمدون اومدم با یه کوله، و احتمال تعطیلی هفته آینده هست!😙
کلا با یه دست لباس اومدم😭
سبک سفر کردن راحته خدایی ولی فعکک نکنم من آدمش باشم!
350
بیشتر از هرچیزی دلم برای حیوون های بیگناه کبابه، آتش سوزی استرالیارو یادمه که چجوری دور اون زبون بسته ها پتو میپیچیدن و سعی میکردن نجاتشون بدن(تا جایی که میشه)، اینجا هیچکس انگار عین خیالش هم نیست!
نمیفهمم چرا بطرز عجیبی اکثریت مردم بی تفاوتن الآن!
ای کاش کاری از دستم برمیومد🥲
350
اخیرا نمی تونم آب غیرتصفیه تهران رو بخورم، احتمالا دلیلش واضح باشه!
اوایل که خبر سد کرج رو شنیده بودم بعد از خوردن آب شیر حالت تهوع میگرفتم؛ هوا که آلوده است و خیلی وقتها تهران سردرد میشم، شمالم که داریم از دست میدیم، دیگه واقعا چه انگیزه ای داریم برای موندن!
من اگه یه زمانی اینجا موندم تنها دلیلم خانوادمه و بس!
امیدوارم برن تا منم با خیال راحت برم پیششون.
350
تلاش کردم بی تفاوت باشم تا حالم خوب بمونه ولی نمی تونم؛ احساس خیانت بهم دست میده!
اگه از اینجا برم هم یعنی قراره این حس ها همراهم باشه؟!
به احتمال زیاد آره!
350
اخیرا از تمام چنل های خبری لفت داده بودم و توئیترم روهم حذف کرده بودم؛ برای اینکه دل دیدن و شنیدن خبرهای بد رو نداشتم!
در نتیجه از اینکه دو هفته است جنگل های هیرکانی دارن میسوزن خبر نداشتم!😓
با دیدن یسری ویدئو و شدت بزرگی این فاجعه بغضم گرفت، چی میشه دست از سرمون بردارن تا یه چیزی از این کشور برامون بمونه!
