𝐀𝐟𝐞𝐫𝐝𝐨𝐞𝐞𝐭✧
Ir al canal en Telegram
http://t.me/HidenChat_Bot?start=7034006294 (ناشناسمون) @Aferdoeetbot (بات چنل) آهنگ و کلیپاتونو برام بفرستین تا باهم گوش بدیم....(:
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
306
Suscriptores
-3424 horas
+387 días
+3830 días
Archivo de publicaciones
308
به طرز عجیبییییی تابستون داره به کندترین حالت ممکن میگذره، حالا اگه بهم خوش میگذشت مثل مرحومه مغفوره میگ میگ میرفت🚶♀
308
𝗦𝗸𝘆𝗹𝗲𝗿🌟
0:15
I don't wanna die or fade away
نمیخوام بمیرم یا فراموش بشم
I just wanna be someone
فقط میخوام یه کسی باشم
I just wanna be someone
فقط میخوام یه کسی باشم
Dive and disappear without a trace
یهجوری برم و گموگور شم که هیچ اثری ازم نمونه
I just wanna be someone
ولی قبلش، فقط میخوام یه کسی باشم
Well, doesn't everyone?
خب آخه کیه که اینو نخواد؟
And if you feel the great dividing
اگه حس میکنی یه دیواری بینمونه،
I wanna be the one you're guiding
میخوام من اون کسی باشم که راهو نشونت میده
'Cause I believe that you could lead the way
چون باور دارم که تو میتونی راه رو پیدا کنی
I just wanna be somebody to someone
فقط میخوام برای یهنفر مهم باشم
I wanna be somebody to someone, oh
میخوام برای یکی، یه کسی باشم
I never had nobody and no road home
هیچوقت کسی رو نداشتم، هیچوقت جایی رو نداشتم که اسمش خونه باشه
I wanna be somebody to someone
ولی میخوام برای یه نفر، یه کسی باشم
308
Repost from N/a
چرا بعضی چیزا اصلا عادی نمیشه؟
چرا هیچکس نمیخواد به این نتیجه برسه
هرکسی زندگی خودشو داره
و کسی دیگه ای نمیتونه براش تصمیم بگیره
چرا کسی یاد نمیگیره کسی رو نباید از سر پوشش قضاوت کرد
چرا کسی یاد نمیگیره کسی رو از سر گرایشش قضاوت نمیکنن
چرا کسی نمیخواد بفهمه
هرکسی اجازه زندگی خودشو داره و حق داره هرجور که میخواد زندگی کنه
کاش مردم سرشون رو از باسن بقیه خارج کنن و به زندگی خودشون برسن
خودشون و ذهنیت خودشون رو اپدیت کنن
308
Repost from N/a
ای غربی عزیز، که شهرتت در گیسوان طلایی
و پوست رنگپریده و چشمان آبی زبانزد است،
به من بگو که زندگی بیدرد چگونه میگذرد؟
ای غربی غریبه، درون چشمان زلال و قهوهایرنگِ شرقیام بنگر و طرههای گندمزارت را در آن مرتب کن...اما از من نخواه که گیسوی سیاه و سپیدم را در اقیانوس چشم بیغَمِ تو شانه زنم.
ای غربی عزیز، تو که هیچچیز از منِ شرقی نمیدانی،
از رقص با نوای گلولهها، از سپیدی شقیقهها...
میان میهمانیها و مجالس شادمانیتان،
اگر وقتی برایت ماند، برایم بنویس
که شاعران شما از چه در کاغذ غزل میسرایند؟
شاعران بیدردتان از چه مینویسند؟ از عشق؟
عشق که برای شما جز وصال چیزی ندارد.
فراق برای منِ شرقیست؛ وصال که چیزی برای سراییدن ندارد.
ای دوستِ آن سوی آبی، برایم بنویس زندگی کردن چگونه است...چرا که اینجا در شرق این کرهی خاکی، خبری از زندگی نیست.
308
رفتنی میره و با حرفای تو نمیمونہ ، خودش خواستہ که بره وگرنہ لازم به رفتن اون و تمناهای تو نیست.
