A Girl&Her Books🪷
Ir al canal en Telegram
_Life of saina✨ Books&Candles🕯 Also flowers 🌷 Tiktok:@saina3729 Me: @agirlandherbookbot
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
226
Suscriptores
-524 horas
-197 días
-1230 días
Archivo de publicaciones
«من به ملاقاتی کوتاه در حد یک فنجان چای هم قانع بودم؛ کاش تو از اقلیمِ خاک برمیگشتی.»
هر چه پول درآورد کتاب خرید؛
پدر پرسید: دنبال چه میگردی؟
گفت: دنبال خودم...
سمفونی مردگان | عباس معروفی
هر وعده که دادند به ما باد هوا بود
هر نکته که گفتند غلط بود و ریا بود
چوپانی این گله به گرگان بسپردند
این شیوه و این قاعده ها رسم کجا بود ؟
رندان به چپاول سر این سفره نشستند
اینها همه از غفلت و بیحالی ما بود!
خوردند و شکستند و دریدند و تکاندند
هر چیز در این خانه بی برگ و نوا بود .
گفتند چنینیم و چنانیم دریغا ...
اینها همه لالایی خواباندن ما بود !
ایکاش در دیزی ما باز نمی ماند
یا کاش که در گربه کمی شرم و حیا بود
-ایرج میرزا
مبـادا چنیـــن هـرگـز آییــن مـن
سزا نیسـت ایـن کار در دین مـن
کـه ایرانیــان را بـه کشـتن دهـم
خود انـدر جهان تاج بر سـر نهـم
- ابوالقاسم فردوسی
این زندگی چیزهای زیادی به من بدهکار است، اما مهمترینش یک جوانیِ بدون رنج و نگرانی در یک سرزمین آرام است.
سال بلوا - عباس معروفی
