es
Feedback
مکتوباتِ زن آقا...☫

مکتوباتِ زن آقا...☫

Ir al canal en Telegram

زن‌آقا تعریف نیست؛ شهرتِ منه. و این‌جا، حرف‌ها مکتوب می‌شوند با چاشنیِ روزمره. ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=1f81bf5d1688

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
233
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
+130 días
Archivo de publicaciones
همیشه اینطوری بودم که ما هممون فدایی آقا هستیم، مگه ما مُرده باشیم و آقا نباشه.

تو زندگی‌م به تنها چیزی که فکر نکرده بودم، دیدنِ «تابوتِ شهید سید علی خامنه‌ای» بود.

بر شانه‌ی ما رفتی و آن چیز که می‌رفت تابوت تو نه، منزل آرامش ما بود #سید_علی_حسنی

مارا با گرفتن جان امتحان نکن؛ ما از جان عزیز تر داشتیم که رفت...
مارا با گرفتن جان امتحان نکن؛ ما از جان عزیز تر داشتیم که رفت...

خدا رهبرم را کجا می برند عزیزِ خدا را چرا می برند گمانم امامِ شهید مرا به عرشِ عظیمِ خدا می برند علیِ زِ نسلِ علی را نجف به دیدارِ ایوان طلا می برند زِ بس عاشق قبرِ شش گوشه بود زیارت به کرب و بلا می برند ملاقاتِ معصومه در شهر قم به مشهد ، طوافِ رضا می برند ولیِ خدا را چه با احترام کفن پوش از این سرا می برند تمامِ وجودِ مرا می برند خدا رهبرم را کجا می برند

توهم این را میدانستی(:

از اینکه به نبودنت فکر کنیم، همواره پروا داشتیم. اما تو، پر وا کردی و ناگهان رفتی. صد سال دیگر هم اگر می رفتی باز هم ناگهانی بود؛ ما برای رفتنت هیچ وقت آماده نبودیم؛ تو هم این را میدانستی که ناگهان رفتی. #باید_برخاست 🥀 ➕️ @Yaminpour

آره‌ آقای‌چاوشی "زندگیمو می‌دم که فقط برگرده"....

من نمی‌خواستم بره این کلافم کرده؛ زندگیمو میدم که فقط برگرده…
من نمی‌خواستم بره این کلافم کرده؛ زندگیمو میدم که فقط برگرده…

ما هنوز دلمون تو حسینیه، تو دیدار‌های دانشجویی با شما، رویِ زیلوهای آبی جامونده.

آقایِ کشور دوست؛ یه زمانی ختم قرآن برمی‌داشتم، نذر و نیاز می‌کردم، به در و دیوار رو می‌زدم که کارت بتونم بگیرم و بیام دیدار.
+1
آقایِ کشور دوست؛ یه زمانی ختم قرآن برمی‌داشتم، نذر و نیاز می‌کردم، به در و دیوار رو می‌زدم که کارت بتونم بگیرم و بیام دیدار. اما حالا کارتِ آخرین دیدار دارم و برای آخرین دیدار قرارِ بیام. و این اولین دیداری هست که دلم می‌خواست هیچ‌وقت برگزار نشه و این روز رو نبینم.

چه قدر دلم برای "خوابیدن در طول شب و بیدار بودن در طول صبح تنگ شده"

«شدم مثل بچه‌ای که چشم‌هاشو می‌بنده تا واقعیت عوض بشه. از خبرها، از تصویرها، از هر نشونه‌ای فرار می‌کنم.نه از بی‌تفاوتی؛ از ترسِ لحظه‌ای که مجبور بشم بپذیرم رفته… و دیگه برنمی‌گرده.»

واقعا واقعا باید برای آقا نماز بخونیم؟!

واقعاً باید برای او در نماز بگوئیم «اللهم إنا لا نعلم منه إلا خیراً»؟ ما جز خوبی از او ندیدیم؟؟ ما که هر چه خوبی بود را از او آموختیم. در محضر پروردگارش باید شهادت داد و گفت «اللهم إنا لم نتعلّم خیراً إلا منه».

دلیلش هرچی هست که واقعا جوون به فسنجون؛🙂‍↔️

چرا میگن فسنجون ولی نمیگن قورمه‌جون، قیمه‌جون؟

الهی اون ارزشیابی تو گلوت گیرکنه.

sticker.webp0.14 KB

کاش میشد بعد امتحان ارزشیابی اساتید رو پر کرد.