نگار🌱👒
Ir al canal en Telegram
زورِ خدا از همه بیشتره💚 در جریان سبزِ زندگی🌱 من و تمام ِ نا تمام ِ عیب هایم🍃 گیاهپزشک و دانشجوی ارشد گیاهان زینتی🌱 از شیفتگان ِکشاورزی🌳 حامی بر حق ِرُستنی ها🌿 بیا برات چای بریزم ☕♥️
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 500
Suscriptores
-2224 horas
+147 días
+97730 días
Archivo de publicaciones
1 495
Repost from N/a
Episode 24 - Nadideh Rokhat
توی فصل دوم کرن دربارهی صد سال آواز زنان ایران صحبت میشه.
قسمت اول، از انقلاب مشروطه تا پایان قاجار
چه امجد خانم، زری خانم و افتخار خانمها که ازشون نشنیدیم و نشناختیم. ای کاش تحقیقات بیشتری انجام بشه و خانوادههاشون ازشون بیشتر صحبت کنن.
لینک این اپیزود در کستباکس
تلگرام این پادکست
#پادکست #Koron
1 495
نادیده رخت
نادیده رخت
در غم هجرت
شده مشکل
ترسم که بمیرم
نشود مشکل من حل
تو نازنین یار منی
تو یار و غمخوار منی
من که میمیرم خدا
من که میسوزم
چرا دوراز منی
#ترانه_خوب_گوش_بدیم
@pinknegar
#تصنیف ❤️
1 495
حس میکنم فریدون فرخزاد خیلی آدم خاصی بوده و اینو میشه تو موزیکاش ، اشعارش و همه آثارش دید ...
مقلد نیست
آزاد و رهاست و سلیقه ی شخصی خودشو داره
شاید همینه که اون حس ِ خاص رو به مخاطب القا میکنه 🕊🤍
@pinknegar
1 495
رقصهایت پر از آوازند🪽
صورتت مرمری و بی رنگ ... 🦢
چشم هایت پر آیینه🪞
مملو از تجربه و آهنگ 🎶
#ترانه_خوب_گوش_بدیم
@pinknegar
1 495
Repost from N/a
تولستوی جملهی مشهوری دارد:
«همهی خانوادههای خوشبخت شبیه هماند، اما هر خانوادهی بدبختی به شیوهی خودش بدبخت است..»
رابطهها هم همیناند.
سلامت، ساختارِ سادهای دارد:
صداقت، احترام، امنیت، گفتوگو.
اما ویرانی، هزار مدل دارد.
سوءتفاهم، غرور، سکوت، وابستگی، تحقیر، رقابت، خستگی، ترس.
برای همین تعمیرِ بعضی رابطهها سخت است؛
چون مشکلِ آنها «یک چیز» نیست.
یک سیستمِ معیوب است
که هر بار از جای تازهای نشتی میدهد.
1 495
پارسال نشسته بودم اینجا و داشتم این مجسمه رو نگاه میکردم و از خودم میپرسیدم:
مرا سودای چوگان بازی اندر سر کجا بودی؟!
و فک میکردم ته خیلی از چیزا چی میشه ...
یکسال از اون روز میگذره و ته خیلی از چیزا رو دیدم و امروز اینگونه ام که :
بنه چوگان ز دست ای دل که گم شد گوی در میدان !
@pinknegar
1 495
این شعر سروده ی یکی از اعضای محترم چنل هست
خیلی خوشحالم که همچین دوستان هنرمندی کنار خودمون داریم :
هر گاه خاطرت ز غم آزرده ميشود
گلبرگ آرزوی تو پژمرده می شود
هر گاه نااميدی و اندوه شد زياد
يا كودک درون تو افسرده می شود
همت بلند دار، وَ، اميدوار باش
هر گاه غم به چهرهی تو خيره می شود
يا آسمان ابری دل، تيره می شود
وقتی كه در برابر غم می شوی ضعيف
نوميدی و شكسته دلی چيره می شود،
همت بلند دار، وَ، اميدوار باش
هر گاه از تمام جهان خسته می شوی
چون بلبلِ به كنج قفس بسته می شوی
در تندباد حادثه محروم و بی نصيب
از دوستان مخلص و وارسته می شوی
همت بلند دار، وَ، اميدوار باش
ابراز ناتوانی و احساس ضعف چيست؟
نوميد و مرده در نظر عاقلان يكی ست
نابرده رنج گنج ميسر نمی شود
در دل هزار آرزو اما تلاش نيست؟!
همت بلند دار، وَ، اميدوار باش
نادر / هشتم مردادماه ۱۴۰۵
#شعر
@pinknegar
