es
Feedback
سآرا

سآرا

Ir al canal en Telegram

و در نهایت هر چیز، تا حدی ارزش جنگیدن داره✨🌱 °سارا ام ۲۰ ساله° °دانشجوی حسابداری📑° ناشناس من: http://t.me/HidenChat_Bot?start=7941750145

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
425
Suscriptores
-224 horas
+237 días
+3530 días
Archivo de publicaciones
دیگه داشتم دیوونه میشدم پس ظرفهای شام رو شستم، جارو کشیدم، غذای رژیمی خودم رو درست کردم، کمد کتابهام رو مرتب کردم، حموم رفتم و الان یه معده درد شدیدی گرفتم که فکر کنم تا فردا بمیرم

مامان بزرگم بیمارستان بستریه، مامانم بیمارستان پیش اونه، بابام سرکاره و منو صبا فقط خونه ایم

فعلا میخوام زندگی آکادمیکم رو نجات بدم📚
فعلا میخوام زندگی آکادمیکم رو نجات بدم📚

Repost from هیلان🌱
نمی‌دونم شما هم اینجوری هستید یا نه من یکی از فعالیت‌های مورد علاقه‌ام دیدن میز کار یا درس خوندن بقیه‌ست‌. اصلا خیلی باهاش کیف می‌کنم. حالا اگر عکس از میزتون گرفتید این پیام‌ رو بفرستید تو‌چنل‌هاتون ما هم ببینیم. اگر هم چنل ندارید عکس رو برام کامنت کنید.

توی این دو روز گذشته هم فقط گریه کردم برای همین محتوای خاصی برای ارائه دادن نداشتم

بعضی روزها به قدری از لحاظ روحی بهم میریزم که برای هر چیز کوچیکی ساعت ها گریه میکنم

Mohsen Chavoshi - Khodahafezi Talkh (320).mp37.28 MB

باز دلم خوشه تو همین شهره، نزدیک من.. بارون که بباره، هم واسه اون میباره هم برای من نسیم که بِوَزه، هم واسه اون میوَزه هم واسه من

الان دیگه فقط بخاطر قباد شهرزاد و شیرین گریه نمیکنم؛ بلکه با هر بار گریه برای اونا، یبارم برای دل خودم گریه میکنم این سریال برام یادآور عشقی هست که تموم شده و دیگه تکرار نمیشه..

شهرزاد رو دارم بعد چندین سال دوباره نگاه میکنم

photo content

عالی بازی کردن😍

چرا ۲:۳۰ نمیشههه

کلاس هشت صبح فردا کنسل شد برکت🤭
کلاس هشت صبح فردا کنسل شد برکت🤭

امشب میخوام بازی والیبال رو نگاه کنم ولی میترسم تا شروعش خوابم ببره😂😂 اهل خونه هم از ساعت یازده خاموشی زدن

قربونت شما برمم خانومی ناز🥺♥️ غزل مهربونم😍 نمیدونم چرا ولی باز کردن ری اکشن بهم حس بی نظمی میده😭 امیدوارم به زودی بتونم خودمو قانع کنم و ری اکشن باز کنم

ای خدااا😭😭😭 چقدر گوگولیییی خیلی قشنگ بود متنت ای کاش ری اکشن باز کنی ری اکشن بزاریمم خببب👀😁 راستی من qzl diary ام🤝🏼✨

یه روز کاملا نرمال خونه ی خاله جونم🤣🤣
یه روز کاملا نرمال خونه ی خاله جونم🤣🤣

هر وقت احساساتی میشم یه اتفاقی میوفته که دوباره به ورژن دلقک درونم برگردم☺️

یه روز از لحاظ روحی خیلی تحت فشار بودم، یهو بغلش کردم و تقریبا بیست دقیقه زار زار توی بغلش گریه کردم گریه م که تموم شد، بهش گفتم که چرا قلبم شکسته.. سرزنشم نکرد، نظری نداد، حتی نگفت چرا زودتر بهم نگفتی.. فقط بغلم کرد و باهام گریه کرد توی اون لحظه بود که فهمیدم چرا سارای ۳ساله انقد دعا کرد که نی نی توی شکم مامانش دختر باشه