MahZadeh🤍
Ir al canal en Telegram
200
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
-330 días
Archivo de publicaciones
200
+1
دیروز یه خونه تو دانشگاه کشف کردیم، توش زندگی هم میکردن و تو محوطه جلوش که محوطه دانشگاه هست جای حوض هم داره
200
برا تاکسی تو صف باید وایسی
اتوبوس ترافیک داره
مترو مجبوری سرپا بایستی و همه اینا حالیه که اون سر دنیا کاری ندارن خونهت کجاست در هر صورت بهت خوابگاه میدن اگر بخوای
200
لیست خرید کتابم:
📚نهلان
📚آمال
📚آشفتگی مرا داروگ میفهمد
📚ستارهها مسیر را نشانت میدهند
📚اویل و ماه
📚آشور
پ.ن: در حال جون کندن برا جمع کردن پولم
200
یه چیزی تعریف کنیم بخندید
دیشب گفتیم برا بار آخر بریم حرم زیارت کنیم برگردیم هیچی حتی گوشی هم برنداشتیم
آقا ما رفتیم تو گیت که داشتن میگشتن یه خانواده از خرید اومده بودن برن حرم بعد داشت خریدهاشون و چک میکرد
از تو پلاستیک یه تیغ درآورد یا کاتر (نمیدونم مدادی داریم یا نه اون جوری بود) بعد اون مسئول بهش گفت خانم نمیتونی این و ببری تو حرم
زنه خیلی جدی داشت باهاش دعوا میکرد که تو چرا نمیذاری من این و ببرم تو ولی به قبلی اجازه دادی بره!
تا اینجا همهچی اوکی بود قسمت سم ماجرا اونجا بود که مسئولش گفت خانم تا حالا کسی با رژ لب آدم نکشته ولی با کاتر چرا.
زنه کاتر رو با رژ لپ یکی کرده بود😭😂
