Coconut diaries
Ir al canal en Telegram
جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! دامپزشک پاره وقت، اورثینکر تمام وقت! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
265
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
+1030 días
Archivo de publicaciones
این حال بدم اگه یه هفته دیگه ادامه داشته باشه احتمالا فرشامونو میفروشم با پولش خریدتراپی میکنم.
حس میکنم باید برای امروز یه کار خاص کرد. شما برای روز اول پاییز چه برنامهای دارین؟
بیاین کسایی رو “دوست” حساب کنیم که حداقل دو ماه یکبار یه صحبتی باهاشون میکنیم، الکی کسایی که سالی یه بار از هم خبر نمیگیرید رو تو لیست دوستاتون حساب نکنید چون درنهایت یه روز حس تنهاییتونو بیشتر میکنن. اونا نهایتا آشنان.
شنبه، ۲۹ شهریور
متوجه شدم خیلی چیزهای مهمتری دارم که باید حفظ کنم اما بهشون کمتوجه بودم.
چیزی که سعی میکنم ازش دوری کنم سرزنش قربانیه. یعنی اون لحظهای که کسی بابت اتفاقی که براش افتاده ناراحته و بقیه به جای اینکه دلداریش بدن خودش رو سرزنش میکنن و تقصیرو گردنش میندازن. ولی واقعا نمیدونم تو موقعیتی که بارها قبلا به کسی یاداوری کرده بودم که اینکارو کنی بعدا آسیبشو میبینی و گوش نکرده، چجوری میتونم ساکت بمونم!
امشب اون جمله ریچل گرینم:
Everyone I know is either getting married or getting pregnant or getting promoted and I’m getting coffee! And it’s not even for me!
الان اون دختره که روز مهاجرتش استوری کرده بود “by iran” داره تو اروپا خوش میگذرونه و من که نصف عمرمو داشتم زبان میخوندم هنوز دنبال قیمت دلارم.
ارتباطم با بخش احساساتم قطع شده، تراپیستم اگر بشنوه احتمالا میگه راهکار محافظتی مغزمه. خودم هم همین نظر رو دارم. حس یه ربات رو دارم که کمی بیشتر از یه ربات میفهمه. حس جالبی نیست، ولی شاید از غمگین بودن بهتره.
