es
Feedback
Dear Lost World

Dear Lost World

Ir al canal en Telegram

درود من نرگسم و از علاقمندی هام اینجا می ذارم برای ارتباط با من به آیدی زیر پیام بدین @narciss21

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
201
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
#Nara
#Nara

به دل خودم ننشست سرش رو نتونستم با بدنش اوکی کنم #Nara
به دل خودم ننشست سرش رو نتونستم با بدنش اوکی کنم #Nara

#RajaNandepu #LovelyArtworks
#RajaNandepu #LovelyArtworks

داستان امشب داستان "سوسک طلایی" ادگار آلن پوئه

بخوام باهاتون روراست باشم خیلی خوشحال شدم اومدین فکر نمی کردم کسی بیاد

مرسی از دوستانی که اومدین و امیدوارم لذت برده باشین

بشتابید بشتابید

امشب داستانی که می خوام بخونم از داستان های کوتاه ادگار آلن پوئه

دوستان من دوباره قراره کتاب بخونم و لینک هم همون لینک قبلیه شبا ساعت ۸ به مدت نیم ساعت

گفتیم نیان

یعنی کاملا مشخصه چه آدمای زمان نشناسین ازین بیشتر حرصم می گیره که ساعت هم معین کردن :) عالیجنابان مغز شکسته

sticker.webp0.12 KB

ساعت ۱ اینا بیدار شدم یک ساعتی گریه کردم بعد اومدم آشپزخونه یهو مامانم می گه مامان خواستگاره صبح زنگ زده و گفتن شب ساعت ۸ میان

sticker.webp0.23 KB

ای کسی که فورواردش کردی، بگو که می‌خوای برام کیک بپزی

پیچک برای تولدم نبود و قرار بود امروز بیاد خونمون درو باز کردم دیدم با کیک پشت دره😭 و واقعا سوپرایز شدم به نظرم یکی از راه ه
پیچک برای تولدم نبود و قرار بود امروز بیاد خونمون درو باز کردم دیدم با کیک پشت دره😭 و واقعا سوپرایز شدم به نظرم یکی از راه هایی که آدم می تونه به یکی نشون بده دوستش داره اینه که براش کیک بپزه تا جایی یادمه در این چندسال اخیر هیچوقت این سر گرفتن کیک نبودم و همیشه پزنده بودم #خاطرات_لاما_و_اکتشافاتش

#DanielWarrenJohnson #LovelyArtworks #ImBatman
#DanielWarrenJohnson #LovelyArtworks #ImBatman

می دونم خیلی عجیب به نظر میاد ولی دلم برای آرامش دستشویی دانشکده معارف تنگ شده دانشکده های دانشگاه ما همشون به همدیگه وصل بودن و اینقدر بزرگ بود و امکان داشت اونجا گم بشی که کلاس ها و مکان ها هم به همین شکل بودن این دستشوییه ازون مکان های کوچیک گمشده ای بود که کمتر کسی پیداش می کرد سکوت و آرامشی داشت که هردفعه به هر بهانه ای می رفتم اونجا فقط کاشیا رو نگاه می کردم و از اینکه هیچ صدایی نمیاد لذت می بردم #خاطرات_لاما_و_اکتشافاتش