مخفیگاهِ آبیِ پری؛
Ir al canal en Telegram
- بال هایش را گشود و اتاق را در بُهت یک رویا گم کرد - خونهی امنِ شیرکاکائوی آسمونی که گاهی غرغرو میشه🧚🏼♀️ t.me/HidenChat_Bot?start=562763327
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
222
Suscriptores
-224 horas
-47 días
+1730 días
Archivo de publicaciones
Repost from Mriabooks𓃠
When I grow up, I want to be called "the auntie who has a library at her house"
یکی از کارهای موردعلاقهام اینه که وقتی دارم کتابخونهام رو مرتب میکنم، به کتابهایی که مدتها قبل خونده بودم سر بزنم و جاهایی که زیرشون خط کشیده بودم رو دوباره بخونم. خیلی حس نوستالژیکی داره؛ انگار داری با نسخهی قدیمیترِ خودت روبهرو میشی.
تد: نه این یه ماجراجویی نیست، این اشتباهه.
لیلی: آره، این یه اشتباهه. من میدونم این یه اشتباهه ولی چیزهای مسلمی توی زندگی هست که تو میدونی اشتباهن ولی واقعاً نمیدونی اشتباهن، چون تنها راهی که بفهمی اشتباهن اینه که اشتباه رو مرتکب بشی و برگردی به عقب نگاه کنی و بگی آره، اون اشتباه بود. پس واقعاً اشتباه بزرگتر اینه که اون اشتباه رو مرتکب نشی؛ چون اون موقع توی تمام زندگیت واقعاً نمیدونی که بعضی چیزها اشتباهن یا نه.
- HIMYM, S1
امشب دوباره به آسمان نگاه میکنم؛ دیگر دنبال ستارهای نمیگردم. میدانم به کجا بروم و چه کسی را پیدا کنم تا نور او فقط من را لمس کند. لبخند میزنم و به این فکر میکنم که بعضی آرزوها، بالاخره راهشان را به سمت ما پیدا میکنند.
پردههای اتاق و در آوردم بدم خشکشویی و الان انقدر اتاق نورانیه که کز کردم یه گوشه زیر پتو.
Repost from رسانه آزاد گربه سیاهه
روتین پوستی مورد علاقهی من، لیس زدنای گربمه. قشنگ یک لایه از پوست صورتمو جدا میکنه.
فصل اول هایمیم تموم شد و قراره ادامهاش بدم:")
کاری که Friends و The Office انجام ندادن رو How I Met Your Mother انجام داد. البته بیشترش رو مدیون بامزه بودن بارنی و خوشگلیِ رابینه ولی خب...
+1
نقدهای مثبتی راجع به فیلمِ «زن و بچه» دارم که به مذاق مدعیهایِ فیلمباز خوش نمیاد، پس برای خودم نگه میدارم.
پاک کردن ویدیوهایی که یک زمان باهاشون فنگرلی میکردم، مرگ یک ارای باشکوه و نجاتدهنده بود. سلام بر بزرگسالی و زندگیِ کسلکنندهی آدم بزرگها.
