خُنیا
Ir al canal en Telegram
آنسوی سایهها، در میان قلعهها.
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
246
Suscriptores
+324 horas
+67 días
+630 días
Número de Publicaciones
Publicaciones en los últimos 30 días
Carga de datos en curso...
Reacciones
Comentarios
Estrellas de Telegram
PUBLICACIONES TOP por
Carga de datos en curso...
Análisis de publicación
Mensajes | Ver dinámicas | |||||
خُنیا | 53 | 2 | 0 | 3 | Loading... | |
خوشا به حالِ آنها که از کنارِ جهان میگذرند بیآنکه تیغِ ظرافتها گوشتشان را بدرد. برایشان باران فقط نمِ روی لباس است نه زخمِ خاطره. غروب، فقط تاریکیِ اتاق است نه سوگِ نوری که میرود. آنها میخوابند و دنیا برایشان نمیگرید اما من آینهای هستم که هر گردی بر آن، تصویر را میلرزاند. هر لبخندی را تا استخوانِ غمش میخوانم، هر سکوتی را تا فریادِ پنهانش. این حساسیت لعنتی مجالی نمیدهد که غافل باشم و شاید حسرت، نه برایِ آنهاست که نمیبینند، که برایِ من است که میبینم و نمیتوانم چشم ببندم. | 89 | 2 | 0 | 5 | Loading... | |
خُنیا | 65 | 4 | 0 | 2 | Loading... | |
خُنیا | 65 | 0 | 0 | 2 | Loading... | |
اگر پیشنهاد یا انتقادی دارید دربارهٔ محتوای کانال، واسم بنویسید حتماً، خوشحال میشم.
• https://t.me/iRoChatBot?start=sec-iejfgihcdb | 32 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
در سکوتِ سنگینِ روزها، زمان بیآنکه منتظرم باشد از لابهلایِ انگشتانم میلغزد و من نیز در خلسهٔ وهمآلودِ جستجوی آرامش، گمان میکنم که پس از این دوندگیها، مکانیست که من را به پناه خویش ببرد غافل از آنکه تصور رسیدنِ به آرامش سرابی بیش نیست. اینگونهست که در میانهٔ گردشِ بیامانِ افلاک، تنها به خاکستری از خویشتن میرسم و آنجا نه جنبشیست برای رهایی و نه نگاهیست برای شگفتی، تنها زهرِ ملالیست که میجوشد و جانم را جرعهجرعه تهی میکند. | 75 | 1 | 0 | 4 | Loading... | |
در سکوتِ سنگینِ روزها، زمان بیآنکه منتظرم باشد از لابهلایِ انگشتانم میلغزد و من نیز در خلسهٔ وهمآلودِ جستجوی آرامش، گمان میکنم که پس از این دوندگیها، مکانیست که من را به پناه خویش ببرد غافل از آنکه تصور رسیدنِ به آرامش سرابی بیش نیست. اینگونهست که در میانهٔ گردشِ بیامانِ افلاک، تنها به خاکستری از خویشتن میرسم و آنجا نه جنبشیست برای رهایی و نه نگاهیست برای شگفتی، تنها زهرِ ملالیست که میجوشد و جانم را جرعهجرعه تهی میکند. | 1 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
غافلی از حالِ دل، ترسم که این ویرانه را
دیگران بی صاحب انگارند و تعمیرش کنند
صائب
خُنیا | 76 | 5 | 0 | 6 | Loading... | |
خُنیا | 71 | 2 | 0 | 3 | Loading... | |
خُنیا | 80 | 4 | 0 | 5 | Loading... | |
محسن رضایی میگه باید هواپیمای الجزایر رو با موشک بزنیم و ما به عنوان تیم جایگزین بریم بالا | 9 | 0 | 0 | 1 | Loading... | |
صبح بیداری شی ببینی این تیم کثیف حذف شده. حالا تیم یه طرف، این ضایع شدن میثاقی یه طرف دیگه اونم دقیقهٔ ۹۶، زجه بزن بچه شیعه =))) | 20 | 0 | 0 | 2 | Loading... | |
عمیقترین حسی که این روزها دارم، خودِ نبودِ حس است. نه اندوهی که بسوزاند و نه شوقی که بلرزاند، فقط سکوتی بیپژواک به وسعتِ یک کویرِ بیطوفان. گویی درونِ برکهای راکد افتادهام که حتی برگی بر سطحش موج نمیاندازد. | 100 | 3 | 0 | 9 | Loading... | |
از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من جلال و جاهش نفزود
وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود
خیام
خُنیا | 142 | 5 | 0 | 5 | Loading... | |
خُنیا | 105 | 0 | 0 | 3 | Loading... | |
من ندانم به نگاهِ تو چه رازیست نهان
که من آن راز توان دیدن و گفتن نتوان
رعدی آذرخشی
خُنیا | 114 | 6 | 0 | 4 | Loading... | |
خُنیا | 111 | 2 | 0 | 2 | Loading... | |
خُنیا | 1 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
سرانجام شاید نصیبِ ما از عشق همین باشد، وارستگی در عینِ پیوستگی و تلاطمِ قلبی میانِ دو راهیِ رسیدن و نرسیدن. | 124 | 4 | 0 | 4 | Loading... | |
خُنیا | 135 | 5 | 0 | 4 | Loading... |
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 

