Hayatemiy
Ir al canal en Telegram
یوگینی ام ،زیاد سفر میکنم ،میدوم، میخندم و گیاه قلمه میزنم تا حس کنم زنده ام🌱 چنل موزیکم: https://t.me/hayatplaylist جهت ارتباط : @ItsHayatbot t.me/HidenChat_Bot?start=692437560
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
226
Suscriptores
Sin datos24 horas
+87 días
-430 días
Archivo de publicaciones
226
زمان زیادی گذشته، برخلاف بقیه وقتی به عقب نگاه میکنی اصلا شبیه یک چشم به هم زدن نبوده، فرسایش روز و شبهایی بلند رو میبینی که دیگه بعیده بتونی دوباره تحملشون کنی، امروز چیزهایی داری که نمیشه انکارش کرد، اما رسیدن بهشون انقدر زمان برده که مطمئن نیستی کدومشرو آرزو داشتی و کدومشرو نه، و فکرها، فکرها ولت نمیکنن، حتی دیگه خواب هم کمک زیادی بهت نمیکنه، به محض بیداری دوباره از همون جایی که تموم شده بودی ادامه پیدا میکنی، و این حال اونقدر تکرار و تکرار میشه که همهی صبح شدنها و فردا شدنها رو در نظرت کمرنگ و کمرنگتر میکنه، هوای گذاشتن و رفتن داری، اما در درونت خودت هم خوب میدونی که هیچ دوری و فاصلهای کافی نیست، زندگیت رهات نمیکنه، و تو نمیدونی از کدوم بیشتر گرفتهای، از زندگی سمجی که لحظههای سادهای رو ازت دریغ کرده، یا از خودت که زندگیکردن بلد نبودی
226
وقتی یکی میگه قرص نمیخورم تا «وابسته» نشم، دلم میخواد بهش بگم عزیزم آدمیزاد ذاتش وابستهست. به آب وابستهست، به غذا وابستهست. به هوا وابستهست، به سقف روی سرش وابستهست. حتا گاهی به آغوش هم وابستهست!
226
این موزیک تراز ترین موزیک برای پاییزه و من فایلشو پیدا نمیکنم اینجا شیر کنم پس تو یوتیوب گوش بدیم💌
226
راستش من کاملا درک میکنم، چون خیلی از آدمها با همین چالش دستوپنجه نرم میکنن و واقعا هم همیشه فقط اراده یا ورزش نیست که تعیینکننده باشه. وقتی ژنتیک و مقاومت انسولین هم دخیل باشن، بدن خیلی پیچیدهتر عمل میکنه.
بهنظرم اولین قدم (در کنار مشورت با یک متخصص غدد و تغذیه ) اینه که فرد از رژیمهای سخت و موقتی فاصله بگیره و بره سراغ یه برنامهی بلندمدت با تمرکز روی تعادل هورمونها و تغذیهی پایدار (رژیمهای ضدالتهاب یا high protein متعادل).
ورزش هم بهتره هدفمند باشه، مخصوصا تمرینات مقاومتی و ترکیبی با حرکات هوازی سبک، نه صرفا کالریسوزی زیاد.
یه متخصص تغذیهی خوب که روی متابولیسم و هورمونها کار میکنه هم میتونه خیلی مؤثر باشه، چون بدن بعضیها نیاز به ریست متابولیک داره.
و البته، استرس و خواب هم بیتأثیر نیستن خیلی وقتها وزن بالا بیشتر از اینکه از غذا باشه، از کورتیزول بالاست
من شخصا چند نفر رو دیدم که با همین مسیرِ آهسته ولی مداوم تونستن به فرم دلخواهشون برسن. مهم اینه که مسیر رو زندگیطور ببینی نه پروژهطور💕
226
حیات جان شما به عنوان کسی که یک لایف استایل خوبی داره ورزش میکنی و غذات متعادل به نظرت چطور میشه یه فردی رو که اضافه وزن داشته از دوران کودکی و کاملا اثبات شده ژنتیکی استعداد چاقی داره و هر دری و هر ورزشی رو برای کاهش وزن امتحان کرده ولی خب واقعا نتونسته که اون بادی شیپی که میخواد برسه و به وزن متناسبش توصیه خاصی داری شما؟؟یا راه حلی که بشه کمک کرد بهش ؟؟چون بعد یه مدت که انواع رژیم هاو ورزش هارو امتحان کرده بدنش دیگه یه مقاومتی به کاهش وزن پیدا کرده و مقاومت انسولین هم داره ،شما خودت یا کسی رو میشناسی که بهش کمک کرد .
عذر میخوام که طولانی شد.
226
توی همه این سالها هر وقت که حس میکردم خیلی سرماخوردم یاد داروی بدمزه مامان پری میفتم
قهوه با لیموی تازه ادم و به اندازه روزی که کیفت کوکه فرش میکنه
226
حقیقتش، همهی ما گاهی توی همین چرخهی بیپایان مقایسه و انتظار میافتیم، مخصوصاً وقتی اینستا یا شبکههای اجتماعی رو میچرخونیم و زندگیها و دستاوردهای دیگران رو میبینیم. ولی اون چیزی که میبینیم، همیشه فقط یه قاب انتخابشدهست، یه بخش کوچیک از واقعیت، نه تصویر کامل زندگیشون. هیچکس نمیذاره تمام سختیها و لحظههای شکستش رو ببینی. تو همین شرایطی که داری، شاید فقط لازمه یه مکث به خودت بدی، چند دقیقه، یه لحظه واقعی با خودت باشی و به خودت بگی: “الانم کافیام، با تمام کم و کاستها و نقصها، و با این حال هنوز میخوام رشد کنم و بهتر بشم.” وقتی میفهمی که زندگی خودت ارزشمند و منحصر به فرده، اونوقت فشار مقایسه و نارضایتی کمکم سبک میشه و میتونی با آرامش بیشتری قدمهای بعدی رو برداری.
226
چطوری خودمو با همین شرایط عالی که دارم بپذیرم و انقدر از همه چی ناراضی نباشم و چیزای مختلف و همزمان نخوام
بعضی وقتا با گشتن توی اینستا و دیدن زندگی ها و دستاورد های دیگران به فروپاشی روانی میرسم
خوشحال نیستم (((:
226
https://www.instagram.com/reel/DPefcL7DKLz/?igsh=MTFrMm0wNmpoYmdzcA==
این شما نیستی احیاناً؟!!🤨
اینستاگرام و باز کردم این اومد
226
الان تو راه کافهام. هوا سرد شده، اونقدر که نفسهام تو هوا معلومه و هر نفس یه بخار کوتاهه از چیزی که نمیدونم چی دلتنگی؟ هیجان؟ یا فقط سرمای پاییز.
تو گوشم هنوز Home sweet home پخش میشه.
اون لحظهای که صدای موزیک پیچید تو سرم، انگار یه در باز شد به یه جای خیلی دور،
یه خاطرهی تار که نمیتونم لمسش کنم، فقط یه حس ازش مونده
یه نور زرد، یه خندهی نصفه، شاید صدای کسی که گفت: “صبر کن، نرو هنوز…”
ولی هر چی فکر میکنم، صورتش یادم نمیاد. فقط اون حس، مثل بوی قهوهای که هنوز تو فنجون خالی مونده.
باد میپیچه بین موهام، خیابون نیمهخالیه،
و من بین صدای ماشینها و قدمهام دارم فکر میکنم
چطور بعضی لحظهها هیچ وقت تموم نمیشن، فقط جاشون رو عوض میکنن
از واقعیت میرن تو موزیک، از موزیک میان توی ذهن آدم.
نمیدونم امشب قراره چی بشه،
ولی یه حسی دارم که یه چیزی، هرچند کوچیک، قراره عوض بشه
