انعکاس ذهن مهتاب
Ir al canal en Telegram
࿐𝐋𝐮𝐧𝐢𝐬𝐨𝐥𝐚𝐜𝐞 (𝐧.) : 𝐓𝐡𝐞 𝐢𝐧𝐭𝐞𝐧𝐬𝐞 𝐫𝐞𝐥𝐢𝐞𝐟 𝐨𝐧𝐞 𝐟𝐞𝐞𝐥𝐬 𝐚𝐟𝐭𝐞𝐫 𝐫𝐞𝐚𝐥𝐢𝐳𝐢𝐧𝐠 𝐚 𝐧𝐢𝐠𝐡𝐭𝐦𝐚𝐫𝐞 𝐰𝐚𝐬 𝐨𝐧𝐥𝐲 𝐚 𝐧𝐢𝐠𝐡𝐭𝐦𝐚𝐫𝐞.
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
228
Suscriptores
+124 horas
+27 días
+630 días
Archivo de publicaciones
فردا ساعت یک قراره شلی لوین عزیزمو ببرم روی صحنهی تالار حکمت.
بین تمام کرکترایی که تا حالا روشون کار کردم، هیچ کرکتری تا این حد تحت تاثیر قرارم نداده، حتی آنتیگون.
دل تو دلم نیست.
سوم آذر چهارصدوچهار
توی فاصلهی یک روز با دوتا از عزیزترین و تأثیرگذارترین آدمای زندگیم خداحافظی کردم و باورم نمیشه که جملهی "ویزام اومد." به تنهایی تونست اینکارو با روح و روانم کنه که هم میخوام از خوشحالی پرواز کنم و هم میخوام از غصهی زیاد ناپدید شم.
تقابل بین شادی عمیق بابت دیدن رسیدن عزیزات به هدفشون و پیشرفتشون و غم دوری و این توفیق اجباری آدمو دیوونه میکنه.
امیدوارم روزی برسه که این اومدن و رفتنها به اجبار فرار از قفس اتفاق نیوفتن.
چون فکر کن طرف قیافهی خودش که در اون حد خوشگله رو روزی حداقل ده بار تو آینه میبینه و همچنان من از نظرش قشنگم
'Cause I can't face the evening straight
You can offer me escape
Houses move and houses speak
If you take me there you'll get relief
