ساره، نه سارا
Ir al canal en Telegram
تو خواهی سوخت و از پا خواهی افتاد؛ اما شفا خواهی یافت و دوباره بازخواهی گشت. t.me/BluChtBot?start=62a2ac08b1d8a88a8e
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
263
Suscriptores
-224 horas
+327 días
+4530 días
Archivo de publicaciones
تا اینترنت هست و هنوز جنگ نشده، شاید بهتره موزیک سیو کنم که مثل دفعه قبلی که اینترنت رو قطع کردن من باز دوباره بدون موزیک نمونم.
موزیکها رو اینجا هم بزارم؟
ایران اینترنشنال صبح تا شب اون گوشه کادر داره تصویر جاویدنامها رو پخش میکنه، دو تا چنل دارم که فقط داره به ترتیب عکس جاویدنامها رو میزاره با اسم و شهرشون، مگه چقدر کشتید که هنوز بعد از ۴۰ روز یدونه اسم تکراری ندیدم من؟
« هیچ انقلابی را نمیشود عظیم تلقی کرد مگر آن که زنان یک کشور و نحوهی زندگیشان را دگرگون کند. بدون زنان هیچ انقلابی پیروز نمیشود. شاید زنان از نظر جسمی ضعیفتر از مردان باشند اما از لحاظ روحی نیرویی صدبرابر مردان دارند.»
جنس ضعیف - اوریانا فالاچی
وقتی به این اهنگ رسیدم یاد امیر احمدوند افتادم که توی ماشین داشت با این موزیک همخونی میکرد، حتی نتونست شاهد تولد بچهاش باشه. سرمو میچرخونم و یه نشونه از یک جاویدنام میبینم.
قوی میمونم، توهم که اینو میخونی قوی بمون. انتقام خون این عزیزان رو میگیریم.
دارم رمان کودک میخونم، دیگه نمیتونم این دنیای بزرگسالها رو تحمل کنم. همین الان یکی از جلد های مجموعه جودی دمدمی که نداشتم و یادمه بچه که بودم از کتابخونه گرفتم و خوندم رو خریدم. الانم با ۲۱ سال سن توی اتوبوس نشستم جودی انجمن مخفی تشکیل میدهد میخونم. به هر چیزی چنگ میزنم که جلوی افسردگی رو بگیرم یا به تعویق بندازمش.
فکر کردن به دانشگاه حضوری حالم رو بد میکنه. تمام وجودم فریاد میزنه از این قبرستون انصراف بدم. از همه اون آدمها متنفرم، حتی دیگه استادهای اونجا خوشحالم نمیکنن. اصلاً نمیدونم چجوری باید سرکلاسی بشینم که هم از دانشجوهاش متنفرم هم استادهاش. دست و دلم به کار کردن نمیره، جدی دارم زوال عقل میگیرم، قطعاً تا آخر زندگیم این ۴سال کارشناسیم رو به بدترین سال های تحصیلیم به یاد خواهم آورد.
آه خدای من! چقدر ستاره باید افول کند
تا این صبح بدمد...؟
•احمد جان عثمان - ترجمه رسول یونان
