دُژَم🪐
Ir al canal en Telegram
و من، مصمم در سبز زیستن در انسانِ بهتری بودن در انسانِ بهتری شدن 💚🪴
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
252
Suscriptores
+124 horas
+137 días
+3130 días
Archivo de publicaciones
251
در میان آشوب جهان، میان جنگها، درگیریها و بحرانها، میان زخمی شدنها و وداعها،
برای تویی که داری این را میخوانی،
خواستم یادآوری کنم تا یادت نرود که تو حق زیستن داری. تو حق داری که حتی وقتی زمین زیر پا میلرزد، در نور بهار دوباره جان بگیری. تو حق داری که وقتی بیست و نه روز به باورهایت مهرهٔ تایید گذاشتی با روزه، برای این اراده شادی کنی.
بخاطر داشته باش که زندگی، حتی در میان آتش و دود، ارزشمند است. هر نفسی که میکشی، هر لحظهای که تاب میآوری،
شهادتی است بر عظمت روح انسانی،
بر مقاومت در برابر ناامیدی، و بر توانایی بشر برای یافتن نور، حتی در تاریکترین شبها.
تو حق داری شادی کنی، تو حق داری بخندی،
توحق داری نور باشی،
حتی وقتی دنیا در اضطراب و اندوه است.
🌱
251
«از منظر فیزیکالیسم، آگاهی و تفکر محصولی پیچیده از فعالیتهای عصبی و بیولوژیکی مغز هستند. بر اساس این دیدگاه، ذهن بدون مغز نمیتواند وجود داشته باشد.»
آوای فلسفه: سرچشمه فکر... قلب یا مغز
https://youtu.be/9l3XazJYTSo?si=jh9-IjrthsazSjON
251
انسان در مسیر عمر خود مگر چند بار میتواند به دوستانی بر بخورد که از میان آنها همزبانی بیابد؟
#محمود_دولت_آبادی
251
هیچ جامعهای بدون تفکر آزاد رشد نمیکند. هیچ ملتی بدون پرسشگری راه روشنی را به آینده ندارد. هیچ انسانی بدون اندیشیدن نمیتواند زندگی انسانی را تمام و کمال تجربه کند.
_
سقراط به این باور بود که:
بدی حاصل جهل و نادانی است نه حاصل شرارت.
_
جامعه نیک از انسانِ خودآگاه آغاز میشود.
_
همین که بگویی نمیدانم یعنی ذهنت آمادهی یادگرفتن است.
_
فلسفه برای کودکان یعنی اینکه به آنها یاد بدهیم "چگونه" فکر کنند، نه اینکه "چه" فکر کنند. کودکی که از پرسیدن نترسد، بزرگسالی خواهد بود که از اندیشیدن نمیترسد و جامعهای که چنین بزرگسالی داشته باشد، آیندهای خواهد داشت که در آن تاریکی ماندگار نخواهد بود.
آوای فلسفه: آیا فلسفه برای کودکان و نوجوانان خطرناک است؟
251
کسی که واقعاً دارای معلومات باشد، وقتی میخواهد اظهار نظر کند، برای اینکه اندیشه خودش را بهتر به مخاطب برساند، سعی میکند که سادهترین بیان را برای انتقال مطلب انتخاب کند. اما کسی که حرفی برای گفتن ندارد و معلوماتش ناقص و بیاهمیت است، کوشش میکند که ضعف خودش را با مغالطه فضلفروشی جبران کند.
آوای فلسفه: مغالطات_ ادعای بدون استدلال
251
آیا میشود هم به تقدیر ازلی و علم پیشینی مطلق خداوند معتقد بود و هم انسان را در انتخابهایش مختار و مسؤول دانست؟
و اگر به تقدیر ازلی و علم و قدرت مطلق خداوند معتقد باشیم آیا عادلانه است که او موجوداتی را بیآفریند که به اعمالشان به صورت پیشینی آگاه باشد و بعد آنها را در جهنم مورد آزار قرار دهد.
آیا این با عدل و رحمت الهی ناسازگار نیست؟
آوای فلسفه: تناقض جبر و اختیار در قرآن
251
امروز برای برگشت از جلسه کتابخوانی سوار اتوبوس شدم. تقریبا خالی بود، چون تازه از ایستگاه حرکت کرده بود و فقط صدای چند مرد از آن طرف پردهای که وسط اتوبوس نصب کرده بودند تا غرق گناه نشویم، شنیده میشد. داشتند از گرانی شکایت میکردند — حق هم دارند. همه چیز مناسب نشخوار فکری بود، پس شروع کردم به سلاخی کردن آرامشم.
وقتی فکر میکنیم مقصر تمام بدبختیها کسی غیر از ما است، زندگی خیلی راحتتر است، نه؟ مثلا من چند ماه پیش وقتی از دست فلان کس ناراحت شدم، همه چیز را گذاشتم به پای عوضی بودن او و سپس او را روانه بلکلیست کردم و از رفتن به تمام جاهایی که امکان حضور وی هم بود، خودداری کردم. چقدر تمیز و بیدردسر، نه؟ و همین هم سبب شد که رد این مسئله را بگیرم و تا امروز به داخل این اتوبوس به دنبال خودم بکشم.
فکر کردم باید چیزی بنویسم. پس کتابچه یادداشت و خودکارم را از کیف بیرون کردم و به سادگی نوشتم:
انسانها نمیتوانند در ما ایجاد احساسی کنند؛ انسانها فقط احساساتی که در درون ما هست را بهرو میآورند.
احساس گرسنگی کردم، پس شکلات تلخی که در کیف داشتم را بیرون آوردم. فقط یک گاز زده بودم که اتوبوس توقف کرد و دخترک زیبایی به داخل آمد. با تمسخر به من نگاه کرد، به دفترچه یادداشتم، به خودکار در هوا مانده و به شکلات گاز زده دستم در ماه رمضان.
اگر باور قدیمیام را داشتم، با نگاهم قورتش میدادم و بعد با کمال بیاعتنایی تفش میکردم روی همین صندلی که نشست. اما حالا حس میکنم عیب از این دختر قشنگ نیست؛ منم که سرشار از تنفرم. این چشمه تنفر از قبل در من وجود داشته و او تنها این چشمه را به من نشان داد.
حالا میفهمی چه میگویم؟ ساعت یک و چهل بعد از ظهر است و من ماموریتم را به پایان رساندم. به همین سادگی، زندگی را از الان برای خودم سختتر کردم.
