شوکا نِویسه🌱
Ir al canal en Telegram
نوشته های دخترکی که باید بزرگانه زیست کند... 🤍⚖️ اینجا بگو حرفتو: @Shukanevesht_bot
Mostrar másIrán130 328La categoría no está especificada
393
Suscriptores
-124 horas
+107 días
+1930 días
Archivo de publicaciones
395
خدایا
تو خوب میدونی
اگر اشتباهی میکنم
از دشمنی عمدی نیست!
من فقط فراموش کارم
یادم میره چقدر عاشقمی
ولی تو که یادت نمیره چقدر بهت امید دارم
تو که یادت نمیره چقدر بهت نیاز دارم
یادت نمیره هربار اشتباهی کردم،از خودت،به خودت پناه آوردم
یادت نمیره چقدر دوستم داری
میشه مسیر خیرمو توخواسته هام بذاری؟!
میشه سرنوشتمو،مهربون بنویسی و عاقبتمو ختم به خیر؟
منکه زورم به هیچی نمیرسه
ولی به قدرت تو
خیلی ایمان دارم
امضا:
اونی که جزتو کسیو نداره
گیرنده:
تویی که به هیچ کسی نیازی نداری
#شبنویسه
395
حقیقتا زنها وقتی عاشق میشن
عمیقاً قابل پیش بینی و درعین حال غیر قابل پیش بینی ترین موجود زمین میشن...
395
بعد ببخشید جسارتاچجوری بفهمیم داریم آسیب میبینیم؟
خسته نشدید از این مثلا روانشناسی های زرد و سیاه و خاکستریتون؟؟؟
جمع کنید دیگه!
دکتر برای یه سرماخوردگی که دونفر گرفتن داروی واحد نمیده
برای روان و روابط آدما انقدر نسخه های نصفه نیمه نپیچید
خیلی دلتون میسوزه،تشویق کنید برن مشاوره درست حسابی
395
یه جوری میگه چرا کانادا بارون و برف میاد ایران نمیاد مگه خدای این دو جا فرق داره
انگار بزرگوار تا به امروز اسم علوم و جغرافیا به گوشش نخورده😐
395
اون داستانه بود که با پنجتا پولدار بگردی ششمیش خودتی
اون کنسله دوستان🤦♀
من الان با پنجتا پولدار گشتم ولی به جای اینکه تفکر پولداری اونارو بگیرم
دارم اونارم دچار تفکر فقیریسم میکنم😂😂
خب آخه خداییش
برای یه بچه که هیچ ادراکی از جهان نداره و نهایتا یک ماهه دنیا اومده
مهمونی تولد تو تالار گرفتن درسته؟؟؟؟🤷♀
395
نشستی
داری با گوشی یا لپ تاپ یا کامپیوتر یا هرچیز دیگه ای کار میکنی
یهو این فکر که
هرثانیه به نداشتن والدینت داری نزدیک تر میشی
میاد و راه نفستو میبنده....❤️🩹
395
خدایا
مارو
با چیزهایی که
دوست داریم
و از آن میترسیم
و طاقت تحمل آنرا نداریم
امتحان نفرما
آمین
395
چندسالتون بود که فهمیدید
درونگرا و برونگرا بودن هیچ ربطی به کم حرفی و پر حرفی افراد نداره؟
395
ولی منو ببرید به روزایی که همه یه سونی اریکسون داشتن و توش نماهنگ غریبه خدایی خدا غریبه رو دم به دقیقه پخش میکردن...
395
دوست ما از اون روز به بعد
نه گره مالی به کارش افتاد
نه حتی یک ثانیه به ظهور شک کرد
اگر کسی هم حرفی بزنه جلوش
فقط میگه
آقا میاد
دست از امید برندارید...
395
روز سوم آقای عاملی میان
این دوست ما خودشو آماده کرده بود که تا دید ایشونو بابت حرفش معذرت خواهی کنه
آقای عاملی میان و قبل از اینکه دوست ما حرفی بزنه
یه مبلغ قابل توجه(دقیقا به اندازه ای که گره بزرگ زندگی این دوست ما باز بشه)
بهش میدن
و خیلی آروم میگن
ما فهمیدیم که شما از فشار مشکلاته که چنین حرفی زدید
اما
آقا میاد
دست از امید برندارید
سفر به سلامت
و دوست مارو در شرمندگی و بُهت راهی تهران میکنن...
395
فردا صبح هم صبحانه مفصلی و بعدم باز میگن آقا امر مهمی پیش آمد کرد صبح زود از منزل رفتن شما باشید آقا میان
395
خلاصه کنم
اون شب آقای عاملی نمیان پایین و این بنده خدا هم میمونه و جا براش پهن میکنن ومیخوابه
395
خانواده حاج آقا،یک سینی از غذاهای خوب میارن و میدن
میگن آقا اومدن اما به جهت امر مهمی،نمیتونن بیان پایین شما نوش جان بفرمایید آقا هم میان
395
این دوست ما بنده خدا ترسیده
گفته ای داد بیداد
ما از فشار مشکلات یه حرفی زدیم
ولی انگار بدجوری دامن گیرمون میشه
خلاصه
میرن منزل آقای عاملی
در طبقه پایین منتظر میمونن
