es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

نانوشته‌ها

نانوشته‌ها

Ir al canal en Telegram

اینجا نانوشته‌هاست...

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
495
Suscriptores
+924 horas
+1897 días
+18930 días

Cargando datos

Canales Similares
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
nov '26
noviembre '26
+1
en 0 canales
octubre '26
+364
en 8 canales
Get PRO
septiembre '260
en 0 canales
Get PRO
agosto '260
en 0 canales
Get PRO
julio '260
en 0 canales
Get PRO
junio '26
+11
en 0 canales
Get PRO
mayo '260
en 1 canales
Get PRO
abril '26
+1
en 0 canales
Get PRO
marzo '260
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+9
en 2 canales
Get PRO
enero '26
+1
en 0 canales
Get PRO
diciembre '250
en 0 canales
Get PRO
noviembre '250
en 0 canales
Get PRO
octubre '250
en 1 canales
Get PRO
septiembre '250
en 0 canales
Get PRO
agosto '25
+1
en 0 canales
Get PRO
julio '250
en 0 canales
Get PRO
junio '25
+19
en 2 canales
Get PRO
mayo '250
en 2 canales
Get PRO
abril '25
+2
en 4 canales
Get PRO
marzo '250
en 0 canales
Get PRO
febrero '250
en 0 canales
Get PRO
enero '250
en 0 canales
Get PRO
diciembre '240
en 0 canales
Get PRO
noviembre '240
en 0 canales
Get PRO
octubre '240
en 0 canales
Get PRO
septiembre '240
en 0 canales
Get PRO
agosto '240
en 0 canales
Get PRO
julio '240
en 0 canales
Get PRO
junio '240
en 0 canales
Get PRO
mayo '240
en 0 canales
Get PRO
abril '240
en 0 canales
Get PRO
marzo '240
en 0 canales
Get PRO
febrero '240
en 0 canales
Get PRO
enero '24
+119
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
01 noviembre+1
Publicaciones del Canal
راهنمای رایگان تشخیص محتوای پروژه‌ای در یک دقیقه: اگر خانم یا آقای بلاگر نامِ مسئولانی که نباید به آن‌ها توهین کنیم و باید در دوران جنگ به آن‌ها اعتماد کنیم را ردیف کرد و در میان آن نام‌ها، نام پیمان جبلی نبود، به احتمال ۹۹ درصد با محتوایی مواجه هستید که پشت پرده‌اش پول رد و بدل شده. آن یک درصد باقی مانده چه؟ آن بیچاره‌ها هنوز خبر ندارند بابت این محتوا می‌توانند پول بگیرند. خبردار شوند، می‌شود ۱۰۰ درصد.

2
وای اگر اسکرین‌شات‌های پروژه‌‌ی شبِ مناظره دربیاید. محتوای آن اسکرین‌شات‌ها دیگر صرفا درخواست قرار جلسه نیست. احتمالا تصاویرِ فاکتورهای پرداخت است. لیست تعرفه‌ی کانال‌هاست. قرار و مدار برای ساعت انتشار محتواهاست. مخلص کلام اینکه اگر اشتری در آن چت صرفا حرف از پروژه زده، شماها آن شب پروژه‌‌ را اجرا کردید. آنقدر هم شلخته که حتی زحمت تغییر تیتر و کپشن را هم به خودتان ندادید. ده‌ها محتوا عین هم ریختید توی تلگرام و اینستاگرام. آنقدر تابلو که رو کردن پروژه‌تان نیازی به داده پنهان و چت خصوصی ندارد. می‌بینید؟ حتی در این کار هم بی‌استعدادید. به بیچارگی کسی فکر میکنم که ۲۰ سال برای رییس‌جمهور شدن روی شماها حساب کرده. دلم برایش می‌سوزد.
421
3
میخوای از اخبار فاصله بگیری و کتاب بخونی، همون موقع کتابی که میاد جلوی چشمت:
میخوای از اخبار فاصله بگیری و کتاب بخونی، همون موقع کتابی که میاد جلوی چشمت:
441
4
از آن «فردای فینال جام جهانی» که می‌گفتند قرار است آمریکا دوباره حمله کند، ۱۰۰ رو گذشت و ما الان در روز انتخابات اسرائیل هستیم. همان روزی که قرار بود قبلش حمله اتفاق بیفتد. فقط از مجموعه پیش‌بینی‌ها، مانده «فردای انتخابات آمریکا» که ببینیم حمله می‌کنند یا نه. تازه این در حالتی است که نظریه‌ی «جنگ در ایام بین دو انتخابات» را بیخیال شویم. خلاصه اینکه آنقدر نظرات درباره پیش‌بینی زمان جنگ متکثر و متنوع است که سرجمع در ۳۶۵ روز سال، ۳-۴ روز بین دوستان مشتری ندارد. تقریبا کل سال در دایره پوشش پیش‌بینی‌شان است. تیر هرکجا بخورد، یکی هست که هورا بکشد و بگوید «دیدید درست پیش‌بینی کردم؟»
580
5
رفیق ناشناس‌مان همین پست را هم در بله پاک کرد :)
573
6
یادتان هست حجت عبدالملکی می‌خواست با یک میلیون تومان، شغل ایجاد کند؟ خوشحالم که بدون یک ریال هزینه، برای یک نفر شغل ایجاد کرده‌ام. رفیقِ ناشناس‌مان حقوق می‌گیرد که پست‌های من را پاک کند. چه اشکالی دارد؟ کار که عار نیست.
563
7
ارادتمندانِ ارباب از تعبیر «بوسیدن شصت پا» ناراحت شده‌اند. واقعش این است که من این تعبیر را گفتم که تعبیرِ بدتری را نگویم. موتورِ خودسانسوریِ مغزم روشن است. نمی‌گذارد همه چیز را بنویسم. وگرنه قصه‌ی نوکران و ارباب، محدود به بوسیدن شصت پا نیست. جاهای بدتری را هم می‌بوسند. اصلاً در درگاهِ جنابِ ارباب، لیسیدن و بوسیدن، حکم آسانسورِ ترقی را دارد. می‌بوسی و رشد می‌کنی. می‌لیسی و به نان و نوا می‌رسی. همه جورش را هم دیده‌ام. کسانی که فکرش را هم نمی‌کنید. از کارگردان شهیر و تهیه‌کننده‌ی آنچنانی تا خرده‌دلال‌های سیاسی و نوگلانِ در آرزوی قدرت. همه در صفِ ابراز محبت می‌ایستند تا شاید توفیقِ بوسیدن و لیسیدن فرا برسد. تعلل اگر بکنند، پشت سری جایشان را گرفته. در فقره‎‌ی استفاده از زبان برای راضی کردنِ ارباب، مدعیان فراوانند و رقابت تنگاتنگ.
528
8
می‌دانی چیست؟ اگر یک هزارم این انرژی که برای بستن دهان ما گذاشته می‌شود، در مواجهه با نامجو هم گذاشته می‌شد، اینقدر دلم نمی‌سوخت. مشکل اینجاست که رگ غیرت‌شان فقط با آمدن اسم آن رفیق مشهدی‌مان بالا می‌زند. سیدعلی خامنه‌ای فحش بخورد، غیرت‌شان نمی‌جنبد. روی رفیق مشهدی‌مان غیرتی‌تر از رهبر مملکت‌اند. مردک، هنوز پیجش مملو از فحش و بد و بیراه است. و برادران جرئت ندارند به جای «شما»، «تو» صدایش بزنند. از این حقارت‌بارتر سراغ دارید؟
516
9
یک زمانی، تیک سوم شوخی بود. نیروی امنیتی می‌فهمید که نباید عیان و عریان مخاطب را زیر نظر بگیرد. همه چیز کنترل‌شده و پنهان بود. اگر کسی را زیر نظر می‌بردند، خودش هم نمی‌فهمید. و اصلا نیروی امنیتی برای خودش بد می‌دانست که آدم‌ها همیشه او را در صحنه ببینند. حالا اما برادران نه تنها ابایی از نظارت عریان ندارند، بلکه به خودشان اجازه می‌دهند از دسترسی‌هایشان استفاده هم بکنند. ادمینی کانال را رسماً و علناً به دست می‌گیرند. می‌چرخند، پیام مدنظرشان را پاک می‌کنند. احتمالا سری هم به محتواهایی می‌زنند که ما محض اعتماد به پلتفرم، اجازه دسترسی به آن‎‌ها را داده‌ایم. آنجا هم چیزهایی که به کارشان می‌آید را برمی‌دارند. حتی می‌توانند به جایت، تایپ کنند و پیام منتشر کنند. عملاً هیچ حریم شخصی وجود ندارد. نه فقط برای من، بلکه برای توی خواننده این مطلب هم، قصه همین است. وقتی ابایی از ادمینی کردن در یک کانال شخصی ندارند، دید زدنِ محتواهای خصوصی شما که احتمالا تفریحِ عصرگاهی برادران است. و این‌ها همه در وضعیتی دارد اتفاق میفتد که برادران به جای اینکه حواسشان به سانسورِ من باشد، باید مراقب تحرکات امنیتی دشمن باشند تا برای مرتبه چهارم غافلگیر نشوند. دوستان اما اولویت‌شان «پاکسازی» و «یکدست‌سازی» است. و این، وضعیتی است ساخته‌اند. این همان پلتفرمِ داخلی است که ما باید به آن اعتماد می‌کردیم و برایِ خاطرش، تلگرام را ترک می‌کردیم. و حالا هشت سال بعد از آمدن به این پلتفرم، من برای اینکه پیام‌هایم حذف نشوند و لشگری از سایه‌ها، ادمینی کانالم را برعهده نگیرند، راهی ندارم جز پناه بردن به تلگرامی که حداقل آزادانه حرف زدن همه را تضمین کرده. نمی‌دانم اینجا هستند یا نه، نمی‌دانم این پیام را خواهند خواند یا نه، اما امیدوارم مدیرانِ بله متوجه باشند دارند باب چه سنتِ هولناکی را باز می‌کنند. این باب اگر باز شود - که شده - دیگر ته ندارد. خودتان را هم می‌بلعد.
653
10
اینکه اینقدر عریان دهان‌ها را می‌بندند، برایم باورنکردنی است. دو پست در کانال بله گذاشتم و به دقیقه نرسیده، پاک شدند. به چیز این پلتفرم‌تان می‌شود اعتماد کرد وقتی مدل کارش شبیه سلول استخبارات و اتاق بازجوییِ ساواک است؟ بدون هیچ اخطار و پیامی از سمت پلتفرم، پیام‌ها در کانالم پاک می‌شود. به دوران دیکتاتوری باقر پینوشه خوش آمدید.
579
11
ولی جدای از همه حرف‌ها، این قربان‌زاده خوب نوکری است. غیرت دارد روی ناموس اربابش. شهر را بهم ریخته برای گرفتنِ انتقامِ دختر ارباب. هنوز دلش صاف نشده با کسی که سیسمونی‌پارتیِ مریمِ بابا را خراب کرد. آن سال حسابی دست و پا زد برای بر صدر نشاندن ارباب تا آنکه آن اسناد لعنتی آمد...نشد که بشود. دختر ارباب، میمِ اینستاگرام شد. خود ارباب، رقیب آرای باطله شد. تمام شد. و برای نوکر فقط یک چیز باقی ماند. انتقام، انتقام و باز هم انتقام. حالا امشب می‌تواند برود زانو بزند جلوی دختر ارباب. شصت پایش را بوس کند و بپرسد «از من راضی هستید بانو؟» 🆔 @naneveshtehaa
640
12
لحظه اعلام پیروزی کودتای ۲۸ مرداد، لحظه‌ی تصرف رادیو تهران بود. نیروهای کودتا وارد ساختمان شدند و بعد از چند دقیقه وقفه در پخش، صدایی از رادیو بلند شد که سقوط دولت مصدق را اعلام کرد. پشت‌بندش زاهدی پیام شاه را در رادیو خواند. ایران شنید که کار مصدق تمام شده. اینجا بود که می‌شد گفت کودتا پیروز شده. نقل است که یکی از عوامل آمریکا در ایران در وصف آن روز می‌گوید «وقتی رادیو تهران را داشتیم، کار تمام بود». قصه فقط ۲۸ مرداد هم نیست. لحظه‌ی فتح رادیو تلویزیون، لحظه‌ی اعلام عمومی تصرف قدرت است. اینکه این روزها دندان‌های تیز شده برای به چنگ آوردن کلید جام جم را می‌بینید، از همین جهت است. برای اعلامِ پیروزیِ «پروژه یکدست‌سازی»، فقط مانده فتح رادیو تلویزیون. آن را بگیرند، دیگر همه صداها خفه شده. دیگر کسی برای سرکوب نمی‌ماند. تلویزیون را بگیرند، راه برای سانسور و منزوی کردن خیابان از همیشه هموارتر می‌شود. مگر ده‌ها بار متعرضِ تصاویرِ پلاکاردهای مردم در گزارش‌های خبری نشدند؟ حالا تصور کنید جام جم را فتح کنند. پلاکارد که سهل است، آوردن نام «میدان انقلاب» را هم تحت پروتکل خواهند برد تا خدایی نکرده «جامعه دوقطبی نشود». صدای پایشان می‌آید. سانسورچی‌های خیابان، ماله‌کشانِ رفیقِ ونس، اصحابِ کودتا پشتِ درهای جام‌ جم‌اند. فضل‌الله زاهدی‌شان نطقش را هم آماده کرده. شب‌ها خوابِ خواندنش را هم می‌بیند.
608
13
امروز خبری به نقل از یدیعوت آحارانوت در رسانه‌های تلگرامی منتشر شد که می‌گفت آمریکا وساطت کرده برای ترور نشدن قالیباف. خبر فیک بود. یدیعوت آحارانوت چنین خبری را کار نکرده بود. نیویورک‌تایمز اما مدت‌ها قبل در گزارشی نوشته بود که آمریکا، «نگران» ترور شدن قالیباف و عراقچی است و در تلاش برای اقناع اسرائیل در جهت جلوگیری از ترور آن‌هاست. این یکی دیگر فیک نبود. و من صادقانه سوالی دارم از طراحان این فیک‌نیوز. وقتی یک خبر اصلش موجود است، دیگر چه حاجت به بازتولیدِ فیکش؟ وقتی یک رسانه معتبر آمریکایی واقعا از نگرانی آمریکا نسبت به ترور قالیباف نوشته‌، دیگر چرا باید به دروغ پای یدیعوت آحارانوت را وسط کشید؟ به جای دادن بهانه دست این بزرگواران، با آن خبر واقعی روبرویشان ظاهر شوید و بپرسد: شما برای آمریکا چه آورده‌ای دارید که «نگران»‌تان هستند؟ 🆔 @naneveshtehaa
684
14
رضا هم هشتاد و هشتی بود هشتاد و هشتادی‌هایی که حالا «ایران ایران» می‌کنند، ۱۷ سال قبل واسطه‌ی اولین اجماع تحریمی موفق علیه ایران شدند. من نمی‌گویم. بروید ریچارد نفیو بخوانید. همین‌ها که حالا به سلطنت‌طلب‌ها بابت ترامپ دوستی طعنه می‌زنند، زمانی توی خیابان داد می‌زدند «اوباما اوباما، یا با اونا یا با ما». یعنی بی‌هیچ تعارفی از آمریکا التماس مداخله می‌کردند. چرا؟ چون رای نیاورده بودند. سلطنت‌طلب تکلیفش مشخص است. اعتقادی به صندوق رای ندارد. این جانورها اما یک ورژن بدترند. دموکراسی دوست دارند اما به شرطی که برنده‌ی دموکراسی خودشان باشند. انتخابات را باخته بودند و توی کت‌شان نمی‌رفت که روستایی و شهری، ارزش رای‌شان برابر باشد. کینه داشتند از هرکس روی برگه رایش نوشته بود محمود احمدی‌نژاد. کاری هم به سیاست نداشتند. مساله‌شان این بود که چرا این بابایی که رییس‌جمهور شده، شبیه طبقه‌ی ما نیست. عمری، خودشان را همه‌کاره دیده بودند و حالا رایِ خدمتکارِ خانه، چربیده بود بر رایِ صاحب‌خانه. لحظه زیبای طغیان اکثریت بود، و البته عریانِ شدن شمایلِ واقعی سلطنت‌طلبانِ یواشکی. و زخم می‌زدند. و طعنه می‌زدند. و تحقیر می‌کردند. شبیه به مواجهه‌ی عبیدالله و میثم تمار. عربده می‌زدند «یه هفته، دو هفته، محمود حموم نرفته». نعره می‌زدند «هرچی جواد مواده، با احمدی نژاده». وسط خیابان بسیجی لخت می‌کردند، و حین کتک زدنش، فریاد می‌زدند «پول نفت گم شده، خرج بسیجی شده». همین‌ها که حالا یک کروات می‌زنند و درباب اینکه زن ناموس کسی نیست پادکست ضبط می‌کنند، وسط خیابان گلوپاره می‌کردند که «هرکی که ناموس داره، موسوی رو دوس داره». خیلی قبل‌تر از اینکه اسفند پارسال، دانشجویان سلطنت‌طلب در دانشگاه شریف به رهبری توهین کنند، هشتاد و هشتادی‌ها فریاد می‌زدند «خامنه‌ای قاتله، ولایتش باطله». وسط بهار عربی فریاد می‌زدند «مبارک، بن علی، نوبت سیدعلی». خیلی قبل‌تر از آنکه آن دانشجو در دانشگاه شریف دستِ رهبر شهید را به سخره بگیرد، هشتاد و هشتی‌هایِ «وطن‌پرست» نعره می‌زدند «رهبر ما الاغه، یه دستشم چلاقه». خیلی قبل‌تر از اینکه سلطنت‎‌طلب‌ها برای رهبر سوم ایران جوک درست کنند و برای ترورش لحظه‌شماری کنند، هشتاد و هشتی‎‌ها مرگ او را می‌خواستند و فریاد می‌زدند «مجتبی بمیری، رهبری رو نبینی». حتی لایسنسِ «امسال سالِ خون‌ه، سیدعلی سرنگونه» هم متعلق به هشتاد و هشتی‌هاست. این شعارها را همین هشتاد و هشتی‌هایِ ناسیونالیستِ «وطنم پاره تنم»، اولین بار در این مملکت آنلاک کردند. اولین بار همین جانورها بودند که گفتند «مرگ بر اصل ولایت فقیه». حالا بازمانده‌ی همین زباله‌ها - که ردِ عربده‌های متعفن‌شان هنوز در خیابان‌های تهران جاری است - به لطفِ اعتماد به نفسِ پایینِ مسئولانِ نظام و گوگولی بودن تصمیم‌گیران، دوباره به صدر برگشته‌اند. فرصتِ تنفس یافته‌اند. کودتاچیانِ هشت و هشت، به سرنوشتِ کودتاچی‌های ترکیه دچار نشدند. برعکس، هشتاد و هشتی‌ها حالا یا در هیئت دولتند، یا تریبون‌دارِ آن قرارگاه و آن ستاد و آن وزارتخانه. یا کرمان‌خودرو خرج‌شان را می‌دهد یا بودجه عمومی کشور. همه‌شان هم از وطن و ملت و وحدت می‌گویند و دائم این را متذکر می‌شوند که «بیایید همدیگر را طرد نکنیم». این را می‌گویند اما یک جمله هم خرجِ توبه از آن گذشته‌ی کثیف نمی‌کنند. مغرورند و یک دنده و لجبار. توبه که نمی‌کنند هیچ، منت هم می‌گذارند که «ما ظلمِ جمهوری اسلامی به خودمان را فراموش می‌کنیم و برای ایران وحدت می‌کنیم». پرچم یک ناسیونالیسمِ بی رگ و پی را دست گرفته‌اند و مدیرانِ ابله و ظاهربینِ جمهوری اسلامی را خر کرده‌اند و سوارشان شده‌اند. و جوری رفتار می‌کنند انگار ما باید دست‌شان را ببوسیم که بعد از آن همه خیانت، حالا بی هیچ حساب و کتابی برگشته‌اند و دارند چهارکلام ایران ایران می‌کنند. گفتنی که البته پولش پیش پیش به حساب‌شان وازیر شده. این‌ها را نوشتم که این بچه‌زرنگ‌های هشتاد و هشتی، بدانند همه مثلِ مدیرانِ فرهنگیِ جمهوری اسلامی حافظه‌شان ضعیف نیست. همه مثلِ مدیرانِ وسط‌بازی که می‌خواهند شماها را «جذب حداکثری» کنند، درگیر تبِ وفاق نیستند. ما یادمان نرفته شما چه جانورهایی بودید. یادمان نرفته که شما آموزگارِ سلطنت‌طلبانِ امروز بودید. شعارهایتان، یادمان نرفته. و مادام که از آن شکری که خوردید، اعلام ندامت نکنید، شما هم برای ما یکی هستید لنگه رضاپهلوی. شاهد برابری‌تان هم، آن دستبند و کروات سبزی است که رضا، در سال هشتاد و هشت می‌بست و در لشگر شماها فِر می‌خورد. می‌بینید حساب و کتاب دنیا را؟ رضا پهلوی هم هشتاد و هشتی بود. 🆔 @naneveshtehaa
6 283
15
یک اصل اساسی: «حق نداری بابت کاری که پولش را گرفته‌ای، منت بگذاری». این اصل اساسی را برسانید به جواد موگویی که به عنوان امینِ رسانه‌ای امنیتی‌ها، رانتی‌ترین و انحصاری‌ترین گفتگوها را ضبط کرده و حالا برای ما رخ عقاب می‌گیرد و منتِ گفتگوهایش را سرمان می‌گذارد. وقتی مردم نمی‌توانند یک متر خانه در این شهر بخرند، به تو از سال‌ها قبل در آن ساختمان پزشکان واحدی دادند که تبدیل شده به دفترت. یعنی خیلی قبل‌تر از اینکه این گفتگوهای روتین را ضبط کنی، برایت جبران کرده‌اند. به قدر کافی هم که حسابت را شارژ می‌کنند. داری حقوق میگیری. مفت کار نمی‌کنی. پس دیگر ننه من غریبم‌بازی ندارد. پولش را گرفته‌ای، رانتش را هم که داری، برادران امنیتی هم که تمام هماهنگی‌ها را برایت انجام می‌دهند، لشگر مجازی هم که برایت به خط می‌کنند. لای پر قوی امنیتی‌ها داری روتین‌ترین محتوای ممکن را تولید می‌کنی. پس دیگر اینقدر ادا در آوردن ندارد. تمام اهمیت این گفتگوهای تو، به مهمان‌هایش است که خب آن‌ها را همان نهاد امنیتی برایت هماهنگ می‌کند. این سوژه‌های انحصاری و هلو برو تو گلو را به ایرج ملکی هم بدهی، تاک‌شویی می‌سازد در حد چیزی که تو ساخته‌ای. پس از روی منبرِ تسویه حساب سیاسی و منت گذاشتن به خلق الله پایین بیا و به قول ریکی جرویس «جایزه‌ی کوچکت را بگیر، از مدیر برنامه‌ات تشکر کن و بعد گورت را گم کن». 🆔 @naneveshtehaa
849
16
اگر اشتباه نکنم روز بیستم جنگ، در حین اینکه موشک‌هایمان داشت پایگاه‌های آمریکا را هدف قرار می‌داد، آمریکا بدون اینکه ایران درخواست کند، خودش تحریم‌های نفتی ایران را تعلیق کرد تا نفت به بازار برسد. حداقل ۱۰۰ میلیون بشکه نفت فروختیم. پولش را هم گرفتیم گذاشتیم جیب‌مان. ترامپ هم راه به راه در کنفرانس خبری بود برای ماله‌کشی این افتضاح. روز سی و نهم جنگ، آتش‌بس اعلام شد. «گفتگو» آغاز شد. موشک‌ها غلاف شد. آمریکا بلافاصله، محاصره دریایی علیه ایران را اعلام کرد. تقریبا ۵ ماه بعد، درست در روزی که عراقچی سه ساعت با ویتکاف «گپ و گفت» کرد و پزشکیان مشغول رسانه‌گردی در آمریکا برای «گفتگو و اقناع» بود، آمریکا اعلام کرد از ۲۳ سپتامبر ایران رسماً محاصره هوایی است. کار به جایی رسید که دیپلمات ایرانی را از آمریکا رسماً بیرون انداختند. فرمول واضح است. شما حتی اگر اقتصاد نرمال هم می‌خواهید، اگر یک زندگی معمولی هم می‌خواهید، اگر می‌خواهید طرف مقابل تحریم‌تان را بردارد و نفت بفروشید و پولش بی‌دردسر بیاید توی خزانه، راهی ندارید جز اینکه درهای گفتگو را ببندید و حداقل تا مدت زمانی مشخص، تصویرِ یک دیوانه‌ی غیرقابل مذاکره را از خودتان مخابره کنید. این تصویر بیست روز کم و بیش از سمت ما منعکس شد و نتیجه‌اش را دیدیم. و بعد از آن هم دیدیم که از هولِ مذاکره در دیگ افتادن، چه بلایی سرمان آورد. این‌ها دیگر شعار و آرمان و خواب و خیال نیست، تجربه زنده‌ی این شش ماه است. همانطور که موشک فقط طی بیست روز تحریم نفتی را برداشت، گفتگو از همان روز اولش برایمان محاصره آورد. اقتصاد نرمال می‌خواهید؟ دیپلمات‌ها را حبس خانگی کنید، تلفنِ وزارت خارجه را از برق بکشید و موشک‌ها را روی لانچر سوار کنید. بیست روز نگذشته، معجزه‌اش را خواهید دید. دلیل؟ تجربه! 🆔 @naneveshtehaa
654
17
اول: هشتاد روز با موتورِ درب و داغانش، زن و بچه را سوار کرد و در میدان، پرچمداریِ ایران را کرد. زیر سایه‌ی تهدید بمباران، وقتی که صدای پهپادها را بالای سرش حس می‌کرد، زیر باران و برف، در همه حال حاضر بود و میدان را ترک نکرد. حالا چطور جوابش را می‌دهند؟ رانتی‌اش می‌خوانند، تندور‌ صدایش می‌کنند، پلاکاردش را پاره می‌کنند. در این ۸۰ روز جیبش اگر خالی‌تر نشده باشد، پرتر نشده. گوشت از سفره‌اش حذف شده. حتی ارزش کالابرگش را هم بالا نبردند. در اینترنشنال می‌گویند شبی دومیلیون می‌گیرد و در واقعیت ماه به ماه چشم به راه آن ۴۰۰ هزار تومان یارانه‌ای است که سه سال است مقدارش ثابت مانده. زیر تازیانه‌ی فشار زندگی و جنگ و بی‌پولی و زخم زبان است اما تا نیمه‌های شب وسط میدان است. دوم: جنگ که شد، جوری گم و گور شد که انگار هیچوقت وجود خارجی نداشته. محکوم کردن ترامپ و نتانیاهو بخورد توی سرش. محض رو سیاه نبودن در تاریخ، چهارکلام در دفاع از کشورش نگفت. حتی کشتار بچه‌ها تکانش نداد. برایش کاری نداشت. کارش یک تلفن زدن به یکی از همان خبرگزاری‌هایی بود که تا قبل از جنگ اخبار برنامه‌هایش را پوشش می‌دادند. ولی همان یک تلفن را نزد. دوماه ساکت بود و مشغول عشق و حال با درآمد پیش از جنگ. و بعد از دوماه، اولین صدایی که از اینستاگرامش بلند شد اعتراض به بی‌اینترنتی بود. نه بمب‌های روی سر مردم کشورش، نه بچه‌های ذوب شده با آتش بمب‌ها، نه دختران لامرد، نه بچه‌های میناب، نه هیچ چیز دیگر برایش اهمیتی نداشت. از اینترنت گفت و دوباره در لانه‌اش خزید. حالا هم که آب‌ها از آسیاب افتاده، دوباره سرمایه‌ها به سویش روان شده. دارند بی‌وطنی‌اش را تشویق می‌کنند. دارند به بی‌تفاوتی‌اش نسبت به آدم‌های هم‌وطنش جایزه می‌دهند. دوباره دیجی‌کالا و ده‌تا شبیه دیجی‌کالا ردیف شده‌اند برای پاداش دادن به سکوت و بی‌طرفی. سوم: یکی همه‌ی زندگی‌اش را پای وطن می‌گذارد و تهش هیچ. یکی دیگر، یک جو غیرت خرج وطنش نمی‌کند اما امکانات کشور برایش قطار می‌شود.‌ در این سیستم معیوبِ جزا و پاداش، در این مدلی که وطن‌دار را مجازات و بی‌وطن را پاداش می‌دهند، طبیعی است که آدم‌ها خودشان را خرج وطن نکنند. طبیعی است که لای لحاف خوابیدن روال شود. طرف نگاه می‌کند. مقایسه می‌کند. و خب روی کاغذ امیرحسین قیاسی شدن می‌صرفد. چرا باید جان و مال و وقتش را صرف گلو پاره کردن برای ایران کند؟ انسان ایرانی وقتی قیاسی و دیجی‌کالا را بعد از این سه ماه، کنار هم می‌بیند فقط یک نتیجه می‌گیرد: «خودت را هزینه نکن تا برایت هزینه کنند» 🆔 @naneveshtehaa
869
18
Sin texto...
493
19
هر پایانی برای جنگ که اعلام بازنده و برنده‌اش نیاز به تفسیر داشته باشد، یعنی ادامه‌ی وضعیت تعلیق برای ایران. همان وضع که پس از جنگ ۱۲ روزه هم برقرار بود و کشور را میان جنگ و صلح معلق نگه داشته بود. پایانی که هم ترامپ بتواند در آن اعلام پیروزی کند هم ایران، یعنی سلام به جنگ سوم تا حدود شش ماه آینده. یعنی یک ترک مخاصمه‌ی کوتاه و یک غافلگیری دیگر در جنگ بعدی. یعنی ایرانی که دیگر زیر سایه جنگ مقطعیِ چندباره کلنگی شده. دشمن آگاهانه دارد کشور را ذره ذره فرسوده می‌کند. جلوی این راهبرد «مرگ تدریجی» باید ایستاد. یک بار برای همیشه باید پیروزی معنادار کسب کرد و معادله‌ی جدیدی در منطقه برقرار ساخت. معادله‌ای که در آن نیروی آمریکایی در این منطقه یک هدف مشروع همیشگی باشد. معادله‌ای که پای آمریکا را از منطقه کوتاه کند. فقط این معادله جدید است که صلح پایدار برای کشور خواهد آورد. هر صلحی بدون این معادله، همان صلحی است که همه‌ی صلح‌ها را بر باد خواهد داد.
552
20
هنوز که هنوز است در لحن صاحب‌ تریبون‌های رسمی نظام، رعایت آداب دیپلماتیک و مناسبات ماقبلِ جنگ حاکم است. انگار باور نکرده‌اند، عصر جدیدی آغاز شده. شما تصور کن؛ بعد از اینکه ترامپ آمده، رهبری کشور را ترور کرده، بعد هم او را شرورترین مرد تاریخ خوانده، بعد هم تهدید کرده هرکس رهبر شود می‌کشیم، بعد از همه‌ی این‌ها آقای لاریجانی توییت می‌زند و «آقای» ترامپ را بابت اینکه وعده دروغ آزادی به مردم داده شماتت می‌کند و لابد انتظار دارد ترامپ برود توی اتاق به کارهای بدش فکر کند. یا شاید فکر می‌کند الان با خواندن این توییت، افکار عمومی و وجدان‌های جهانی ناگهان بیدار می‌شوند و آمریکا را یقه می‌کنند که در ایران بیمارستان زده. این‌ها متوجه نیستند در چه صحنه‌ای هستند؟ متوجه نیستند دارند با چه کسی می‌جنگند؟ اخبار دو سال اخیر را ندیده‌اند که طرف ۲۰ هزار بچه کشت و به هیچ جای هیچکس هم نبود؟ این‌ها را نمی‌دانند؟ خبر ندارند که جنگ شده و دیگر پند و اندرز اخلاقی به هیچ کاری نمی‌آید؟ کمتر حرف بزنید آقایان. و اگر حرف می‌زنید کلامی خطاب به دشمن نگویید مگر که تهدیدش باشد. بی‌پروا از ریختن خون این جانی‌ها بگویید. دیگر «آقای» معنی ندارد. پدوفیل صدایش کنید. آقای ما را این تخم‌حرام، شرور و جانی خوانده و شما هنوز با احترام خطابش می‌کنید. هتک زبانی در تخاطب و تهدید جدی علنی، کمترین وظیفه‌ی شماهاست. بفهمید کجای تاریخ ایستاده‌اید و روبرویتان چه جانورانی هستند.
447