🤍📍𝒂𝒓𝒐𝒔𝒉𝒂_𝒔𝒂𝒚𝒂𝒓𝒊📚✍️🏻
Canal cerrado
خانمُ وکیلِ مُردادماهی🌻👩⚖️ منَ برایِ عِدالت می جنگم؛ برای ِ آرامش لَبخند میزنم⚖️🧚♀️
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
955
Suscriptores
+724 horas
+357 días
+30330 días
Archivo de publicaciones
Repost from N/a
اگه تمام روزهای زندگیمون به بطالت بگذره.
مدام بخوریم و بخوابیم و تو گوشی غرق باشیم.
اگه کارایی رو بکنیم که همیشه میکردیم.
قدمهامون بیهدف برداشته بشه.
و برای روزهای طولانی همین آدمی باشیم که هستیم.
هیچ معجزهای برامون رخ نمیده.
اگر معجزه میخواییم، باید تغییر کنیم.
باید شجاع باشیم.
باید سعی کنیم.
باید متفاوت بشیم.
و با همین روند، روزی به خودمون میایم و میبینیم اتفاقی افتاده که فکرشم نمیکردیم.
و این یعنی معجزه!
معجزهی تغییر.
معجزهی حرکت.
معجزهی تلاش.
و معجزهی شجاعت...
Repost from توسعه فردی | عملگرایی | 𝑳𝒆𝑶𝒏
خودت را به خاطر شكوفا نشدن
در جايى كه هيچ گاه نور رشد به تو نرسيد،
سرزنش نكن.
تو فضاے مجازی هیچکس زندگیِ
واقعیشو کامل نشون نمیده...
ما پشت صحنه خودمونو با صحنه نمایش دیگران مقایسه میکنیم!
و اینجاست که خیلی از آدما عاشق میشن، عاشق آدمی که توی فیلمی یه نقشی رو بازی کرده!
غافل ازینکه اون آدم توی فیلمِ که اون نقش رو بازی کرده... خودش توی زندگی واقعی نیست.
@𝐚𝐦𝐢𝐫𝐥𝐞𝐨𝐧_𝐝𝐚𝐢𝐥𝐲
تو سریال killing eve، یه دیالوگی هست که میگه: «من میدونم نباید خسته شد، میدونم نباید بُرید؛ میدونم زندگی ادامه داره . . .
فقط دلم میخواست یه وقتایی،
یه جایی، یه گوشهای بایستم و بگم خستهم و یکی بفهمه چی میگم.»
.𝐃𝐞𝐫𝐚𝐱𝐜𝐚𝐧𝐞𝐥_
Repost from N/a
چهها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم
مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم
طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری
غلط میگفت خود را کشتم و درمان خود کردم
Repost from آبان
عشق !!
آنگاه زيباترين روايتِ خود را مى نويسد،
كه يار، پناه دلِ معشوق باشد.
نه آزمون صبر او...
جایی که از بچگی وقتی چهار سالم بود با مامان میدیدمش،
محل کارش
اما این بار با نگاه یه آدم بزرگ
در عرصه شغل وکالت.🤍⚖
.تهران ۱۴۰۵.
.عکاس من.
Repost from N/a
وقتی چیزیو داری قدرشو نمیدونی ، وقتی از دستش میدی و تازه میفهمی چیو از دست دادی….
«خیلیام قدر منو ندونستن،بجاش الان باید حسرت نداشتنمو بخورن»
