من!
Ir al canal en Telegram
و گفت: محبت درست نشود مگر در میان دو تن که یکی دیگری را گوید ای من! __تذکرهالاولیا
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
380
Suscriptores
-324 horas
-167 días
-3930 días
Carga de datos en curso...
Canales Similares
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
septiembre '26
septiembre '260
en 0 canales
agosto '26
+287
en 2 canales
Get PRO
julio '260
en 1 canales
Get PRO
junio '26
+24
en 1 canales
Get PRO
mayo '260
en 0 canales
Get PRO
abril '26
+2
en 0 canales
Get PRO
marzo '260
en 0 canales
Get PRO
febrero '260
en 0 canales
Get PRO
enero '260
en 0 canales
Get PRO
diciembre '25
+12
en 1 canales
Get PRO
noviembre '25
+6
en 0 canales
Get PRO
octubre '25
+10
en 0 canales
Get PRO
septiembre '250
en 0 canales
Get PRO
agosto '25
+4
en 0 canales
Get PRO
julio '250
en 0 canales
Get PRO
junio '250
en 0 canales
Get PRO
mayo '250
en 0 canales
Get PRO
abril '250
en 0 canales
Get PRO
marzo '250
en 0 canales
Get PRO
febrero '250
en 0 canales
Get PRO
enero '25
+3
en 0 canales
Get PRO
diciembre '240
en 0 canales
Get PRO
noviembre '240
en 0 canales
Get PRO
octubre '240
en 0 canales
Get PRO
septiembre '240
en 0 canales
Get PRO
agosto '240
en 1 canales
Get PRO
julio '240
en 0 canales
Get PRO
junio '240
en 0 canales
Get PRO
mayo '240
en 0 canales
Get PRO
abril '24
+10
en 0 canales
Get PRO
marzo '240
en 1 canales
Get PRO
febrero '240
en 0 canales
Get PRO
enero '24
+67
en 0 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 01 septiembre | 0 |
Publicaciones del Canal
| 2 | خیلی جالبه.
یه آدم نحیف با دو تا بال باشکوه.
زمینِ پر از چرک و خون، آسمونِ آروم و بیتفاوت.
و یه صحنه تئاتر.
اسمشم هست طرح الهی، چه تضاد قشنگی. :)
باعث میشه یاد یه جمله از حلمی بیوفتم:
«من کیستم؟
کوچکی که کاری بزرگ میکند.» | 39 |
| 3 | Sin texto... | 6 |
| 4 | منم دوست دارم. | 6 |
| 5 | رنگ عوض کردی | 13 |
| 6 | کجایی رفیق؟
بیا فاکتو بذار :) | 3 |
| 7 | :) | 51 |
| 8 | سرم گیج است روحام در پریشانیست
نگاهاش کن که دریا سخت طوفانیست
اگر افسانه باشد «زندگی» یا خواب
چه فرقی میکند اصلاً!
جهان فانیست
به من یک سال، یک لحظهست، میفهمی؟
تمام عمر من وهم است و نادانیست
به چشمانی سیاه مادرم سوگند
که اولادش درین مخروبه زندانیست
__سیاوش | 51 |
| 9 | دورم بِکش، بسوزان؛ از عکس آشناها
من خسته از جهانم، بیزارم از شماها
عمری نکرده مُردم از بس که طعنه خوردم
من غرق در گناهم، من غرق در خطاها
ودکا شراب خوبیاست اما گناه دارد
مثلی که مار باشد در آستینِ ما ها
دنیا برای دیو است ما اشتباه کردیم
آنکس که ضعف دارد افتاده در بلاها
ریشم درازتر شد ذهنم کثیفتر شد
دنیا خرابتر شد با پول و با طلاها
هرکس به حکمِ دیناش، کافر کشید مارا
تنها نه دینداران، حتی که بیخداها
از کوچههای کابل، شعر و شراب گم شد
از دست این مدارس، از دست این ملاها
__سیاوش | 16 |
| 10 | (از شما🌱) | 84 |
| 11 | به کدامین گناه؟ | 1 |
| 12 | یکی باهام دشمن شده. | 18 |
| 13 | طرح خدا. | 67 |
| 14 | «Божий замысел»
— Да Лория Норман
(1872–1935)
Бестиа́рий 🦇 | 66 |
| 15 | عقابیام که به چشمان من جهان خُرد است
برای بال زدنهایم آسمان خُرد است
کدام گوشهای دنیا شراب ممنوع است؟
کدام گوشهای دنیا به عاشقان خُرد است؟
گناه نیست رفیقان من اگر نوشم
شراب ناب، ولی حیف فکرتان خُرد است!
نه این پرندهای وحشی به دام کس افتاد
نه این شرارت مغزم برای تان خُرد است
ز بس که دیدم و فهمیدم از بزرگان «بد»
دگر به دیدهای من آدمی کلان، خُرد است
قفس نیار که صیدم کنی، برو دلقک!
عقابیام که به من چتر آسمان خُرد است
برو به باد بگو یک کمی تحمل کن
به قلب وحشی من تیر ناجوان خوردهاست
به قصه قصه به آخر رسید زندگیام
اگرچه شعر من از دید شاعران خُرد است
__سیاوش | 70 |
| 16 | https://t.me/XBCHATBot?start=sec-bihcbbbffg
یه چیزی بگین. | 32 |
| 17 | Sin texto... | 79 |
| 18 | عجیب و غریب ترین آدمها هم می توانند محرکی برای عشق باشند. پیرمردی که دست و پایش می لرزد میتواند هنوز هم، عاشق دختر غریبه ایی باشد که بیست سال پیش در بعد از ظهری توی کوچه های چیهاو دیده است. کشیش ممکن است عاشق زنی گمراه شود. معشوق می تواند حقه بازی با سر و وضعی ژولیده باشد و دست به هرکار بدی زده باشد. بله، عاشق هم مثل همه آدمها اینها را می بیند، اما کارهای معشوق، ذره ایی در میزان عشقش اثر نمی کند. آدمی خیلی معمولی می تواند محرک عشقی دیوانه وار و پرشور شود، عشقی به زیبایی زنبق های سمی مرداب. آدمی خوش قلب می تواند محرکی برای عشقی حقارت بار و آزارنده باشد و یا دیوانه مردی که تند و نامفهوم حرف می زند، می تواند درون کسی چکامه ایی لطیف و بی تکلف را طنین انداز کند. بنابراین تنها خود عاشق است که می تواند قدر و منزلت عشق را تعیین کند.
آواز کافه غم بار
کارسون مک کالرز
Do Not Eat Your Heart Out
French Early 16th Century
@Tacksear | 70 |
| 19 | @Tacksear | 1 |
| 20 | عجیب و غریب ترین آدمها هم می توانند محرکی برای عشق باشند. پیرمردی که دست و پایش می لرزد میتواند هنوز هم، عاشق دختر غریبه ایی باشد که بیست سال پیش در بعد از ظهری توی کوچه های چیهاو دیده است. کشیش ممکن است عاشق زنی گمراه شود. معشوق می تواند حقه بازی با سر و وضعی ژولیده باشد و دست به هرکار بدی زده باشد. بله، عاشق هم مثل همه آدمها اینها را می بیند، اما کارهای معشوق، ذره ایی در میزان عشقش اثر نمی کند. آدمی خیلی معمولی می تواند محرک عشقی دیوانه وار و پرشور شود، عشقی به زیبایی زنبق های سمی مرداب. آدمی خوش قلب می تواند محرکی برای عشقی حقارت بار و آزارنده باشد و یا دیوانه مردی که تند و نامفهوم حرف می زند، می تواند درون کسی چکامه ایی لطیف و بی تکلف را طنین انداز کند. بنابراین تنها خود عاشق است که می تواند قدر و منزلت عشق را تعیین کند.
آواز کافه غم بار
کارسون مک کالرز
Do Not Eat Your Heart Out
French Early 16th Century
@Tacksear | 1 |
