无数据
订阅者
+3 37424 小时
+5 3527 天
+7 51830 天
帖子存档
بچه ها یه پسر چهارده ساله بخاطر اینکه به زیدش نگاه کردم منو تهدید به مرگ کرده
اوبی اونی که رو پاهات نشسته قبلا رو کیر من نشسته بود پرده شو زده بودم تا صبح گریه میکرد که به مامانم چی بگم حالا
آقا مشتری نیست بیکارم علافم میوم تلگرام با چند تا کودک کل کل میکنم روزم شب میشه
