ch
Feedback
Cortex MBTI

Cortex MBTI

前往频道在 Telegram

MBTI decoded, not defined.

显示更多
未指定国家未指定类别
6 283
订阅者
+4624 小时
+4277
+2 81830
帖子存档
#ESTP × #ISTJ Coded. [Semantic Error]

sticker.webp0.00 KB

فوروارد و ریکت هاتون کجاست؟

اگه یه #ISFP خیلی تحت فشار باشه، احساساتش رو قایم می‌کنه.
از بیرون شاید بگه «چیزی نیست»، ولی از داخل داره با خودش کلنجار میره و معمولاً ترجیح میده تنها با احساساتش کنار بیاد تا اینکه درباره‌شون حرف بزنه.

اگه یه #ISFJ خیلی تحت فشار باشه، باز هم اول به فکر بقیه‌ست.
حتی وقتی خودش از خستگی بریده، باز میگه «اشکال نداره، خودم انجامش میدم.» ولی دیگه یه جایی یهو می‌بینی هیچ انرژی‌ای براش نمونده و اون آدم سابق نیست.

اگه یه #INFP خیلی تحت فشار باشه، ممکنه همه‌ی تقصیرها رو گردن خودش بندازه.
حتی وقتی واقعاً مقصر نیست، با خودش فکر می‌کنه «شاید اگه جور دیگه‌ای رفتار می‌کردم، این اتفاق نمی‌افتاد.» همین باعث میشه مدت زیادی توی احساس گناه بمونه.

اگه یه #INFJ خیلی تحت فشار باشه، آروم‌آروم از همه فاصله می‌گیره.
قهر و دعوا تو شخصیتش نیست، فقط کمتر حرف می‌زنه و بیشتر توی خودش فرو میره، چون حس می‌کنه توضیح دادن حالش فایده‌ای نداره.

اگه یه #ISTP خیلی تحت فشار باشه، اولین کاری که می‌کنه اینه که از همه فاصله می‌گیره.
نه چون دیگه دوستشون نداره؛ چون تا وقتی تنها نباشه، نمی‌تونه ذهنش رو مرتب کنه. اگه مدام ازش بپرسی «چی شده؟»، احتمال داره بیشتر توی خودش بره.

اگه یه #ISTJ خیلی تحت فشار باشه، بیشتر از همیشه به چیزهای آشنا می‌چسبه.
تغییر براش سخت‌تر میشه و ترجیح میده همون راهی رو بره که قبلاً جواب داده، چون حس می‌کنه الان وقت ریسک کردن نیست.

اگه یه #INTP خیلی تحت فشار باشه، بیشتر از اینکه دنبال راه‌حل باشه، توی فکرهاش گیر می‌کنه.
یه مشکل ساده رو انقدر بالا و پایین می‌کنه که آخرش حتی نمی‌دونه از کجا باید شروع کنه. ذهنش ول‌کن ماجرا نیست.

اگه یه #INTJ خیلی تحت فشار باشه، کم‌کم حس می‌کنه فقط وقتی همه‌چی دست خودش باشه، اوضاع خراب نمی‌شه.
شروع می‌کنه همه‌چی رو کنترل کردن؛ نه چون عاشق کنترل کردنه، چون ته دلش فکر می‌کنه اگه یه لحظه کنترل از دستش در بره، همه‌چی به هم می‌ریزه.

sticker.webp0.00 KB

دو رقمیشون کنید بچه‌ها

یه #ENTP وقتی خسته‌ست...
از همه‌چی زود دل‌زده میشه. یه فیلمو ده دقیقه می‌بینه، ولش می‌کنه؛ یه بازیو شروع می‌کنه، نصفه رهاش می‌کنه؛ یه بحث راه میندازه، وسطش حوصله‌ش سر میره. هی دنبال یه چیز تازه می‌گرده، چون فکر می‌کنه مشکل از بی‌حوصلگیه، نه خستگی. در صورتی که فقط مغزش زیادی کار کرده. اون موقع تنها چیزی که لازم داره اینه که برای یه بار هم شده، هیچی ازش انتظار نداشته باشن.

یه #ESFJ وقتی خسته‌ست...
اول از همه خودش رو فراموش می‌کنه. بازم حواسش به تولد بقیه هست، باز می‌پرسه غذا خوردی یا نه، باز سعی می‌کنه همه خوشحال باشن. ولی یه جایی یهو می‌بینی ساکت شده و فقط به یه جای خالی زل زده. اینطور موقع اتفاق خاصی نیفتاده اما چون مدت‌هاست برای خودش وقت نذاشته آشوبه. گاهی فقط لازمه یکی همون‌قدر که اون مراقب بقیه بوده، مراقب خودش باشه.

یه #ESTP وقتی خسته‌ست...
حاضر نیست توی خونه بشینه و به خستگیش فکر کنه. میگه «بیا یه دور بریم بیرون»، «بریم یه رانندگی»، «بریم یه چیزی بخوریم.» خستگیشو با حرکت قاطی می‌کنه که حسش نکنه. ولی اگر ببینی خودش پیشنهاد بیرون رفتن هم نمی‌ده و فقط یه گوشه نشسته، بدون واقعاً باتریش تموم شده. اون نسخه از ESTP رو خیلی کم پیش میاد کسی ببینه.

یه #ENFJ وقتی خسته‌ست...
بازم حال بقیه براش مهم‌تر از حال خودشه. پیام میده ببینه تو خوبی، ولی اگر از خودش بپرسی میگه «من خوبم.» تا جایی ادامه میده که یه روز یهو غیبش می‌زنه. نه چون از کسی ناراحته؛ چون دیگه چیزی برای بخشیدن نداره. اون موقع فقط دلش می‌خواد یکی کنارش بشینه که لازم نباشه براش نقش آدم قوی رو بازی کنه.

صد تاییش کنید.

26?

از این دو تایپ زیاد درخواست شده بود، ریکت و فور لطفا.