ناگفتهها.
前往频道在 Telegram
7 527
订阅者
无数据24 小时
+2247 天
+1 27330 天
吸引订阅者
十月 '2610月 '26
十月 '26
+619
在10个频道中
九月 '26
+1 950
在24个频道中
Get PRO
八月 '26
+1 441
在25个频道中
Get PRO
七月 '26
+2 996
在59个频道中
Get PRO
六月 '26
+1 725
在20个频道中
Get PRO
五月 '26
+536
在4个频道中
Get PRO
四月 '26
+361
在2个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 14 十月 | +136 | |||
| 13 十月 | +1 | |||
| 12 十月 | +147 | |||
| 11 十月 | +98 | |||
| 10 十月 | +23 | |||
| 09 十月 | +39 | |||
| 08 十月 | 0 | |||
| 07 十月 | 0 | |||
| 06 十月 | +1 | |||
| 05 十月 | +66 | |||
| 04 十月 | +58 | |||
| 03 十月 | 0 | |||
| 02 十月 | 0 | |||
| 01 十月 | +50 |
频道帖子
| 2 | وقتی به تو خیانت میکنند، انگار بازوهایت را
قطع کردهاند، میتوانی آنها را ببخشی، اما
نمیتوانی در آغوششان بگیری.
لئو تولستوی | 895 |
| 3 | ٬٫ | 1 055 |
| 4 | بریم اینجا تکست بخونیم | 1 |
| 5 | آدم ها به اندازه حرف هایی که باید بهم بگن و نمیگن از هم دور میشوند. | 1 |
| 6 | کسی میداند من چقدر تلاش کردهام روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بود؟ زیرا در میان ویرانی و رنج وظیفه انسان این است که قلبش را به زشتی نسپارد.
•برادران کارامازوف
•داستایوفسکی | 1 |
| 7 | تو رمان جنایت و مکافات داستایوفسکی یه تیکه هست که میگه:
«در این مدّت زندگی به گونهای سپری شده است که میتوانم سالها بدون آنکه اتفاق غمانگیزی رخ بدهد، غمگین بمانم.» | 1 |
| 8 | شما درست گفتید آقای هوشنگ ابتهاج متخلص به سایه: « این صبر که من می کنم افشردنِ جان است» | 1 |
| 9 | گفت نمردیم و چه چیزها دیدیم. گفتم ای کاش مرده بودیم و نمیدیدیم.
روزها در راه، شاهرخ مسکوب | 1 |
| 10 | زندگی می کنیم در مرکزِ زخمی که هنوز تازه است. | 1 |
| 11 | همینقدر قشنگ گفت: «اشک تاوانی که چشمها برای درست ندیدن باید بپردازند». | 1 |
| 12 | آنقدر فریادهایش را درون خودش ریخته بود که اگر به چَشمانش خیره شوی؛ کَر میشوی.. | 1 |
| 13 | آدم ها به اندازه حرف هایی که باید بهم بگن و نمیگن از هم دور میشوند. | 1 |
| 14 | تو رمان جنایت و مکافات داستایوفسکی یه تیکه هست که میگه:
«در این مدّت زندگی به گونهای سپری شده است که میتوانم سالها بدون آنکه اتفاق غمانگیزی رخ بدهد، غمگین بمانم.» | 1 |
| 15 | کسی میداند من چقدر تلاش کردهام روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بود؟ زیرا در میان ویرانی و رنج وظیفه انسان این است که قلبش را به زشتی نسپارد.
•برادران کارامازوف
•داستایوفسکی | 1 |
| 16 | زن بودن. | 1 |
| 17 | بله ما غمگینیم. | 1 |
| 18 | امان از خاطرهها… | 1 |
| 19 | اندوه هر کجا که برود، شب میآید و دوباره در آغوشم میگیرد. | 1 |
| 20 | آدم ها به اندازه حرف هایی که باید بهم بگن و نمیگن از هم دور میشوند. | 1 |
