223
订阅者
无数据24 小时
-2827 天
-39330 天
帖子存档
223
ببخشید بابا دخترت دلش نازکه
دخترت زود دلش میشکنه زود اشکش در میاد زود بغض میکنه
دخترت آدمارو بیشتر خودش دوست داره
آره بابا همون ادمایی که گفتی یه روزی میزننت زمین
دخترت نه گفتن بلد نبود نه اینکه بلد نباشه ترسید آدما دلشون بشکنه
دخترت ادمیو از ته قلبش دوست داشت که اون ادم دخترتو اصلا دوست نداشت
برای گربه ای که سرکوجه مرده بود گریه کرد
برای ایرانش گریه کرد
بابا دخترت قبل اینکه ادما نابودش کنن خودش خودشو بگا داد
ببخشید اگه اون آدم سرسختی که میخواستی نتونستم باشم
ببخشید انقدر زود شکستم
من حتی نتونستن نقش ادمای قویو بازی کنم
