Last shot
前往频道在 Telegram
Own the pain, earn the gain.⚕️ “بدون همه آرزوم اینه، ببینم ایرانو آزاد یه روز.” t.me/HidenChat_Bot?start=8298790392
显示更多1 088
订阅者
-324 小时
-47 天
+3030 天
帖子存档
1 092
رضاشاه بود اونی که ممنوعش کرده بود تا جایی که میدونم.
شرط میبندم از دکتر و تراپیست هم بیشتر درآمد دارن.
1 092
آیا عقیده خانوادهی شما هم اینطوریه که:
براش برم پیش تراپیست و مشاور❌
برم پیش دعانویس ببینم چی میگه✅
1 092
Repost from N/a
ساعت بیست دقیقه به چاهار صبحه و من توی تاریکی به این فکر میکنم که : میشه یه روزی برسه تمام فکر و خیالای مرتبط با ورود به دانشگاه تموم شن؟ میشه یه روزی برسه که تپش و اضطرابش از زندگیم پاک شه و دیگه تا استرسشو بگیرم یادم بیوفته همهچی تموم شده و اوضاع خوبه؟
هر شب، بدون استثناء هر شب، یه فکری راجبه ورود به دانشگاه ذهنمو درگیر میکنه؛ یه شب درصد، یه شب رتبه و تراز، یه شب تعهدی و روزانه، یه شب شرایط ورود به دانشگاه، یه شب اصن قبولم؟ و یه شب، یه شب، یه شب...
کاش یه شب تا فکر هر کدومشون اومد تو سرم به خودم بگم : ببین! تموم شد. دیگه همهچیش تموم شد.
1 092
درود
واقعیت من یه جا دیلی طور زدم، اینجارو نمیخوام با روزمرگی شلوغ کنم و خخخخب دلم خواست نصفه شبی اینجا بذارمش چون همینجا فقط شِناسم🌷😂
بلکه شاید مفتخر همراهی شما شدیم⚡️💙
https://t.me/nosetsol
1 092
یهچیزی رو معتقدم اونم اینکه،
چرک نویس اسمش روشه تا چرک و کثافت ازش نباره نتیجه نمیده.
1 092
به جز ورزش کردن و پیگیری چندتا علاقه کوچیک در حد خودم، چیزی تغییر نمیکرد من همچنان اندازه اولین باری که وارد بیمارستان شدم و گفتم بوی اینجارو دوست دارم و این مسیر سهم منه، دوستش دارم و چیزی منو از پزشکی زده نکرده و کنار نکشونده.
1 092
حس میکنم بزرگترین بازی روانی ای بود که با ما شد. نمیگم مسیر بدیه کنکورها نه، من خودم انتخابش کردم اونم بدون تحمیل خانواده(هرچند توقع اونا فشار روی من رو زیاد میکنه اما این نیست که بگم اونا گفتن درس بخون) چون درس خوندن رو از بچگی دوست داشتم ولی فکر نمیکردم انقدر توقع ایجاد کنه از من که هر موضوعی رو بخوام پیگیری کنم بگن “درسِت چی؟ دَرسارو خوندی؟ امتحانا کیه واسه اون آماده ای؟ حالا که فصل امتحاناست فلان چیزو کنار بذار بعدا میری سراغش(و یهو هیچ وقت برنمیگردی سمت هیچ کدوم)”
فکر میکنم بدون کنار گذاشتن همه اینا و زندگی کردن هم میتونستم بهش برسم و حالم بهتر بود توی مسیر. حداقل میگفتم یه بازه ای رو زندگی کردم.
ولی نگاه میکنم بعضی جاها به خودم فقط عذاب زیادی دادم، و عذاب بیشتر به معنی به دست آوردن و به هدف رسیدنت نیست. عذاب دادن بیشتر به خودت هیچ رسیدنی رو تضمین نمیکنه.
