Lets get wet💦
前往频道在 Telegram
where bad ideas become good stories به دیلی نویسندگیم خوش اومدی ناشناس: 1- @letbewet_bot 2-http://t.me/BluChtBot?start=61a3ad06b8d9a88b8547 (جفتش قابل استفادس) گپ https://t.me/+9WPS2Rgwz1phNTdk
显示更多未指定国家未指定类别
529
订阅者
+424 小时
+37 天
+2130 天
吸引订阅者
十月 '2610月 '26
十月 '26
+36
在4个频道中
九月 '26
+80
在2个频道中
Get PRO
八月 '26
+119
在8个频道中
Get PRO
七月 '26
+139
在3个频道中
Get PRO
六月 '260
在2个频道中
Get PRO
五月 '260
在1个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '260
在2个频道中
Get PRO
一月 '26
+293
在3个频道中
Get PRO
十二月 '250
在12个频道中
Get PRO
十一月 '25
+10
在3个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 15 十月 | +4 | |||
| 14 十月 | 0 | |||
| 13 十月 | +2 | |||
| 12 十月 | +4 | |||
| 11 十月 | 0 | |||
| 10 十月 | +1 | |||
| 09 十月 | +1 | |||
| 08 十月 | +1 | |||
| 07 十月 | +4 | |||
| 06 十月 | +10 | |||
| 05 十月 | +1 | |||
| 04 十月 | +1 | |||
| 03 十月 | +3 | |||
| 02 十月 | +4 | |||
| 01 十月 | 0 |
频道帖子
| 2 | یه سریا مثلمن مغازه دارن تو این شهرستان | 54 |
| 3 | یه شهرستانه با نهایتا خیلی زیاد شه 2k جمعیت | 56 |
| 4 | کیرول ایتیز دیوونه خونس قبول دارین | 66 |
| 5 | چرا لایک میدی کجام شبیه قیاسیه | 34 |
| 6 | رندوم شت ترین چیزی بود که میتونستی منو بهش تشبیه کنی | 37 |
| 7 |
میبینمت یاد امیرحسین قیاسی میفتم | 50 |
| 8 | بله من ناتالی هستم،نات عالی. | 77 |
| 9 | You said we're just friends
But friends dont know the way you taste la la la.. | 113 |
| 10 | 没有文字... | 116 |
| 11 | 没有文字... | 313 |
| 12 | Part 2 tonight? | 131 |
| 13 | بوبولتونو میبرم | 77 |
| 14 | این وضع ریکت افتضاحه | 76 |
| 15 | دستشو روی شونه ی سان گذاشت و اروم اروم به پشت گردنش حرکتش داد،انگشتای استخونیشو پشت گردن اون گذاشت و کمی به قفسه ی سینش نزدیک ترش کرد.
+اوم..سانی...به نظرت بوی چی میاد؟
سان واکنش خاصی نشون نداد،دقیقا نمیدونست سرش نزدیک کدوم قسمت بدن یونگه،چون چشم هاش با یه ربان بسته شده بود.
اما بو کشید و تصور کرد.
-نمیدونم...عطر همیشگیت
وویونگ نیشخند ارومی زد،ردیف بالایی دندوناش کمی پیدا شد.سر سان رو به گردن خودش نزدیک کرد.
+حالا چه بویی میاد؟
سان پوفی کشید و با بالا اوردن دستش اروم گردن وویونگ رو لمس کرد.
-بوی بدنت،بر خلاف عطرت،شیرینه
یونگ تکخنده ی رضایت مندی زد و با خم کردن سر سان،اینبار سرشو به بین پاهاش نزدیک کرد.
+حالا چی؟
سان نیشخند کجی زد.
-شاید بویی حس نکنم..ولی نقشه ی بدنتو بلدم نه؟
دستشو جلو برد،کمی پاهاشو لمس کرد تا زیپ شلوارشو پیدا کنه،با پیدا کردن سرزیپ اروم پایین کشیدش.
-میشه گفت بوی یه شب داغ میاد...مگه نه؟ | 135 |
| 16 | 没有文字... | 135 |
| 17 | https://t.me/slyleoparddiary
همتون بیاین دیلی ددی مدیر عامل ۱۰۰ تایی شه | 35 |
| 18 | شبیه روابط قدیمه که تا خواهر بزرگتر مجرد بود نمیذاشتن کوچیکه ازدواج کنه
بیاین این دوتا رو بگیرین منم بتونم ازدواج کنم | 21 |
| 19 | بیاین ببرین این دوتا رو لطفا | 22 |
| 20 | یه سانفن درجه یک دارم اینم کله قرمزه خوشگل بانمک خوشتیپ خواستگار همسر تهرونیه چون خودش تهرانیه اصیله
معاوضه با کادیلاک مشکی | 14 |
