lil ‘ verbena یونا
前往频道在 Telegram
lucky girl ’s station jellyous 𓇢 𓆸 @pi1nbot magic is calling you
显示更多未指定国家未指定类别
277
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-530 天
帖子存档
Repost from lil Angel packs . 🆕
ıt boy 🛖 # 11 web ‘s
fashıon ៸ キス ıconıc
Repost from ◜ 𝖢𝖾𝗅𝗂𝖺 𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺 ◞
⎯⎯ ꞋꞌꞋ 𝖯𝗋𝗈𝗃𝖾𝖼𝗍 𝖸 ꞋꞌꞋ ⎯⎯ ៸៸𝖸𝗈𝗎 𝗆𝗎𝗌𝗍 𝖻𝖾 𝗋𝖾𝗌𝗉𝗈𝗇𝗌𝗂𝖻𝗅𝖾 𝖿𝗈𝗋 𝗒𝗈𝗎𝗋 𝗈𝗐𝗇 𝗅𝗂𝖿𝖾. 𝖨𝖿 𝗒𝗈𝗎 𝗀𝖾𝗍 𝗎𝗌𝖾𝖽 𝗍𝗈 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀, 𝗐𝗁𝖾𝗇𝖾𝗏𝖾𝗋 𝗒𝗈𝗎 𝗋𝖾𝖺𝗅𝗅𝗒 𝗐𝖺𝗇𝗍 𝗍𝗈 𝗐𝗂𝗇, 𝗒𝗈𝗎 𝖼𝖺𝗇’𝗍 𝖺𝗇𝗒𝗆𝗈𝗋𝖾.៸៸
Repost from dytd era | in love with joongdunk
꒰ ࣪ ˖ dareyoutodeath press tour .بهتون گفته بودم که بالاترین نشونه صمیمیت بین گربه ها اینه که خودشون رو بهم میچسبونن و به سختی میشه جداشون کرد؟ 😞💘
Repost from N/a
∘₊✧──────✧₊∘
. 𝟏𝟗. -𝑨𝒏𝒊𝒎𝒆 & 𝒂𝒓𝒕-
#anime #art #maki #maki_zenin #jjk𝐏𝐚𝐜𝐤 ཌ 𝒎𝒂𝒌𝒊 𝒛𝒆𝒏𝒊𝒏 ད
Repost from Étoile | png/fonts/coloring prequel
′ 📁🔇. . random 📤 #cuts #demitra
📁 files in com
ֺ ׅ ❓ ᳝ taken? , + in comm .
Repost from cat ‘s wonie جونگوون
نمیدانم که این نامه را چه زمانی میخوانی، شاید وقتی خستهای، وقتی لبخند میزنی، وقتی ناراحتی شاید هم وقتی دلت کمی تنگ شده…
اما من، درست همین لحظهای که این نامه را مینویسم دلم برایت به اندازهی یک اقیانوس بیکران تنگ شده جهیونی… هر روز، هر زمان به خود میام و میگویم قوی باش، تمرکز کن، بخند، همان هیسونگی باش که همه میشناسن؛ اما با دوری از تو خودم را گم کردم، وقتی شب میشود همه جا تاریک میشود هیچ صدایی به گوشم نمیرسد، تنها خندههای بینقص و دلنشین تو به گوش میرسد. ناگهان بیسروصدا وارد قلبم شدی و تمامش را برای خود کردی. نمیدانم اسم این احساس را چی بگذارم… شاید دلتنگی، وابستگی، شاید هم همان چیزی که همیشه از گفتنش میترسیدم و همین باعث این شد که تو را از خودم دور کنم. اما امشب با اینکه از من دور هستی این حرف را ناتمام نمیگذارم… جهیونی من دوستت دارم، از اون دوست داشتن های پر آرامش. وقتی نیستی دنیا برام سردتر و ساکتتر میشود، و لیوان قهوه از همیشه برایم تلختر... نمیدانم از چه موقعی شروع شد. شاید اولین باری که بیسروصدا کنار ایستگاه مترو کنارم ایستاده بودی، شاید از وقتی که فهمیدم کنار تو خودِ واقعیم میتوانم باشم بدون نقش بدون تظاهر کردن، یا اصلا شاید همان لحظهای که با نبودنت دنیا را برایم تاریکتر کردی و درد عمیقی را بر روی سینهام گذاشتی. آدمی نبودم که به راحتی به کسی بگویم "به تو نیاز دارم" اما تو هر کسی نیستی، بهت نیاز دارم جهیونی، به حضورت، به گرمای دستت، به حس امنیتی که فقط با تو تجربهاش میکردم. من از آینده نمیترسم، چون این را میدانم که یک روزی در کنار خودت میآیم، بدون فاصله، بدون حسرت و دلتنگی. فقط یک آرزو داشتم که به یک حسرت بزرگ و فراموش نشدنی در زندگی من تبدیل شد این بود که؛ چرا… فقط چرا کمی زودتر این نامه را ننوشتم که به تو بدهم، تا الان مجبور نباشم این لحظه با صدای بلند اشک بریزم و این نامه را برای بدن سرد و بیروح تو بخوانم.جهیونی تا روزی که دوباره ببینمت این قلب پیش تو میماند.
