ch
Feedback
doll diaries

doll diaries

前往频道在 Telegram

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ Only for my luv,my life jennie kim , (my gf) ིྀ @Jenrosegbot@jichcore

显示更多
伊朗122 346未指定类别
542
订阅者
+8524 小时
+857
+10530
帖子存档

انقدر خوجگل موجگل و تمیز مگه میشه دوسش نداشت

خوشحالم دوست داشتین🥹🥹💋

اینم خیلی خوب و کامل بود بخونیدش

خوشحالم دوست داشتین🥹🥹💋

sticker.webp0.17 KB

فداتشم من قلبمی 😭❤️

sticker.webp0.17 KB

شبنم نازمم اگه میبینی مرسی که فور کردی

ممنون دختر ناز و حمایتگر🥹🤍

sticker.webp0.00 KB

پس کل MV چه داستانی داره؟ جنی توی یه دنیای زیبا ولی مصنوعی زندگی می‌کنه. یه اتفاق عاطفی باعث فرو ریختن اون دنیا میشه و جنی سقوط می‌کنه. با ورود به آب وارد دنیای درونی خودش میشه، بعد دیوارها فرو می‌ریزن و پروانه‌ها آزاد میشن؛ یعنی جنی کم‌کم از چیزی که محدودش کرده بود رها میشه. اما برای فهمیدن دلیل سقوطش باید با خاطرات یه رابطه روبه‌رو بشه. در نهایت یه دختر بچه که می‌تونه نماد کودکی جنی باشه، اون رو به سمت خونه‌ی در حال سوختن می‌بره. جنی اونجا با خودش روبه‌رو میشه و می‌فهمه لازم نیست برای دوست‌داشتنی بودن بی‌نقص باشه. «فرشته سقوط نکرد تا تبدیل به هیولا بشه؛ سقوط کرد تا بفهمه لازم نیست فرشته‌ی بی‌نقصی باشه.» برای همین پایان MV رو بیشتر تولد دوباره‌ی هویت جنی می‌بینم تا یه پایان عاشقانه.
تركFallen Angel شاید داستان فرشته‌ای نباشه که می‌خواد دوباره به آسمون برگرده؛ داستان جنی‌ایه که بعد از سقوط فهمید دیگه نمی‌خواد به همون آسمون قبلی برگرده.

+1
🕯. شمع‌ها و بچه‌ها؛ پایان در پایان بچه‌ها با شمع ظاهر میشن و فضای MV بیشتر شبیه یه افسانه میشه. جنی هم مستقیم به دوربین نگاه می‌کنه و انگار داستان دیگه فقط درباره‌ی خودش نیست. شاید پیامش این باشه که همه‌ی ما یه نسخه‌ی قدیمی از خودمون داریم که فراموشش کردیم و همه‌مون ممکنه یه جایی توی زندگی سقوط کرده باشیم. ولی سقوط لزوماً پایان نیست.

+1
🦢. جنی و دختر بچه؛ روبه‌رو شدن با خودش جنی کنار همون دختر بچه می‌شینه و دختر بهش میگه حتی یه گیاه خشن و پر از خار هم می‌تونه زیباترین رز رو شکوفا کنه. به نظرم این جمله پیام اصلی MV ـه: چیزی که خار داره، لزوماً زشت نیست. چیزی که ناقصه، لزوماً شکست‌خورده نیست.

پس کل MV چه داستانی داره؟ جنی توی یه دنیای زیبا ولی مصنوعی زندگی می‌کنه. یه اتفاق عاطفی باعث فرو ریختن اون دنیا میشه و جنی سقوط می‌کنه. با ورود به آب وارد دنیای درونی خودش میشه، بعد دیوارها فرو می‌ریزن و پروانه‌ها آزاد میشن؛ یعنی جنی کم‌کم از چیزی که محدودش کرده بود رها میشه. اما برای فهمیدن دلیل سقوطش باید با خاطرات یه رابطه روبه‌رو بشه. در نهایت یه دختر بچه که می‌تونه نماد کودکی جنی باشه، اون رو به سمت خونه‌ی در حال سوختن می‌بره. جنی اونجا با خودش روبه‌رو میشه و می‌فهمه لازم نیست برای دوست‌داشتنی بودن بی‌نقص باشه. «فرشته سقوط نکرد تا تبدیل به هیولا بشه؛ سقوط کرد تا بفهمه لازم نیست فرشته‌ی بی‌نقصی باشه.» برای همین پایان MV رو بیشتر تولد دوباره‌ی هویت جنی می‌بینم تا یه پایان عاشقانه.
تركFallen Angel شاید داستان فرشته‌ای نباشه که می‌خواد دوباره به آسمون برگرده؛ داستان جنی‌ایه که بعد از سقوط فهمید دیگه نمی‌خواد به همون آسمون قبلی برگرده.

+1
💒. خونه‌ی در حال سوختن توی آهنگ جنی دنبال جاییه که بتونه بهش بگه «home»، ولی حالا با خونه‌ای روبه‌رو میشه که داره می‌سوزه. خونه = امنیت اما اینجا خونه دیگه قابل سکونت نیست. شاید چیزی که جنی فکر می‌کرد خونه‌ست، دیگه نمی‌تونه خونه‌ش باشه و باید رهاش کنه.

اگه دختر بچه رو کودکی جنی بدونیم، انگار اون کودک به جنی یادآوری می‌کنه که برای دوست‌داشتنی بودن لازم نیست بی‌نقص باشه.

+1
🧚‍♂. دختر بچه؛ کلید داستان یه دختر بچه با بال‌های فرشته و یه شمع وارد داستان میشه و جنی رو به سمت خونه‌ای که در حال سوختنه هدایت می‌کنه. به نظرم این دختر می‌تونه نماد کودکی یا خودِ اولیه‌ی جنی باشه؛ یه نسخه‌ی کوچیک‌تر و خالص‌تر از خودش. اون جنی رو نجات نمی‌ده؛ جنی رو به سمت حقیقت می‌بره.

+1
🤍. لباس‌های سیاه؛ فرشته‌ی بی‌نقص ظاهر جنی کم‌کم از رنگ‌های روشن و فانتزی به لباس‌های تیره‌تر و شبیه زره تغییر می‌کنه. به نظرم اینجا سیاه شدن جنی به معنی بد شدنش نیست. فرشته دیگه مجبور نیست طبق تعریف بقیه از «فرشته‌ی خوب» رفتار کنه. می‌تونه تاریک، عصبانی، آسیب‌پذیر و حتی ناقص باشه و بازم خودش باقی بمونه !!

اینجاست که می‌فهمیم سقوط فرشته فقط یه اتفاق فانتزی نیست؛ احتمالاً یه رابطه باعث این سقوط شده.