ch
Feedback
ـ رادیو نیلـگون

ـ رادیو نیلـگون

前往频道在 Telegram

محتوا؟هر آنچهِ ك از دل برآید ؛ گاهی قلم بر کاغذ می‌رقصد وَ گاهی‌ ثبت لحظاتی از مسیر سخت و شیرین این روزها‌ که تو دنیای اجرا، گویندگی شعر و کتاب میگذره! ‌- امیدوارم‌ بر دل نشـیند🪷💙🧚🏻‍♀️"

显示更多
伊朗144 969未指定类别
146
订阅者
无数据24 小时
-657 天
-30730 天
帖子存档
کاشکی اونقدری از نورت تو قلبم داشته باشم که بشه باهاش تا ته راه رفت:)✨🌱

نور؛ نورِ عزیز نوری ك مُدام به زندگیِ من می‌تابید نوری که اگه نداشتمت، تو تاریکی ها گم میشدم نور!نورِتمام! کاش از مدارِ تو بیرون نرم:)

Repost from N/a
در این پناهگاه، هر واژه حقِ زیستن دارد... از همین سطر، جهانِ واژه‌های سرکش بنا می‌شود !.

یه شب مهتاب.mp34.42 MB

می‌نویسم، چون اگر ننویسم، لای فکرو خیال‌هام غرق می‌شم. می‌نویسم، چون اگر ننویسم، لبریز از حرف‌های ناگفته می‌شم. می‌نویسم، چون نوشتن تنها پناهمه.

تمام راه را درست آمدم و خسته شدم؛ به من اجازه بده اشتباه برگردم‌...

غــزلِ_حــٰافظ_۲۰۲۶_۰۲_۱۳_۱۰_۱۰_۱۴_۶۱۶.mp31.96 MB

از سفت و سختیِ روزگار از چک‌لیست‌ بلند‌بالای کارها از غبارِ نشسته روی قلب هزار بار پناه به شعر...🪞
از سفت و سختیِ روزگار از چک‌لیست‌ بلند‌بالای کارها از غبارِ نشسته روی قلب هزار بار پناه به شعر...🪞

دلِ تنها - واندَم.mp34.69 MB

آری که تنهایم بی تو، ای خورشید زیبا، چون آخرین درخت سرپا در جنگل‌های تاریک، تنها به نور تو زنده‌ام، که گرما و روشنی‌ات در دل شب‌های سرد، چون شعله‌ای امید، می‌درخشد. عشق من به تو، ای نور مطلق، چون بذرهای زندگی در دل خاک، هر صبح با تابش پرمهر تو، رو به آسمان برمی‌خیزم و به آغوش گرم تو می‌شتابم. خورشید مرا می‌بوسد، و من در آن بوسه گم می‌شوم، در دنیایی پر از رنگ و روشنایی، جایی که عشق، تنها حقیقت است و من، دخترکی ساده، به آغوش تو پناه می‌آورم. ای خورشید، ای یار همیشه‌ام، بدون تو، سایه‌ها مرا در بر می‌گیرند، اما با وجودت، زندگی جاری‌ست و هر روز، داستان عشق ما آغاز می‌شود. "🌞🧚🏻‍♀✨" - دخترك نامه نویس.✍🏻🦋

«حس می‌کنم دیگر یک انسان تنها نیستم؛ بلکه بی‌شمار آدم‌ام‌ که نیمی از آن‌ها مرده‌اند و نیمی دیگر باید برای آن‌ها زنده بمانند»

گاهی باید رها کرد همه چیز را و گریست. آدمی بعد از گریه، در آرام‌ترین و امیدوارترین حالت ممکن قرار می‌گیرد. درست مانند آسمان، که بی‌قرار و بغض‌آلوده و ابری‌ست و برف که می‌بارد؛ به طرز شگفت‌آوری آرام می‌گیرد. بغضِ آسمان که تمام شد، خورشید می‌تابد و برف‌ها آب می‌شوند و صلح و آرامش، به آسمان و طبیعت باز می‌گردد. بغض را باید مانند پرنده‌ای در آسمان‌ چشم‌ها پرواز داد. باید اشک ریخت، باید دردها را از دریچه‌ی چشم‌ها بیرون انداخت. باید مانند روز اول آرام شد. -نرگس صرافیان طوفان

قاصدک ! شعر مرا از بر کن؛ برو آن گوشه باغ سمت آن نرگسِ مست و بخوان در گوشش و بگو باور کن.. یک نفر یادِ تو را، دمی از دل نبرد... - سهراب‌سپهری

Yeki Mese Ma.m4a4.64 MB