ch
Feedback
,猫 | Vestige .

,猫 | Vestige .

前往频道在 Telegram

꒰♯☁️꒱ In the depth of winter, I finally learned that within me there lay an invincible summer. !! 親 ◟ -Albert Camus ະ

显示更多
521
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-130 天

数据加载中...

吸引订阅者
4月 '26
四月 '260
在0个频道中
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+1
在0个频道中
Get PRO
一月 '260
在0个频道中
Get PRO
十二月 '250
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+885
在0个频道中
Get PRO
十月 '250
在1个频道中
Get PRO
九月 '250
在0个频道中
Get PRO
八月 '250
在1个频道中
Get PRO
七月 '250
在0个频道中
Get PRO
六月 '25
+36
在1个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
29 四月0
28 四月0
27 四月0
26 四月0
25 四月0
24 四月0
23 四月0
22 四月0
21 四月0
20 四月0
19 四月0
18 四月0
17 四月0
16 四月0
15 四月0
14 四月0
13 四月0
12 四月0
11 四月0
10 四月0
09 四月0
08 四月0
07 四月0
06 四月0
05 四月0
04 四月0
03 四月0
02 四月0
01 四月0
频道帖子
2
Rip our dearest legend, you’ll be loved forever.
64
3
بهرام بیضایی در روز تولدش در سن ۸۷ سالگی درگذشت. @RegaPlus
بهرام بیضایی در روز تولدش در سن ۸۷ سالگی درگذشت. @RegaPlus
59
4
没有文字...
177
5
باران می‌بارید. مه و باران روی شهر گسترده بود؛ گویی از هر بام و دیواری، قطره‌هایی خسته و سرد فرو می‌چکید. خیابان‌ها گِل‌آلود و لغزنده، و آسمان، رنگ سرب داشت. در این هوا، اسب‌ها با زحمت پیش می‌رفتند و کالسکه‌ها با صدای خفه‌ای از روی چاله‌های پر از آب می‌گذشتند. باران چنان بی‌وقفه می‌بارید که انگار اراده کرده باشد همهٔ جهان را در سکوتِ خیسِ خود فرو ببرد. — چارلز دیکنز / خانهٔ قانون‌زده.
175
6
— Today ، باغ‌کتاب .+1
— Today ، باغ‌کتاب .
149
7
— Today ، باغ‌کتاب .+1
— Today ، باغ‌کتاب .
1
8
没有文字...
163
9
عکس نه فقط تصویری از یک لحظه است؛ نوعی شهادت است—گواهیِ خاموشِ چیزی که بوده و دیگر نیست. در هر عکس، مرگی کوچک پنهان شده؛ چون تصویر، زمان را منجمد می‌کند و می‌گوید: این بود، و دیگر هرگز تکرار نخواهد شد. عکاس لحظه را شکار نمی‌کند؛ بلکه آن را به تقدیر می‌سپارد— تا در آینده، کسی با نگاه‌کردن به آن حضورِ غایب یک انسان را حس کند. — رولان بارت / اتاق روشن
161
10
没有文字...
263
11
«بدبختیِ انسان از آن‌جا شروع می‌شود که چشم باز می‌کند و می‌بیند جهان پاسخی برای رنجش ندارد. ناامیدی همان لحظه‌ای‌ست که همه‌چیز بی‌معنا می‌شود؛ امّا درست همان‌جا می‌توانی آزادی را لمس کنی، چون دیگر چیزی برای از دست‌ دادن نداری.» — آلبرکامو ، افسانه سیزیف
386
12
من از نهایتِ شب، حرف می‌زنم من از نهایتِ تاریکی و از نهایتِ شب، حرف می‌زنم. اگر به خانه‌ی من آمدی، برای من ای مهربان، چراغ بیاور و یک دریچه، که از آن به ازدحامِ کوچه‌ی خوشبخت بنگرم. — فروغ فرخزاد، از شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد»
384
13
没有文字...
482
14
- everything we want, will require unfathomable violence. - هر آنچه می‌خواهیم، بهایی جز خشونتی غیرقابل تصور نخواهد داشت.
- everything we want, will require unfathomable violence. - هر آنچه می‌خواهیم، بهایی جز خشونتی غیرقابل تصور نخواهد داشت.
520
15
«من بر این باورم که زندگی هیچ معنای ذاتی ندارد. اما همین که ما به دنبال معنا می‌گردیم، خود این جستجو ارزشمند است. انسان باید پوچی را بپذیرد و با آن بجنگد، نه اینکه در انتظار معجزه‌ای بیهوده بماند.» -آلبرکامو
754
16
نمی‌دونی؛ تو که عاشق نبودی.. چه سخته مرگِ گل؛ برای گلدون. • 0:32 •
828
17
«من از آدم‌ها گریزانم، چون هرچه بیشتر می‌بینمشان، بیشتر از خودم بیزار می‌شوم. انگار هر نگاهشان آینه‌ای است که زشتی روح مرا نشان می‌دهد.» -صادق‌هدایت
1 612
18
The look of a women when she gets you alone, You can't see what's coming but there's blood in your bones, There's power in your pocket and ships in your sea, It doesn't often happen, but it happened to me. • 0:26 •
1 633
19
没有文字...
1 504
20
sticker.webp
1 389